آیتالله محجوب جهرمی (ره): یادمان فقیهی متواضع در قم و جهرم
نماینده انقلابی نباید از موضعگیریها هراسی داشته باشد و باید عاقبتخیری خود را بر ملاحظات سیاسی ارجح بداند.
سدِ نامرئیِ پیشرفت؛ روایتِ کندی اینترنت در کوچه پس کوچههای جهرم
نادر افسر؛ از زمین ورزش تا صحنه تئاتر، روایتی از یک زندگی سرشار از هنر و خدمت
از سیل و پرداخت خسارت تا ناکارآمدی شهرداری و مدیریت شهری در جهرم
فراخوان جشنواره تولید محتوای دیجیتال جهرم تا پایان خرداد تمدید شد؛ فرصتی برای روایت ایثار
حامیان دولت در جهرم به رئیسجمهور پیام منتقدانه دادند/ ترابیجهرمی: متاسفانه انتصابات در فارس از روز اول شاخص شایسته سالاری در آن کم رنگ بود
جهرم در گلولایِ انتظار؛ وقتی وعدهها به دست سیلزدگان نمیرسد
در روزهایی که قیمت تخممرغ از مرز صد هزار تومان عبور کرده و مرغ با نوسان به ۱۴۵ هزار تومان رسیده، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان در دو سوی یک معادله نابرابر ایستادهاند؛ معادلهای که کلید حل آن، در تأمین و توزیع عادلانه نهادههای دامی نهفته است.
برداشتهای بیرویه از منابع زیرزمینی و خشکسالیهای پیاپی، زمین را تهی کرده و رکورد ۵۴ سانتیمتر فرونشست را رقم زده است؛ رقمی که بیش از هر زلزلهای، از فاجعه خبر میدهد.
کارگاه تولید چادر در جهرم که از مهرماه سال گذشته با سرمایهای محدود آغاز به کار کرده، امروز با بیش از هزار قطعه تولید و حضور یازده نیروی کار مستقیم و غیرمستقیم، به الگویی از تلفیق تولید، اشتغالزایی و پاسداشت فرهنگ عفاف در کشور تبدیل شده است.
نیسانِ کلعباس هنوز روشن نشده، اما زنان روستا بیدارند؛ با دستانی پینهبسته و دلهایی که میان امید و اجبار میتپد. هر سحر، جادههای جهرم، میزبان کاروانی از زنان است که نان را از دل خاک و آفتاب بیرون میکشند؛ بیقرارداد، بیحامی، بیصدا.
نخلستانهای جهرم، روزگاری مایه فخر و رونق این دیار بودند؛ اما امروز نفسهایشان به شماره افتاده است. کارشناسان معتقدند تنها راه نجات این میراث، تدوین و اجرای «سند راهبرد بازآفرینی پهنه میراثی باغات جهرم» است؛ سندی که میتواند باغات را از مرگ نجات دهد و به قلب تپنده توسعه اقتصادی و گردشگری شهر بدل کند.
از برگزاری جشنوارههای فرهنگی گرفته تا توسعه بومگردی و ایجاد زیرساختهای اقامتی، جهرم میتواند با گامهایی هدفمند، اقتصاد محلی را رونق بخشد و به شهری سرزنده و مقصدی جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شود.
مسعود فرشیدنیا، معلم و نویسنده جهرمی، بیش از چهار دهه است که روایتگر خاطرات نسلی است که در جبهههای جنگ تحمیلی ایستاد. او خود ۴۰ ماه در خط مقدم حضور داشت، سه بار مجروح شد و امروز با قلم و کلماتش میراث آن روزها را زنده نگه میدارد.
برای دریافت کتابهای درسی فرزندشان، برخی والدین در جهرم مجبور به پرداخت مبلغ سه میلیون تومان شدهاند؛ پولی که نه قانونی است و نه داوطلبانه، اما راهی جز پرداخت برای دریافت ابزار آموزش کودکانشان نداشتند.
نام حاج اسماعیل اوسط جهرمی برای بسیاری از مردم جهرم، یادآور مدیری صادق، سادهزیست و پرتلاش است؛ مردی که از دل محله جبّذر برخاست، سالها در آموزش و پرورش به تربیت نسل جوان پرداخت و سرانجام در مقام شهردار جهرم نقشی ماندگار بر سیمای این شهر بر جای گذاشت.
در حالی که بسیاری از شهرهای موفق با استفاده از روابط خواهرخواندگی و رویدادهای متنوع فرهنگی توانستهاند نام خود را مطرح کنند، جهرم همچنان در سایه بیتوجهیها از این مسیر عقب مانده است.
با گذشت دو سال از بازدید وزیر میراث فرهنگی از غار سنگاشکن جهرم و وعدههای عملینشده برای مقاومسازی و حفاظت، این اثر تاریخی همچنان چشمانتظار تصمیمی جدی است تا ظرفیتهای گردشگری و فرهنگی آن به واقعیت تبدیل شود.
