جهرم خبر، گاهی تاریخ را باید از زبان کسانی خواند که خود بخشی از آن بودهاند؛ آدمهایی که حوادث بزرگ سیاسی و اجتماعی، زندگی شخصیشان را نیز دستخوش تغییر کرده است. کتاب «کودتای ۲۸ مرداد و خانهبهدوشیهای من» نوشته زندهیاد جلال طوفان از همین جنس است؛ روایتی شخصی از روزگاری پرالتهاب که در آن، سیاست از فضای جامعه به زندگی خصوصی یک معلم، پژوهشگر و روزنامهنگار جهرمی راه پیدا میکند.
این کتاب که حاصل خاطرات و یادداشتهای جلال طوفان است، در سال ۱۳۹۷ در ۱۹۴ صفحه و با شمارگان هزار نسخه از سوی انتشارات تخت جمشید شیراز منتشر شده است. نویسنده کتاب را به همسرش، سرکار خانم منیره فیروزمند، تقدیم کرده و در مقدمه توضیح داده است که این یادداشتها را به درخواست فرزندش، «مهرداد»، نوشته است تا فرزندش با گذشته و فراز و نشیبهای زندگی پدر آشنا شود.
اما «کودتای ۲۸ مرداد و خانهبهدوشیهای من» صرفاً خاطرات شخصی یک معلم یا فعال سیاسی نیست؛ کتاب در کنار روایت زندگی نویسنده، تصویری از فضای سیاسی و اجتماعی ایران و جهرم در سالهای منتهی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و پیامدهای آن ارائه میکند؛ روایتی که در آن، تاریخ ملی با خاطرات محلی در هم میآمیزد.
از مصدق و نفت تا جهرم و خانهای که غارت شد
بخشهایی از کتاب به بررسی دکتر محمد مصدق، ملی شدن صنعت نفت، تحولات سیاسی ایران و کودتای ۲۸ مرداد اختصاص دارد. نویسنده در ادامه، از فضای اجتماعی کشور پیش از کودتا، وضعیت و شرایط سیاسی آن روزگار سخن میگوید و سپس روایت خود را به جهرم میآورد؛ جایی که تحولات سیاسی کشور، بازتاب خود را در زندگی مردم و فعالان اجتماعی شهر نشان میدهد.
«اوضاع اجتماعی جهرم در آن روزها»، «چگونه به سیاست روی آوردم»، «گرفتن امتیاز روزنامه»، «شیوه انتشار روزنامه طوفان جنوب در جهرم»، «روزنامه چاره مردم در جهرم»، «اتحادیه محلات و شروع مبارزات» و «اثرات کودتا در جهرم» از جمله موضوع هایی هستند که به همین بخش از زندگی نویسنده میپردازند.
در این میان، ماجرای غارت دفتر روزنامه طوفان جنوب و خانه جلال طوفان یکی از مهمترین و تلخترین بخشهای خاطرات اوست؛ حادثهای که پس از کودتا، مسیر زندگیاش را تغییر داد و سرآغاز دورهای طولانی از احضار، بازجویی، دادگاه نظامی، تبعید و خانهبهدوشی شد.

روایت یک زندگی میان دادگاه، تبعید و بازجویی
طوفان در ادامه خاطراتش از تشکیل حکومت نظامی، تغییر شرایط جهرم پس از تثبیت حکومت مرکزی، احضار به دادگاه نظامی، فشارهای امنیتی و تبعید به کرمان سخن گفته است.
فصلهایی همچون «سرتیپ انصاری و علت غارت خانه من»، «افزوده شدن فشار و تبعید من به کرمان»، «آنچه در کرمان بر من گذشت»، «چگونه دو روز گرسنگی کشیدم»، «احضار و بازجویی در دادگاه نظامی جهرم»، «تقاضای حکم اعدام برای من»، «احضار به دادگاه نظامی شیراز»، «تأیید حکم از طرف دادستان کل ارتش»، «احضار به سازمان امنیت (ساواک)»، «شکایت به دیوان کشور» و «تبعید ثانوی و بازنشستگی من» نشان میدهد که خاطرات این جهرمپژوه تنها به شرح یک حادثه سیاسی محدود نمیشود، بلکه سرگذشت انسانی است که سالها با پیامدهای آن حادثه زندگی کرده است.
