جهرمخبر، اگر روزی کسی بخواهد جهرم چند دهه گذشته را نه از میان اسناد و نوشتهها، که از پشت یک دوربین تماشا کند، شاید بخشی از پاسخ را بتوان در فیلمهایی پیدا کرد که زمانی در همین شهر ساخته یا به نمایش درآمدهاند.
در میان این تصاویر، نماهایی از مسجد نو، کوچههای قدیمی، خانههایی که بسیاری از آنها امروز دیگر وجود ندارند، حوض بزرگ و قدیمی مسجد و مردمی که در شبستان و پیرامون آن رفتوآمد داشتهاند، ارزش دیگری دارند؛ تصاویری که شاید روزگاری فقط بخشی از یک فیلم سینمایی بودهاند، اما امروز برای جهرم، به تکههایی از حافظه تصویری شهر تبدیل شدهاند.
و در مرکز این روایت، سینمایی ایستاده است که خودش بیش از نیم قرن از زندگی این شهر را دیده؛ سینمایی که روزی «باربد» نام داشت، سالهای پس از انقلاب «سپاهان» شد و سرانجام نام شهید عبدالرضا مصلینژاد را بر پیشانی خود نشاند.
قصه از «باربد» شروع شد
سال ۱۳۴۵ بود که سینمای جهرم با نام «سینما باربد» در زمین موقوفه شیخ الاسلام توسط آقای شهریاری پا به عرصه فرهنگی شهر گذاشت.
در آن سالها، رفتن به سینما برای بسیاری از مردم تنها تماشای یک فیلم نبود؛ خودِ سینما یک اتفاق بود. جایی برای دیدن دنیایی متفاوت، قرار گرفتن در کنار دیگران و تجربهای که در زندگی روزمره کمتر به دست میآمد.
اما باربد خیلی زود از یک سالن روباز تابستانه نمایش فیلم، به بخشی از تاریخ اجتماعی جهرم تبدیل شد؛ تاریخی که سالهای پرالتهاب دهه ۵۰ را نیز پشت سر گذاشت.
حوادث سیاسی و اجتماعی منتهی به انقلاب اسلامی، فضای فرهنگی کشور را دگرگون کرده بود. پس از حادثه آتشسوزی سینما رکس آبادان در مرداد ۱۳۵۷ و در جریان حوادث انقلابی آن سال، سینمای جهرم نیز از فضای ملتهب آن روزها دور نماند و فعالیتش تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت.
انقلاب که پیروز شد، سرنوشت این ساختمان نیز وارد فصل تازهای شد.
برای راه اندازی دوباره سینما، شهید محمد حسن ترابیخواه جهرمی با دوستان و خویشانش سخت کوشانه دست به کار شد و به احیای سینما پرداخت و دوست هنرمندش نیز به او پیوست و سینما در تابستان ۱۳۵۸ آغاز به کار مجدد کرد.
نامی تازه برای روزهای تازه
سال ۱۳۶۰، مالکیت سینما به سپاه واگذار شد و مجموعه با نام «سینما سپاهان» به فعالیت خود ادامه داد.
در همان مقطع، یکی از چهرههای فعال هنری جهرم وارد این روایت شد؛ شهید عبدالرضا مصلینژاد.
او فیلمبردار و عکاسی فعال و هنرمند بود و مأموریت یافت در کنار شهید محمدحسن ترابیخواه جهرمی برای راهاندازی سینما وارد میدان شود. سینما برای او صرفاً یک ساختمان و یک سالن نمایش نبود؛ بخشی از فضای فرهنگی شهری بود که خودش سالها با دوربینش زندگی مردم و تحولات آن را ثبت کرده بود.
حضور مصلینژاد در این سینما، نام او را برای همیشه با این مکان پیوند زد.
دیماه ۱۳۶۵، خبر شهادتش رسید.
