گاهی مسیر زندگی یک استاد دانشگاه، در همان رشتهای که سالها برای آن درس خوانده و تدریس کرده خلاصه نمیشود. ممکن است سالها با معادلات مهندسی، آزمایشگاه، دانشگاه و دانشجو سروکار داشته باشد و در کنار همه اینها، دغدغهای دیگر را نیز دنبال کند؛ دغدغهای که از جنس پرسش، مطالعه و گفتوگوست.
دکتر محمدحسن شجاعیفرد از جمله استادانی است که زندگی علمی او را میتوان در چنین دو مسیری روایت کرد؛ از مهندسی مکانیک و دانشگاه علم و صنعت ایران تا مطالعه متون دینی و گفتوگو با عالمان مذاهب اسلامی.
او متولد سال ۱۳۲۸ در جهرم است؛ شهری که نخستین سالهای زندگیاش در آن گذشت و بعدها مسیر تحصیل و فعالیت علمی، او را از جهرم به آبادان و تهران و سپس به انگلستان رساند.
شجاعیفرد تحصیلات خود را در رشته مهندسی مکانیک ادامه داد و دورههای تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه بیرمنگام انگلستان به پایان رساند. بازگشت به ایران، آغاز فصل مهمی از فعالیت دانشگاهی او بود؛ فصلی که بخش عمده آن در دانشگاه علم و صنعت ایران سپری شد.
سالهایی که با دانشگاه و مهندسی گذشت
برای دکتر شجاعیفرد، دانشگاه تنها محل تدریس نبود؛ بخش مهمی از زندگی حرفهای او در آموزش، پژوهش، تربیت دانشجو و فعالیتهای علمی و صنعتی شکل گرفت.
او در حوزه مهندسی خودرو فعالیت گستردهای داشت و در تأسیس و راهاندازی پژوهشکده و دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران نقش داشت. ساخت و راهاندازی دو ساختمان بزرگ با مجموع زیربنای حدود ۹ هزار مترمربع نیز بخشی از فعالیتهای اجرایی او در این حوزه عنوان شده است.
سالها حضور در دانشگاه، او را با نسلهای مختلف دانشجویان همراه کرد. بیش از ۴۵ دانشجوی دکتری و ۲۲۵ دانشجوی کارشناسی ارشد زیر نظر او تحصیل کردند و فارغالتحصیل شدند؛ آماری که بخش مهمی از کارنامه یک استاد دانشگاه را نه روی کاغذ، بلکه در مسیر علمی دانشجویانی نشان میدهد که بعدها راه خود را در دانشگاه و صنعت ادامه دادهاند.
در کنار تدریس و پژوهش، مسئولیتهای مختلف علمی و دانشگاهی نیز در کارنامه او قرار گرفت و انتخاب بهعنوان استاد نمونه کشوری و سپس استاد ممتاز دانشگاه علم و صنعت ایران، بخشی از جایگاه علمی او را رقم زد.
اما شاید تمام اینها تنها یک روی زندگی علمی شجاعیفرد باشد.
وقتی پرسشها از مرز رشته دانشگاهی عبور میکنند
در کنار سالهای فعالیت در مهندسی و دانشگاه، دکتر شجاعیفرد به مطالعه منابع دینی و موضوعات مرتبط با مذاهب اسلامی نیز پرداخت.
این علاقه صرفاً به مطالعه در کتابخانه محدود نماند. او در سفرهای متعدد به مکه و مدینه، با عالمان اهل سنت به گفتوگو و مناظره پرداخت؛ گفتوگوهایی که بعدها بخشی از آنها در قالب یک کتاب گردآوری شد.
حاصل این مسیر، کتاب «مناظره دکتر و شیخ» بود؛ اثری که تلاش شده مباحث آن بر پایه منابع و متونی که نزد اهل سنت نیز معتبر و پذیرفته است، مطرح شود.
همین شیوه، فضای کتاب را از یک بیان صرفاً یکسویه دور کرده و آن را به متنی مبتنی بر گفتوگو، استناد و مراجعه به منابع تبدیل کرده است.
