جهرم خبر _ – مهدی رحمانیان| درِ کلاس که باز میشود، اول صدای پرانرژی و جنبوجوش بچهها به گوش میرسد و بعد نگاه آدم میافتد به یک خوشه بزرگ خرما که درست وسط سقف آویزان است؛ مثل خورشیدی قهوهای که قرار است هر بار یکی از شاخههایش، پاداش یک تلاش کوچک باشد.
اینجا کلاس حجتالاسلام صالح راضی است؛ روحانیای که پیش از معلم شدن، در کنار تبلیغ دین به کار دامداری نیز مشغول بوده و حالا همان روحیه عملگرای روستایی را با دغدغههای تربیتیاش آمیخته تا مدرسه برای بچهها، فقط جایی برای نشستن پشت نیمکتها نباشد؛ جایی باشد برای رشد، شادی و رقابت سالم.
او با لبخند و کمی شیطنت میگوید: «خودم هم فکر نمیکردم یه پَنگ خرما اینقدر تأثیرگذار باشه!»

خرمایی که تبدیل به جایزه یادگیری شد!
ایده ساده است اما بامزه: هر دانشآموزی که جواب درس را درست بدهد، تلاش بیشتری کند یا رفتار خوبی نشان دهد، اجازه دارد یک خرما از خوشه بچیند و بخورد.
راضی درباره چرایی انتخاب خرما میگوید: «خرما هم سالمه، هم ماندگاری داره، هم غذای بومیه و بیشتر بچهها دوستش دارن. تازه از نظر اقتصادی هم برای معلم بهصرفهتره!»
به گفته او، غذای سالم برای بچهها بسیار مفید و لازم است؛ متأسفانه گاهی با وجود تاکید فراوان بر اینکه والدین تغذیه سالم برای بچههای گلمان بگذارند اما باز مشاهده میشد که از تغذیههای فست فودی یا تنقلات نامناسب یا مثلاً نون و پنیر و خیار که طبع آن سرد است استفاده میشود لذا گاهی اوقات برای بچهها کنجد برشته شده تهیه میکردم و به کل بچههای کلاس میدادم و از آنجا که خرما هم طبع گرمی دارد و مفید است به همین دلیل از خرما استفاده شد.
چالش یک کلاس پرشور
کلاس او ۳۰ دانشآموز دارد؛ شلوغترین کلاس مدرسه. مدیر از همان روز اول گفته بود این کلاس نیاز به توجه ویژه دارد. راضی تصمیم گرفت بهجای تکرار تذکر و تنبیه، راهی مهربانانه و خلاقانه پیدا کند.
میگوید: «با توجه به تاکید مدیر مدرسه که جا دارد دقت و وقت بیشتری برای این کلاس گذاشته شود بنده مصمم شدم که برنامههای متنوع و جذابی اجرا کنم که این مورد الحمدالله نسبت به نظم و دقت و تلاش بچهها تأثیر بهسزایی دارد و یک حس رقابت سالم که در کلاس ایجاد شده برای بچهها ایجاد انگیزه کرده که تلاش و دقت بیشتری داشته باشند.»او توضیح میدهد: «این بچهها انرژی زیادی دارن. باید این انرژی رو به مسیر درست هدایت کنیم. حالا همهشون دوست دارن تلاش کنن تا یک خرما بیشتر بگیرن!»
اما در واقع خرما فقط یک بهانه است؛ اصلِ کار رقابتی است که در کلاس شکل گرفته.
نتیجه؟
کلاسی که قرار بود دردسرساز باشد، حالا منظمترین و مشتاقترین کلاس مدرسه شده.
ذوقِ روز اول
راضی قبل از اجرای طرح، همه چیز را برای بچهها توضیح داده بود. روز نصب خوشه خرما، کلاس به هم ریخت از شوق! «همه باهم کمک کردن تا زودتر بالا بره… منتظر بودن ببینن کی اولین خرما رو میچینه!»
این انتظار، خودش نیمی از لذت یادگیری بود.
والدینی که همراه شدند
هرچند او خود را همیشه «یک پدر دلسوز برای ۳۰ فرزند» میداند، اما بازخورد اولیا برایش دلگرمکننده بوده: «هرچند که بنده به عنوان یک معلم و یک پدر دلسوز بر خودم لازم میدانم که بهترینها را برای بچهها مثل پنج فرزند خودم رقم بزنم اما والدین لطف داشتن تماس گرفتن و پیام دادن، تشکر کردن… همینها انگیزه ما رو بیشتر میکنه.»

انگیزه و مشارکت گروهی
معلم خلاق جهرمی معتقد است این ابتکار به تنهایی نیست که کارساز است: «کلاس را به شش گروه پنج نفره تقسیم کردهام. هر گروه شامل دانشآموزان قوی، متوسط و ضعیف است. امتیازدهی و تشویق بچهها به تلاش کل گروه بستگی دارد. اگر یکی از اعضا ضعیف باشد، دیگر اعضای گروه باید با روشهای مختلف به او کمک کنند. این کار هم یادگیری مشارکتی را تقویت میکند و هم مهارتهای اجتماعی و همکاری را در بچهها پرورش میدهد.»
ابتکارهای دیگری هم در راه است
آقای راضی معلمِ ایدههاست. مدرسه تازه شروع شده اما او فهرست بلندی از برنامهها دارد: تجهیز کلاس به ویدئو پروژکتور با کمک خیرین، پروژه ساخت کاردستی با وسایل بازیافتی و فروش آن برای هزینههای کلاس، تقسیم بچهها به گروههای ۵ نفره برای یادگیری مشارکتی، طرح جوجهکشی در کلاس برای آشنایی با تولید کوچک و کارآفرینی و…
راضی در مورد دیگر برنامههایش توضیح میدهد: «تازه شروع مدرسه است و ماه اول سپری شده، اما برنامههای دیگر هم در دستور کار داریم. یکی از آنها تهیه دستگاه جوجهکشی در کلاس است. هر دانشآموز چهار تخم مرغ محلی نطفهدار میآورد و یاد میگیرند چگونه با کمترین هزینه و فضا، یک کار اقتصادی کوچک انجام دهند و به سهم خود به تولید کشور کمک کنند.»
او ادامه میدهد: «علاوه بر این، ویدئو پروژکتور و پرده آموزشی تهیه کردیم تا بچهها بتوانند از آموزشهای چندرسانهای بهره ببرند. همچنین تشویق به ساخت کاردستی با مواد بازیافتی داریم تا بچهها با تفکیک زباله و صرفهجویی آشنا شوند.»
او درباره هدف این روشها میگوید: «میخواهم بچهها یاد بگیرند چگونه در کار گروهی موفق شوند، به هم کمک کنند و برای کارهای بزرگتر آماده شوند. هدفم این است که هم آموزش ببینند و هم مهارت زندگی را یاد بگیرند.»
معلمی که زندگی یاد میدهد
در این کلاس، بچهها فقط ریاضی و فارسی یاد نمیگیرند؛ طعم شیرین موفقیت و ارزش همکاری را هم میچشند… گاهی در قالب یک دانه خرما. آموزش اگر با عشق و شناخت فرهنگ محیط همراه شود، میتواند زودتر از هر کتابی به قلب شاگردان راه پیدا کند.
شاید هر خرمایی که از سقف کلاس چیده میشود، در واقع دارد بذری برای انگیزه و اعتمادبهنفس در دل یک دانشآموز میکارد.
