به گزارش جهرم خبر، بعضی روزها، دلت هوای قدم زدن میخواهد. هوای دیدن درخت، صدای آب، خنده بچهها. یا گاهی تنها یک دورهمی ساده خانوادگی، چند ساعت گریز از روزمرگی. اما در جهرم، همین خواسته ساده، به معمایی پیچیده تبدیل میشود: برای یکیدو ساعت تفریح، واقعاً کجا باید رفت؟
سالهاست که شهروندان جهرم، این سؤال تکراری را میان اعضای خانواده دست به دست میکنند. جواب اما، همچنان در محدوده چند پارک نیمهجان و خاطرههای محو از «فلکه چمران» و «جاده فرودگاه» میچرخد. همان جادهای که جز چند چراغ کمنور، چیزی برای عرضه نداشت و نهایت امیدش به همان دورهمیهای با اعمال شاقه بود. یا فلکهای که زیر المان لکلک، زیلویی پهن میشد تا چند ساعتی از دل خانواده گرم بماند.
حالا هم که بهار رو به پایان است و تابستان در راه، باز همان سؤال قدیمی تکرار میشود. وقتی بچهها سه ماه تعطیلاند و جوانان جویای تفریح، جهرم چه گزینهای دارد که به آنان پیشنهاد دهد؟ غیر از چند پارک که آب کافی هم به درختانشان نمیرسد و چمنهایشان رمق ندارد، مکان دیگری هست؟ اگر هست، چرا ما نمیدانیم؟
شاید به همین دلیل ساده است که خانوادههای بسیاری، ترجیح میدهند برای تفریح، به شهرهای اطراف بروند. به شیراز، با آن پیادهروهای دوستداشتنی، خیابانهای زنده، و پروژههای تفریحی بزرگ که شهرداریاش یکی پس از دیگری از آنها رونمایی میکند. وقتی میشود تنها با یک پیادهروی ساده در خیابانهای شیراز روح تازهای گرفت، چرا باید در پیادهروهای جهرم، میان بساط مغازهداران، راه رفت و دلچرکین شد؟
این مقایسه نه از سر حسرت، که از سر دلسوزی است. جهرم، اگر قرار است در آینده مرکز استان باشد، فقط با نام و عنوان پیش نمیرود. یک شهر، وقتی در قد و قواره مرکز استان ظاهر میشود که زیرساختهایش همتراز آن باشد: از حملونقل و آموزش گرفته تا فضاهای فرهنگی، ورزشی و تفریحی. نبود این زیرساختها، فقط دل خانوادهها را نمیسوزاند؛ حتی مانع ماندگاری نخبگان و متخصصان در شهر هم میشود.
در یک نشست خبری چند سال پیش در دانشگاه علوم پزشکی جهرم، وقتی خبرنگاری از دلایل مهاجرت پزشکان پرسید، معاون دانشگاه جواب تلخی داد: «فرزند من اگر بخواهد در این شهر به یک مکان تفریحی برود، کجا باید برود؟ زیرساختها را فراهم کنید تا پزشک بماند.»
این یک زنگ خطر بود که هنوز هم طنینش خاموش نشده است.
واقعیت این است که جهرم از این نبودها رنج میبرد. رنجی که با شعار و توجیه درمان نمیشود. مردم این شهر، بهتر از هر کسی میدانند که “پول نیست”، اما این جمله سالهاست که بهانهای برای بیعملی شده است. اگر پول نیست، بروید سراغش. دنبال آن باشید. شهر را با این جمله بیرمق نکنید.
حالا زمان آن رسیده که بهجای بگومگوهای خستهکننده و جناحی، به فکر مردم بود. به فکر دانشآموزانی که در تابستان به چشم دوختهاند، به خانوادههایی که نیاز به تفرجی کوتاه دارند، به مردمی که گاهی فقط یک شب خوشگذرانی ساده میخواهند.
شاید ساختن چند پارک، یک پروژه عظیم عمرانی نباشد، اما برای مردمی که هنوز هم خاطره زیلوی زیر لکلک را فراموش نکردهاند، همین کار کوچک میتواند دلگرمکننده باشد. گام به گام، جهرم را زندهتر کنیم. این شهر سزاوار بیشتر از اینهاست.