در کنار این بخشها، نویسنده از انسانهایی نیز یاد میکند که در روزهای سخت زندگی، یاریرسان او بودند. همین کنار هم قرار گرفتن تلخیها و نیکیها، به روایت طوفان وجهی انسانیتر میدهد.
روزنامهای که صدای جهرم شد
یکی از مهمترین بخشهای کارنامه جلال طوفان، انتشار روزنامه «طوفان جنوب» در جهرم است؛ روزنامهای که به صورت هفتگی منتشر میشد و طوفان صاحب امتیاز آن بود.
بر اساس اطلاعات ارائهشده درباره این روزنامه، «طوفان جنوب» از ۲۱ مرداد ۱۳۳۱ تا اول شهریور ۱۳۳۲ در مجموع ۳۵ شماره منتشر شد و حوادث پس از کودتای ۲۸ مرداد به فعالیت آن پایان داد.
اهمیت این روزنامه تنها در تعداد شمارههای منتشرشده آن نیست. انتشار یک روزنامه در جهرم آن روزگار، خود نشانهای از شکلگیری فضای جدید فکری و اجتماعی در شهر و تلاش بخشی از نخبگان محلی برای ورود به عرصه عمومی بود. از این منظر، خاطرات طوفان میتواند برای شناخت تاریخ مطبوعات محلی و تحولات اجتماعی جهرم نیز ارزشمند باشد.
جهرمشناسی که بخشی از حافظه شهر را ثبت کرد
جلال طوفان تنها یک معلم یا روزنامهنگار نبود؛ او از پژوهشگران شناختهشده جهرم و از کسانی بود که بخش مهمی از زندگی خود را صرف شناخت و ثبت تاریخ و فرهنگ زادگاهش کرد.
او متولد سال ۱۲۹۸ در جهرم بود و پس از تحصیل، موفق به دریافت لیسانس زبان فرانسه از دانشسرای عالی تهران شد. طوفان در سال ۱۳۱۵ به عنوان نخستین آموزگار دارای مدرک دیپلم در اداره فرهنگ جهرم مشغول به کار شد و پس از دریافت مدرک لیسانس، مدیریت نخستین دانشسرای مقدماتی جهرم و ریاست دبیرستان خواجه نصیر را برعهده گرفت.
علاقه او به جهرم از سالهای جوانی آغاز شد و تحقیقاتش درباره این شهر نیز از همان دوران ادامه یافت. بر اساس اطلاعات ارائهشده، در سال ۱۳۱۷ وزیر فرهنگ وقت به دلیل تحقیقات وی درباره جهرم، مدال درجه یک علمی به او اهدا کرد.
از طوفان به عنوان یکی از نخستین افرادی یاد میشود که تحقیقات خود درباره جهرم را به صورت مکتوب و منتشرشده در اختیار مخاطبان قرار داد؛ کاری که امروز، با گذشت دههها، بخشی از منابع شناخت تاریخ اجتماعی و فرهنگی این شهر محسوب میشود.
از «شهرستان جهرم» تا خاطرات یک عمر
در میان آثار جلال طوفان، کتاب «شهرستان جهرم» جایگاه ویژهای دارد؛ اثری که اطلاعات جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فولکلوری جهرم و توابع آن را دربرمیگیرد و نخستین چاپ آن در سال ۱۳۳۶ منتشر شد و سپس در سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۸۱ نیز تجدید چاپ شد.
