آیتالله محجوب جهرمی (ره): یادمان فقیهی متواضع در قم و جهرم
نماینده انقلابی نباید از موضعگیریها هراسی داشته باشد و باید عاقبتخیری خود را بر ملاحظات سیاسی ارجح بداند.
سدِ نامرئیِ پیشرفت؛ روایتِ کندی اینترنت در کوچه پس کوچههای جهرم
نادر افسر؛ از زمین ورزش تا صحنه تئاتر، روایتی از یک زندگی سرشار از هنر و خدمت
از سیل و پرداخت خسارت تا ناکارآمدی شهرداری و مدیریت شهری در جهرم
فراخوان جشنواره تولید محتوای دیجیتال جهرم تا پایان خرداد تمدید شد؛ فرصتی برای روایت ایثار
حامیان دولت در جهرم به رئیسجمهور پیام منتقدانه دادند/ ترابیجهرمی: متاسفانه انتصابات در فارس از روز اول شاخص شایسته سالاری در آن کم رنگ بود
جهرم در گلولایِ انتظار؛ وقتی وعدهها به دست سیلزدگان نمیرسد
جهرم خبر، در روزگاران قدیم در جهرم، وقتی کسی را به سختی نفرین میکردند، جملهای عجیب بر زبان میآوردند: «الهی بیل و کمچه اوستای بنا بیفته تو خونهات!» خشاید برای مخاطب امروزی این جمله غریب باشد اما ریشه در باوری عمیق داشت. مردم جهرم باور داشتند که تعمیر خانه، همچون بیماری جذام، اگر دستکاری شود، […]
حمامهای عمومی قدیم جهرم روزگاری پررونقترین پاتوقهای اجتماعی شهر بودند؛ جایی که علاوه بر شستوشو، محلی برای دیدار و گفتوگو بود.
آبانبار تاریخی «دهن شیر» یا «دم شیر» در محله جبذر جهرم، یادگاری ارزشمند به سبک دوران صفوی است که با سنگ، ساروج و گچ ساخته شده و سقف آن با کاهگل اندود شده است.
مسعود فرشیدنیا، معلم و نویسنده جهرمی، بیش از چهار دهه است که روایتگر خاطرات نسلی است که در جبهههای جنگ تحمیلی ایستاد. او خود ۴۰ ماه در خط مقدم حضور داشت، سه بار مجروح شد و امروز با قلم و کلماتش میراث آن روزها را زنده نگه میدارد.
سند تاریخی نامه اعتراضی مردم جهرم در دوره هفتم مجلس شورای ملی، سندی گویا مربوط به 100 سال پیش از چگونگی بدل شدن رأی مردم به ابزار مشروعیت بخشی برای دولتی بود که نمایندگان را نه انتخاب، که منصوب میکرد.
در هزارتوی تاریخ شهر جهرم، ردپای زمینلرزهها همانقدر روشن است که سایه نخلها در آفتاب تابستانیاش. از زلزلهای در سال ۴۴۸ هجری شمسی تا لرزشهای پیاپی در دهه ۱۳۹۰، این شهر کهن در حاشیه زاگرس، بارها با زمین لرزان همنفس شده است. مستندات تاریخی، روایتگر بیش از ۲۰۰ زمینلرزه در شعاع ۵۰ کیلومتری جهرم طی هفت دهه اخیرند؛ از زلزله مهیب لار در سال ۱۳۳۹ که جهرمیها با کمکهای مردمی در آن خوش درخشیدند، تا لرزشهای خفیف و مکرری که در دهههای بعد، آرامش روزمره شهر را به لرزه درآوردند.