در واقع، شجاعیفرد در این بخش از فعالیت خود نیز همان رویکردی را دنبال میکند که در فضای دانشگاهی با آن شناخته شده است؛ پرسیدن، مطالعه کردن، مراجعه به منابع و رسیدن به پاسخ از مسیر گفتوگو و بررسی.
کتابی که از جهرم تا آن سوی مرزها رفت
«مناظره دکتر و شیخ» پس از انتشار در ایران با استقبال مخاطبان مواجه شد و در سالهای بعد در نوبتهای متعدد به چاپ رسید.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، شمار نسخههای فارسی این کتاب از ۳۵۰ هزار نسخه فراتر رفته است؛ رقمی که نشان میدهد اثر از محدوده مخاطبان تخصصی فراتر رفته و توانسته با طیف گستردهای از خوانندگان ارتباط برقرار کند.
ماجرا اما به زبان فارسی محدود نماند. این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه و منتشر شد و نسخههایی از آن به ۱۲ زبان، از جمله انگلیسی، عربی، اسپانیایی، ترکی، فرانسوی، هوسا، سواحلی و هندی، در اختیار مخاطبان قرار گرفت.
به این ترتیب، بخشی از دغدغه فکری یک استاد جهرمی دانشگاه علم و صنعت، از محیط دانشگاه و فضای فارسیزبان فراتر رفت و به مخاطبانی در کشورهای مختلف رسید.

دو مسیر متفاوت، یک روحیه مشترک
شاید در نگاه نخست، مهندسی خودرو و گفتوگوی بینمذهبی دو حوزه کاملاً متفاوت به نظر برسند؛ یکی با زبان علم و فناوری سروکار دارد و دیگری با متون دینی، اعتقادات و گفتوگو میان مذاهب.
اما در زندگی علمی شجاعیفرد، میتوان نقطه مشترکی میان این دو مسیر پیدا کرد: پژوهش و پرسشگری.
او سالها در دانشگاه به تربیت مهندس و پژوهشگر پرداخته و همزمان، در حوزهای خارج از تخصص دانشگاهی خود، مسیر مطالعه و گفتوگو را دنبال کرده است.
این بخش از زندگی او شاید برای جامعه دانشگاهی از این جهت قابل توجه باشد که نشان میدهد علاقه علمی یک استاد الزاماً در مرزهای عنوان رشته دانشگاهیاش متوقف نمیشود. گاهی یک پرسش، انسان را از آزمایشگاه مهندسی به کتابخانه و از کتابخانه به گفتوگو با صاحبنظران میرساند.
میراثی فراتر از یک عنوان دانشگاهی
امروز وقتی از دکتر محمدحسن شجاعیفرد سخن گفته میشود، میتوان از استادی جهرمی یاد کرد که سالهای زیادی از عمر خود را در دانشگاه علم و صنعت ایران، در عرصه آموزش، پژوهش، مهندسی خودرو و تربیت دانشجو سپری کرده است؛ استادی که در حوزه تخصصی خود جایگاهی علمی به دست آورده و نامش در میان پژوهشگران برجسته قرار گرفته است.
اما در کنار این تصویر دانشگاهی، چهره دیگری نیز وجود دارد؛ پژوهشگری که بخشی از زندگی فکری خود را به مطالعه منابع دینی، گفتوگو با عالمان مذاهب و نگارش اثری اختصاص داده که بعدها به زبانهای مختلف ترجمه شد.
شاید روایت کاملتر زندگی او همین کنار هم قرار گرفتن این دو تصویر باشد؛ مهندسی که به گفتوگو علاقهمند شد، استادی که پرسشهایش به مرزهای تخصص دانشگاهی محدود نماند و جهرمیای که بخشی از اندیشه و تجربه خود را در قالب کتاب با مخاطبانی فراتر از مرزهای ایران در میان گذاشت.
از جهرم تا دانشگاه علم و صنعت، از مهندسی خودرو تا گفتوگوی میان مذاهب؛ مسیر زندگی دکتر محمدحسن شجاعیفرد، روایت یک زندگی علمی است که در یک رشته آغاز شد، اما در همانجا متوقف نماند.