«کشت مرکبات»، «تاریخچه و خاطراتی از فرهنگ جهرم» و «تاریخ اجتماعی جهرم در قرون گذشته» از دیگر آثار اوست. وی همچنین شماری از آثار را از زبانهای دیگر ترجمه کرده است؛ از جمله «داستانهای فکاهی ملل برای کودکان»، «بازگشتگان از آن دنیا»، «مکالمه با ارواح» و «افسانه و داستانهای مراکشی».
در «کودتای ۲۸ مرداد و خانهبهدوشیهای من» نیز این نگاه پژوهشگرانه در کنار خاطرات شخصی قرار گرفته و کتاب را به سندی روایی از بخشی از تاریخ معاصر ایران و جهرم تبدیل کرده است. وجود بخشهایی از روزنامه «طوفان جنوب»، اسناد، مدارک و تصاویر نیز به ارزش مستند کتاب افزوده است.
وصیتی که خانه یک پژوهشگر را به حافظه عمومی سپرد
جلال طوفان در ۲۸ دیماه ۱۳۸۴ درگذشت و در شهر دیویس کالیفرنیا به خاک سپرده شد. با این حال، پیوند او با جهرم پس از مرگ نیز ادامه یافت.
بر اساس وصیت وی، در سال ۱۳۸۸ خانهاش به میراث فرهنگی اهدا شد و اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان جهرم در این خانه مستقر شد. خانهای که روزگاری محل زندگی این معلم و پژوهشگر بود، امروز خود بخشی از میراث تاریخی شهر به شمار میآید.
بخش مهمتر کتاب؛ نگاهی از جنس تجربه
شاید ماندگارترین بخش کتاب، نه روایت کودتا و نه حتی شرح سالهای تبعید و فشار باشد؛ بلکه نگاه نویسنده به زندگی پس از عبور از آن همه دشواری است.
طوفان در مقدمه کتاب تأکید میکند که زندگی همیشه یکسان نمیگذرد و فراز و نشیبهای بسیاری دارد و انسان نباید در برابر مشکلات ناامید شود؛ چرا که با تلاش و کوشش میتوان بسیاری از دشواریها را پشت سر گذاشت.
او حتی در پایان این روایت تلخ، از بخشیدن کسانی سخن میگوید که به باور او بر اثر ناآگاهی و جهل، سبب بسیاری از بدبختیها و گرفتاریهایش شدند. در نگاه او، رنجهای گذشته، با همه تلخیشان، در نهایت مسیر زندگیاش را تغییر دادهاند؛ همان تعبیر آشنای «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد».
این نگاه، کتاب را از یک خاطره سیاسی صرف فراتر میبرد. «کودتای ۲۸ مرداد و خانهبهدوشیهای من» در واقع روایت مردی است که تاریخ به زندگیاش وارد شد، خانهاش غارت شد، سالهایی از عمرش را در تبعید و بازجویی گذراند، اما در نهایت تلاش کرد تجربههایش را برای نسل بعد به یادگار بگذارد.
میراثی که هنوز جای تکمیل دارد
مرور زندگی و آثار جلال طوفان نشان میدهد که او تنها راوی بخشی از حوادث سیاسی دهه ۳۰ نبود؛ او از نسلی از معلمان و پژوهشگرانی بود که پیش از شکلگیری بسیاری از امکانات امروزی، با اتکا به علاقه شخصی و پشتکار، تلاش کردند تاریخ و فرهنگ شهر خود را ثبت کنند.
از همین رو، پیشنهاد تدوین شرح حال جامع جلال طوفان، گردآوری آثار و اسناد باقیمانده از او و معرفی دقیقتر نقش وی در تاریخ فرهنگی، مطبوعاتی و اجتماعی جهرم، میتواند گامی برای حفظ بخشی از حافظه مکتوب این شهر باشد.
همچنین نصب لوح یادبود برای او و همسرش در قبرستان فردوس جهرم، میتواند ادای دینی به معلم و پژوهشگری باشد که بخش مهمی از عمر خود را صرف شناخت، ثبت و معرفی جهرم کرد.
دکتر مجید رضا جهان مهین