سینما که روزگاری با نام باربد آغاز کرده بود و پس از انقلاب با عنوان سپاهان ادامه یافته بود، این بار به احترام مردی که برای راهاندازی و رونق آن تلاش کرده بود، نام تازهای گرفت:
سینمای شهید عبدالرضا مصلینژاد.
نامی که از آن پس، بخشی از هویت این سالن شد.
مردی که نگذاشت چراغ خاموش شود
اما تاریخ یک سینما فقط با تغییر نام و مالکیت نوشته نمیشود. پشت هر سالن قدیمی، آدمهایی هستند که سالها بیسروصدا چرخ آن را چرخاندهاند.
در سینمای شهید مصلینژاد، یکی از این نامها منوچهر تقیپور است؛ او در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان تماشگر عاشق سینما دایماً به تماشای فیلم های سینما می رفت بعد از روی عشق و علاقه با سینما همکاری کرد و بعد رسماً از طریق شهید مصلی نژاد دعوت به کار شد. وی مدیری است که از سالهای ابتدایی دهه ۶۰ تاکنون مسئولیت امور اجرایی و داخلی سینما را بر عهده داشته است.
سالهای طولانی فعالیت در سینما، ارتباط با دفاتر فیلمسازی و مراکز توزیع و پخش فیلم در تهران و البته علاقه شخصی به این حوزه، به او کمک کرده است تا در دورههایی که ادامه فعالیت سینما آسان نبوده، چراغ آن را بهدخوبی روشن نگه دارد.
سینما در این سالها بارها با تغییر شرایط اقتصادی، تغییر ذائقه مخاطب، گسترش رسانههای تصویری و دگرگونی شیوه تماشای فیلم روبهرو شده است؛ اما در جهرم همچنان پردهای باقی مانده که مردم میتوانند روبهرویش بنشینند و فیلم را در سالن ببینند.
این ماندگاری، بخشی از قصه خود سینماست.
بازسازی یک خاطره قدیمی
سال ۱۳۹۵، سینما بار دیگر وارد مرحلهای تازه شد.
پس از بازسازی، در ۲۵ شهریورماه ۱۳۹۵ مراسم بهرهبرداری از سینمای بازسازیشده برگزار شد؛ مراسمی که علیاصغر کاراندیش، معاون وقت توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و جمعی از مسئولان شهرستانی در آن حضور داشتند.
بازسازی، فرصتی بود تا ساختمانی که چند دهه را پشت سر گذاشته بود، برای ادامه مسیر آماده شود.
اما آنچه بازسازی نمیشود، خاطراتی است که در طول سالها در یک مکان جمع شدهاند.
هر صندلی قدیمی، هر راهرو و هر گوشه این سینما میتواند داستانی از جهرم را در خود داشته باشد؛ از روزهایی که مردم برای دیدن فیلم صف میبستند تا دورهای که سینما درگیر تحولات اجتماعی و سیاسی شد و سپس سالهایی که تلاش شد دوباره جای خود را در زندگی فرهنگی شهر پیدا کند.
«محاصره»؛ وقتی دوربین، جهرم را برای آینده نگه داشت
شاید یکی از مهمترین بخشهای این روایت، جایی باشد که سینما با تاریخ تصویری جهرم گره میخورد.
فیلم «محاصره» به کارگردانی اکبر صادقی که در سال ۱۳۶۰ ساخته شد و هنرمندانی همچون اسماعیل محرابی در آن حضور داشتند، امروز برای جهرم ارزشی فراتر از یک اثر سینمایی دارد.
دلیلش ساده است: بخشی از جهرم آن روزها در قاب این فیلم باقی مانده است.
در میان نماهای فیلم، تصاویری از مسجد نو دیده میشود؛ مسجدی که آن زمان هنوز سیمای قدیمی خود را حفظ کرده بود. حوض یا نهر بزرگ و قدیمی مسجد، بخشهایی از شبستان و صحنهای از نماز جماعت عشاء، از جمله تصاویری هستند که دوربین فیلم ثبت کرده است.
