جهرم خبر،همزمان با تداوم گرمای کمسابقه و روزهای داغ تابستان در جهرم، «محمدعلی حقدل» شاعر جهرمی با سرودن شعری طنز، نگاهی متفاوت و شیرین به حال و هوای این روزهای شهر و نقش پررنگ کولر گازی در زندگی مردم داشته است.
اوج گرما و در دل شرجی
یار درد آشنا ، کولر گازی
من فدای کسی که ساخت تو را
این چنین دلربا ، کولر گازی
همه محو هوای مطبوعت
به خصوص اغنیا ، کولر گازی
انتخابات اگر شود برپا
رای ما و شما ، کولر گازی
دوست دارم درون آغوشت
بشوم من رها ، کولر گازی
عشق من گر چه همسرم باشد
او کجا؟ تو کجا؟ ، کولر گازی
میهمان ها همیشه مجذوبت
مثل دارالشفا کولر گازی
توی یک کوچه ای که ده خانه است
چهل و هشت تا کولر گازی
تازگی ها عروس می گیرد
زیر لفظی ز ما ، کولر گازی
در شب عقد می دهد داماد
صد و ده سکه با کولر گازی
ایستاده و یا که بر دیوار
مثل فرمانروا ، کولر گازی
با تو روح و روان ما زنده
راز و رمز بقا ، کولر گازی
در دل مشکلات گوناگون
چیست مشکل گشا؟ کولر گازی
بس که جذاب و خوشکل و خنک است
مرغ عیش و عزا ، کولر گازی
کولر آبی به زور سیکل گرفت
مدرک دکتری ، کولر گازی
پای سفره ولو که نان خشک
عامل اشتها ، کولر گازی
شب بله برون ، مادرزن گفت
دخترم ابتدا ، کولر گازی
کرد روشن برای من آن شب
دخترش با ادا ، کولر گازی
گفت مهریه ؟ گفتمش سکه
گل و آیینه ، با کولر گازی
گفت شغل تو چیست؟ من گفتم
تاجرم ، از قضا ، کولر گازی
از گچین و گناوه و بندر
می برم من فسا ، کولر گازی
دیده ام من به هر کجا رفتم
موقع پاگشا ، کولر گازی
کارها می کند هوای خنک
دلنشین ، باقلوا، کولر گازی
✍️محمد علی حقدل
