آیتالله محجوب جهرمی (ره): یادمان فقیهی متواضع در قم و جهرم
نماینده انقلابی نباید از موضعگیریها هراسی داشته باشد و باید عاقبتخیری خود را بر ملاحظات سیاسی ارجح بداند.
سدِ نامرئیِ پیشرفت؛ روایتِ کندی اینترنت در کوچه پس کوچههای جهرم
نادر افسر؛ از زمین ورزش تا صحنه تئاتر، روایتی از یک زندگی سرشار از هنر و خدمت
از سیل و پرداخت خسارت تا ناکارآمدی شهرداری و مدیریت شهری در جهرم
فراخوان جشنواره تولید محتوای دیجیتال جهرم تا پایان خرداد تمدید شد؛ فرصتی برای روایت ایثار
حامیان دولت در جهرم به رئیسجمهور پیام منتقدانه دادند/ ترابیجهرمی: متاسفانه انتصابات در فارس از روز اول شاخص شایسته سالاری در آن کم رنگ بود
جهرم در گلولایِ انتظار؛ وقتی وعدهها به دست سیلزدگان نمیرسد
۲۵ مهرماه، سالروز تولد یکی از چهرههای درخشان و ماندگار دنیای حقوق ایران است — دکتر گودرز افتخار جهرمی. استادی بزرگ، مدیری فرهیخته و انسانی شریف که بخش بزرگی از عمر خود را صرف آموزش، پژوهش و خدمت به نظام حقوقی کشور کرده است.
شبیه قصهای از دل افسانههاست؛ کوچهای تاریک و طولانی، دو طرف باغهای لیمو و صدای گربههایی که نیمهشب به جان هم میافتادند. اهالی جهرم قدیم هنوز با ترس و شگفتی از «کوچه گربهچنگی» یاد میکنند؛ جایی که خیال و واقعیت در هم تنیده میشد.
در ۸۸ سال پیش، جهرم تنها یک خیابان سبز داشت؛ خیابانی که درختانش در سالهای گذشته کاشته شده بودند.
نام او را «بقراط زمان» و «جالینوس عهد» گذاشتند؛ طبیبی از تبار سادات موسوی که از جهرم برخاست و به دربار صفوی رسید. حکیم سید سلمان موسوی جهرمی، شاه سلمان نامدار، میراثی از دانش، عرفان و کرامت برای آیندگان برجای گذاشت.
سال ۱۳۸۴ با کلنگی از اخلاص آغاز شد؛ همان سالی که حاج صمد حقدان تصمیم گرفت یاد حضرت فاطمه زهرا (س) را در بنایی زنده کند. امروز این حسینیه، به قطب معنوی شهرک انقلاب تبدیل شده است؛ جایی برای نماز، قرآن، احیاء، عزاداری و خدمت.
امروز، سالروز پرواز روح بزرگمردیست که در اوج آشفتگی یک دوره تاریخی، فقط با یک جمله، مسیر جهرم را از انحراف جدا کرد. آیتالله آیتاللهی، با همان سکوت پرصلابت و نگاهی عمیق، حزب توده را پیش از آنکه ریشه بدواند، از ریشه خشکاند.
پیش از آنکه نوحهخوان آغاز کند، او بود که با صدایی لرزان، تربت بر گونه میکشید و دلها را به کربلا میبرد. عالم مستجابالدعوهای که خانهاش در عاشورا، به جایگاه عزا و ایمان بدل میشد؛ با شال عزا و اشکهایی که بیوقفه میریخت.
در جهرمِ دهه ۴۰، نوحهخوانی و سینهزنی سنتی با همراهی علما و بزرگان دین، از گازران تا کوشکک، قصهای بود از عشق، اشک و ایمان.
نامش بر دیوار کوچهای کهنسال ثبت شده، اما تبارش، در امتداد یک سلسله نورانی تا هفتمین امام شیعیان میرسد. امامزاده اسماعیل (ع) مردی از نسل اهلبیت(ع)، که نیایی برای چندین امامزاده نامدار جهرم و خفر است. هر گام در مسیر شجرهاش، صفحهای از تاریخِ پیوند دین و خاک است.