در یکی از این نماها، بانوان در پشتبام شبستان در حال اقامه نماز دیده میشوند؛ تصویری ساده و روزمره که شاید در زمان فیلمبرداری، اهمیت خاصی نداشته، اما امروز میتواند برای پژوهشگر تاریخ اجتماعی و معماری جهرم، تصویری قابل تأمل باشد.
دوربین از مسجد بیرون میآید و بخشی از کوچهها و خانههای قدیمی اطراف مسجد نو و حتی میدان شهداء و آسیاب محله صحراء و سنگ اشکن و … را نیز در قاب خود نگه میدارد.
خانههایی که ممکن است امروز تغییر شکل داده یا دیگر وجود نداشته باشند.
کوچههایی که سیمای آنها دگرگون شده است.
و معماریای که بخشی از آن در گذر زمان از میان رفته است.
اما دوربین، یک نسخه از آن جهرم را برای امروز باقی گذاشته است.
ارزش یک قاب، وقتی زمان میگذرد
این همان جایی است که یک فیلم سینمایی، از یک اثر هنری صرف فراتر میرود و به یک سند تصویری تبدیل میشود.
ممکن است کارگردان هنگام فیلمبرداری «محاصره» به این فکر نکرده باشد که چند دهه بعد، پژوهشگری به دنبال نشانههای جهرم قدیم در میان قابهای فیلم بگردد. برای گروه تولید، آن مسجد، کوچه و خانهها و … بخشی از لوکیشن فیلم بودهاند؛ اما برای امروز، همان تصاویر میتوانند بخشی از تاریخ بصری شهر باشند.
ارزش تصویر گاهی با گذشت زمان بیشتر میشود.
آنچه برای نسل گذشته یک نمای عادی بوده، برای نسل امروز میتواند تنها تصویر باقیمانده از بخشی از یک محله قدیمی باشد.
از همین منظر، سینما و فیلمهای ساختهشده در جهرم را میتوان بخشی از آرشیو ناگفته شهر دانست؛ آرشیوی که در آن فقط بازیگران و داستان فیلم دیده نمیشوند، بلکه شهر، معماری، پوشش، مناسبات اجتماعی، شیوه زندگی و حتی شکل کوچهها نیز ثبت شده است.
سینما؛ حافظهای که روی پرده ماند
سینمای شهید مصلینژاد جهرم، از سال ۱۳۴۵ تا امروز، چند نام و چند دوره تاریخی را پشت سر گذاشته است؛ باربد، سپاهان و سرانجام شهید مصلینژاد.
اما چیزی که در تمام این سالها ثابت مانده، حضور آن در زندگی فرهنگی شهر است.
این سینما روزهای پیش از انقلاب را دیده، التهاب سالهای ۵۷ را از سر گذرانده، پس از انقلاب تغییر مالکیت داده، با نام سپاهان ادامه پیدا کرده، شاهد حضور و تلاش شهید مصلینژاد بوده، نام او را بر خود گرفته، سالها با مدیریت منوچهر تقیپور به فعالیت ادامه داده و در سال ۱۳۹۵ دوباره بازسازی شده است.
در کنار همه اینها، فیلمهایی نیز از جهرم بر پرده آن نشستهاند و برخی از آنها، ناخواسته بخشی از شهر را برای آیندگان ثبت کردهاند.
امروز اگر پرده سینما پایین بیاید و سالن برای لحظهای خالی بماند، پشت سکوت آن میتوان بیش از نیم قرن صدا شنید؛ صدای مردمی که برای دیدن فیلم آمدهاند، صدای روزهای پرالتهاب انقلاب، خاطره یک فیلمبردار شهید، تلاش مردی که سالها چراغ سالن را روشن نگه داشته و تصاویری از شهری که آرامآرام چهرهاش تغییر کرده است.
سینمای شهید مصلینژاد یک قاب بزرگ از جهرم است؛ قابی که بخشی از گذشته شهر در آن مانده و هنوز میتوان با نگاه کردن به آن، جهرمِ سالهای دور را دوباره دید.