تکمیل باند دوم بزرگراه، احداث ساختمان اداری و تجهیز دانشکده کشاورزی؛ اینها گزینههایی است که برای هزینهکرد مالیات مردم جهرم پیشنهاد شده، اما بسیاری معتقدند اولویت اصلی، اشتغال، مسکن و رونق اقتصادی است.
تابستان، فصل رنگ و بوی میوههاست؛ اما برای بسیاری از خانوادههای جهرمی، قیمتها آنقدر سرسامآور شده که حتی خرید چند قلم ساده هم هزینهای میلیونی به همراه دارد.
در ۱۷ سال گذشته جهرم تنها دو بار در سطح کشوری و پنج بار در منطقه سه، رتبه تکرقمی داشته است؛ اما حالا بیش از یک دهه است که رتبههای تکرقمی راهشان را به این شهر گم کردهاند.
خیابانهای جهرم این روزها شاهد روایتهای متفاوتی از یک طرح هستند؛ طرحی که برخی آن را لازمه نظم شهری میدانند و برخی دیگر، بانی مشکلات تازه. حالا پای این ماجرا به خطبههای نماز جمعه هم باز شده است.
امروز در سالروز درگذشت شادروان حاج خسرو اوسط جهرمی، یاد معلمی زنده میشود که عمر خود را وقف علم، اخلاق و تربیت نسل جوان کرد. استادی که با سادهزیستی و فروتنی، شاگردان خود را با دانش، اخلاق و تقوا آشنا ساخت و یاد و نامش همچنان الهامبخش نسلهاست.
نام او را «بقراط زمان» و «جالینوس عهد» گذاشتند؛ طبیبی از تبار سادات موسوی که از جهرم برخاست و به دربار صفوی رسید. حکیم سید سلمان موسوی جهرمی، شاه سلمان نامدار، میراثی از دانش، عرفان و کرامت برای آیندگان برجای گذاشت.
اگرچه بارها شهرداری جهرم نسبت به جمع آوری سگ های بلاصاحب اقدام کرده است اما متاسفانه این معضل همچنان ادامه دارد و روز به روز به جمعیت آماری این حیوانات افزوده می شود.
«حرس خمینی» برای بعثیها اتهام بود، اما برای اسیران ایرانی افتخار. آنها با شلاق و شکنجه میخواستند عشق به امام را خاموش کنند؛ غافل از اینکه این عشق هر ضربه را به فولادی تازه بدل میکرد. روایتی از حاج عبدالمجید رحمانیان از دوران اسارت
دو ماه پیش از تریبونهای رسمی وعده بهرهبرداری از فرودگاه جهرم تا شش ماه آینده داده شد؛ حالا اما، همان تریبونها از پیشرفتی سخن میگویند که از مرز ۷ درصد فراتر نرفته است و البته با تغییر وعده از 6 ماه به 10 ماه!
در حالی که در اردبیل با حضور عالیترین مقامات استانی از خدمات جوان جهرمی تجلیل شد، زادگاهش جهرم هنوز در سکوتی سنگین، از کنار این همه خدمت عبور میکند. این آیین در اردبیل آینهای بود در برابر چشمان شهری که گویا هنوز یاد نگرفته چگونه باید سرمایههای انسانیاش را به رسمیت بشناسد.
نزدیک به نیم قرن پیش، کارشناسان هشدار داده بودند که اگر روند بهرهبرداری بیرویه از منابع آب زیرزمینی در دشت جهرم ادامه یابد، این منطقه در آیندهای نهچندان دور با کمآبی شدید و بحران زیستمحیطی مواجه خواهد شد. امروز، این پیشبینی رنگ واقعیت به خود گرفته است؛ پدر علم هیدروژئولوژی ایران بر این باور است که آبخوانهای جهرم یکی پس از دیگری فرو مینشینند، چاهها خشک میشوند و زمین، زنگ خطر نابودی خود را به صدا درآورده است.
سند تاریخی نامه اعتراضی مردم جهرم در دوره هفتم مجلس شورای ملی، سندی گویا مربوط به 100 سال پیش از چگونگی بدل شدن رأی مردم به ابزار مشروعیت بخشی برای دولتی بود که نمایندگان را نه انتخاب، که منصوب میکرد.
در حالی که کارشناسان تبلیغات محیطی معتقدند طراحی و جانمایی بیلبوردها میتواند به بهبود منظر شهری کمک کند، سازه تازهنصبشده در چهارراه دفاع مقدس جهرم از این قاعده پیروی نمیکند و انتقادات گستردهای را نیز در پی داشته است؛ انتقاداتی که لزوم بازنگری در سیاستگذاریهای بصری شهری را دوچندان میکند.
در گرمای خرداد جهرم، زنبورهای ریزِ بلاستوفاگا مأموریتی حیاتی دارند: گردهافشانی درختان انجیر دیم. مأموریتی حساس که سرنوشت ۱۶۰۰ تُن محصول را رقم میزند؛ فصلی که با هر بالزدن زنبورها، امیدی در دل باغداران جوانه میزند.