جهرم خبر، گاهی بعضی آدمها، با وجود عمر کوتاه، ردپایی از خود به جا میگذارند که سالها بعد میتوان آن را میان سطرهای یک کتاب، خاطرههای دوستان و گوشهوکنار شهر پیدا کرد. شادروان حسین آزادگان جهرمی از همین دست آدمها بود؛ جوانی تحصیلکرده، خوشاخلاق، پرجنبوجوش و خوشذوق که در کنار زندگی دانشگاهی و علمی، دلش با شعر بود و از سالهای نوجوانی، واژهها را به زبان احساس خودش کنار هم مینشاند.
حسین آزادگان جهرمی، فرزند مرحوم حاج حسام، روز سهشنبه ۱۹ آبانماه سال ۱۳۴۹ در بیمارستان و زایشگاه اقبال تهران چشم به جهان گشود. سکونت خانواده در تهران باعث شد سالهای نخست کودکی او در پایتخت سپری شود، هرچند ریشههای خانوادگیاش به جهرم و محله مصلی بازمیگشت؛ جایی که پدرش اصالتاً از آنجا بود.
بازگشت به شهر پدری
دوران تحصیل حسین در جهرم ادامه پیدا کرد. او تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان دهبانی آغاز کرد و پس از پشت سر گذاشتن دوره راهنمایی، در سال ۱۳۶۸ دیپلم علوم تجربی را از دبیرستان خواجه نصیر جهرم دریافت کرد.
مسیر علمی او بعد از دبیرستان نیز ادامه یافت. حسین در سال ۱۳۷۳ موفق شد مدرک کارشناسی زیستشناسی، گرایش میکروبیولوژی، را از دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم دریافت کند. در سالهای دانشجویی، استادانی همچون آقایان دکتر علی میر جلیلی، احمد کرباسچی و استاد صمد سهرابی از جمله استادان او بودند.
اما دانشگاه برای حسین تنها محلی برای آموختن علوم تجربی نبود؛ همانجا بود که بخش دیگری از شخصیت او، یعنی شاعر درونش، مجال بیشتری برای دیدهشدن پیدا کرد.
وقتی علم با شعر همقدم شد
حسین از دوران راهنمایی شعر میسرود. در این مسیر، مادر مهربانش یکی از مهمترین مشوقان او بود؛ مادری که ذوق ادبی فرزندش را جدی گرفت و او را در ادامه این راه دلگرم کرد.
شعر برای حسین، صرفاً سرگرمی نبود. در میان دوستان و همکلاسیهای دانشگاهی نیز طبع شاعرانهاش خود را نشان میداد. بخشی از اشعار طنز او درباره همکلاسیهایش شکل گرفته بود؛ شعرهایی که از فضای دوستانه دانشگاه و نگاه شوخطبعانه او به آدمهای اطرافش حکایت داشت.
همین روحیه، در کنار اخلاق خوش و جنبوجوشی که اطرافیان از او به یاد دارند، تصویری متفاوت از یک دانشجوی رشته میکروبیولوژی به دست میدهد؛ جوانی که در کنار کتابهای علمی، با شعر زندگی میکرد.
از سربازی تا دانشگاه
پس از پایان دوره کارشناسی، حسین راهی خدمت سربازی شد. دوران خدمت او در مرکز آموزش تکاوران دریایی منجیل، در محدوده شهرستان رودبار و در مرز سه استان زنجان، قزوین و گیلان سپری شد.
بعد از پایان خدمت، به دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم بازگشت و در این مجموعه مشغول به کار شد. او در کنار فعالیتهای کاری، مسیر تحصیل را نیز ادامه داد و در سال ۱۳۷۸ در مقطع کارشناسی ارشد رشته میکروبیولوژی پذیرفته شد.
در همین سالهای جوانی، فرصت سفر معنوی نیز نصیبش شد و در سال ۱۳۷۹ به حج عمره مشرف شد.
دفتر شعری که پس از رفتنش ماند
حسین آزادگان فرصت چندانی برای ادامه زندگی، تحصیل و فعالیتهای ادبی پیدا نکرد.
او پس از طی یک دوره بیماری، روز پنجشنبه ۲۲ شهریورماه سال ۱۳۸۰ در بیمارستان پیمانیه جهرم چشم از جهان فروبست و در قطعه ۴، ردیف ۱۹، شماره ۳۲ قبرستان رضوان جهرم به خاک سپرده شد.
مرگ او پایان همه آن شعرهایی نبود که در سالهای جوانی سروده بود. بخشی از آنچه در ذهن و دلش شکل گرفته بود، در قالب مجموعهای با عنوان «پرواز این نبود» به یادگار ماند.
این مجموعه شعر در ۹۶ صفحه، در سال ۱۳۸۱ توسط مؤسسه فرهنگی انتشارات پازینه تهران و با شمارگان سه هزار نسخه منتشر شد. مقدمه کتاب را حمید چمنرخ نوشته و مجموعه به والدین، برادر، خواهران، بستگان، دوستان، آشنایان و همکاران حسین آزادگان تقدیم شده است.
نکته قابل توجه این است که چاپ این دفتر شعر از دوران بیماری او مورد توجه قرار گرفته بود و پس از درگذشتش منتشر شد؛ گویی خانواده و دوستانش میخواستند صدای شاعری را که فرصت چندانی برای ادامه راه نیافت، در میان صفحات یک کتاب ماندگار کنند.

پروازی که به مقصد نرسید
عنوان کتاب، «پرواز این نبود»**، سالها بعد از انتشارش نیز حالوهوای خاصی پیدا میکند؛ وقتی زندگی شاعری جوان را مرور میکنیم که هنوز در ابتدای راه بود، درس میخواند، کار میکرد، شعر میگفت و برای آینده برنامه داشت.
او تنها ۳۰ سال داشت که از میان خانواده، دوستان و همکارانش رفت؛ اما شعرهایش ماند تا بخشی از آن شخصیت پرشور و خوشذوق را روایت کند.
حتی درآمد حاصل از چاپ این مجموعه نیز به خیریه اختصاص یافت؛ پایانی شایسته برای کتابی که از زندگی و احساسات یک شاعر جوان برخاسته بود و قرار بود بخشی از خیر و یاد او را به دیگران برساند.
حسین آزادگان جهرمی امروز در میان مردم جهرم، بیش از آنکه با سالهای کوتاه عمرش شناخته شود، با خاطره شعرها، اخلاق خوش و دفتر شعری شناخته میشود که نام او را در میان شاعران جوان این شهر ثبت کرده است.
«پرواز این نبود» شاید عنوان یک مجموعه شعر باشد، اما برای زندگی حسین آزادگان جهرمی نیز معنایی دیگر پیدا میکند؛ پروازی که خیلی زود متوقف شد، اما رد آن در سطرهای شعر و خاطرههای یک شهر باقی ماند.**