سند تاریخی نامه اعتراضی مردم جهرم در دوره هفتم مجلس شورای ملی، سندی گویا مربوط به 100 سال پیش از چگونگی بدل شدن رأی مردم به ابزار مشروعیت بخشی برای دولتی بود که نمایندگان را نه انتخاب، که منصوب میکرد.
به گزارش جهرم خبر، صفحهای که قیمت روز نان، گوشت، برنج، قند و چای را مشخص میکرد و روزی بر دیوار مغازهها چسبیده بود، حالا سندیست از حال و هوای اقتصادی یک شهر در ۶۰ سال پیش. نرخنامه مصوب کمیسیون تعیین نرخ شهرداری جهرم در سال ۱۳۴۲، دریچهایست به سبک زندگی، معیشت مردم و اداره امور شهری در دهه ۴۰ خورشیدی.
در خانهای که سالهاست مهربانی را به فرزندانش آموخته و پناهی برای نیازمندان بوده، اینبار خودِ مهربانی مورد تجلیل قرار گرفت. حضور امام جمعه جهرم و جمعی از مسئولان ارشد فرهنگی و شهری در منزل خانواده الطافی، بهانهای بود برای پاسداشت نسلی از انسانهای بیادعا که خدمت را نه در شعار، بلکه در سکوت و استمرار معنا کردهاند.
در هزارتوی تاریخ شهر جهرم، ردپای زمینلرزهها همانقدر روشن است که سایه نخلها در آفتاب تابستانیاش. از زلزلهای در سال ۴۴۸ هجری شمسی تا لرزشهای پیاپی در دهه ۱۳۹۰، این شهر کهن در حاشیه زاگرس، بارها با زمین لرزان همنفس شده است. مستندات تاریخی، روایتگر بیش از ۲۰۰ زمینلرزه در شعاع ۵۰ کیلومتری جهرم طی هفت دهه اخیرند؛ از زلزله مهیب لار در سال ۱۳۳۹ که جهرمیها با کمکهای مردمی در آن خوش درخشیدند، تا لرزشهای خفیف و مکرری که در دهههای بعد، آرامش روزمره شهر را به لرزه درآوردند.
در مراسم اختتامیه همایش هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه از نیم قرن فعالیت آموزشی و پژوهشی استاد احمد ضابطی جهرمی، استاد تمام دانشگاه صداوسیما، تجلیل شد
در شهری که پارکهایش آب ندارند، پیادهروهایش مال مردم نیست، و یاد خوشگذرانیاش فقط به زیلویی زیر المان لکلک برمیگردد، تفریح یعنی یک رؤیای فراموششده. جهرم، در مسیر مرکز استان شدن، هنوز برای کودکانش حتی یک زمین بازی واقعی ندارد.
وقتی شهری شانزده بار در شاهنامه فردوسی نام برده میشود، انتظار میرود دیوارهایش با غرور ادبی رنگ گرفته باشند و میدانهایش بوی هویت بدهند. اما جهرم، با تمام این افتخار بینظیر، در سکوتی تلخ فرورفته است؛ نه نامی از فردوسی بر خیابانها مانده، نه بیتی از شاهنامه بر دیوارها نشسته، نه نسلی که بداند سهم شهرش در شاهکار حماسی ایران زمین، شانزده بار تکرار نام است.
در شهری که تابلوهای رنگورورفته «طرحهای ملی» هنوز از تیرهای زنگزده خیابانها آویزاناند، حالا خبر از پروژهای دیگر میرسد: «دهکده لجستیک». اما مردم جهرم هنوز برای راهآهنی که به ریل نرسید، فرودگاهی که پرواز نکرد، و پتروشیمیای که دود نکرد، پاسخی نیافتهاند. آیا این بار هم تنها نامی میماند بر کاغذهای بایگانیشده در اتاقهای اداری؟
مجموعه داستانهای کوتاه برگزیدهی دورههای پنجم تا نهم دوسالانهی داستان کوتاه نارنج بهزودی به همت انتشارات ناد و همکاری موسسهی فرهنگی هنری نارنج منتشر خواهد شد.
در شهری که خرما و آفتابسوزانش شهره است، مردی پرورش یافت که زبان را خنکای اندیشه بخشید و واژه را از دل خاک به اوج معنا رساند. علیمحمد حقشناس، فرزند جهرم، مردی که هنوز هم در میان سطرهای زبانشناسی ایران زنده است.