• امروز : یکشنبه, ۱۷ آبان , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 8 November - 2026
کل 1049امروز: 1
♥2

حاج دلاور؛ مکتب‌داری که نامش با قرآن و دعا ماندگار شد

  • کد خبر : 6742
  • ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۴
حاج دلاور؛ مکتب‌داری که نامش با قرآن و دعا ماندگار شد

جهرم خبر، روایت زندگی حاج محمدباقر جُعفی جهرمی؛ مردی که در روزگار کمبود مدرسه و امکانات آموزشی، چراغ مکتب‌خانه‌ای را در کوشکک روشن کرد، فرزندان عالمان جهرم را به آموزش قرآن نشاند و با حضور پیوسته در مجالس دینی، اثری ماندگار در حافظه معنوی شهر بر جای گذاشت. در محله کوشکک جهرم، نام‌هایی وجود دارد […]

جهرم خبر، روایت زندگی حاج محمدباقر جُعفی جهرمی؛ مردی که در روزگار کمبود مدرسه و امکانات آموزشی، چراغ مکتب‌خانه‌ای را در کوشکک روشن کرد، فرزندان عالمان جهرم را به آموزش قرآن نشاند و با حضور پیوسته در مجالس دینی، اثری ماندگار در حافظه معنوی شهر بر جای گذاشت.

در محله کوشکک جهرم، نام‌هایی وجود دارد که شاید در کتاب‌های رسمی تاریخ کمتر به چشم بیایند، امّا خاطره حضور و خدمات صاحبانشان همچنان در حافظه محله باقی مانده است. مردانی که بی‌آنکه در پی شهرت باشند، بخشی از عمر خود را صرف آموزش، عبادت و خدمت به مردم کردند. حاج محمدباقر جُعفی جهرمی، معروف به «حاج دلاور»، از همین چهره‌هاست؛ مکتب‌داری که کودکان را با قرآن و خواندن و نوشتن آشنا می‌کرد و بخش بزرگی از زندگی‌اش را در کنار عالمان و در مجالس عبادت و ذکر اهل‌بیت(ع) گذراند.

زندگی او را می‌توان در چند تصویر به یاد آورد: مکتب‌خانه‌ای در نزدیکی خانه آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی، کودکانی که برای یادگیری قرآن از محله‌های مختلف به آنجا می‌آمدند، اذانی که پیش از نماز جماعت در مسجد طنین‌انداز می‌شد و مردی که پس از نماز، با زمزمه دعاهای صحیفه سجادیه و مناجات‌های ماه رجب، فضای مجلس را به حال و هوای دیگری می‌برد.

از خانه‌ای اهل علم تا مکتب‌خانه‌های جهرم

حاج محمدباقر جُعفی، فرزند مرحوم ملّا محمدرضا و مرحومه خانم، روز پنجشنبه دهم شهریورماه ۱۲۶۰ هجری شمسی، برابر با ششم شوال‌المکرم سال ۱۲۹۸ هجری قمری، در محله کوشکک جهرم دیده به جهان گشود. او در خانواده‌ای پرورش یافت که علم، دیانت و کار و تلاش در زندگی روزمره آن جایگاه داشت.

پدرش، ملّا محمدرضا، از مردان باسواد و اهل معرفت روزگار خود و از مکتب‌داران جهرم بود. او به کشاورزی و باغداری نیز اشتغال داشت و در منطقه چاه‌رضایی، محدوده بلوار حرم تا حرم کنونی، و چاه‌قاضی، در محدوده بلوار سپاه امروز، زمین و باغ داشت.

پیشینه نام خانوادگی حاج دلاور نیز با تاریخ اسلام پیوند دارد. نام جُعفی به یکی از تیره‌های شناخته‌شده قبیله بزرگ مَذحِج بازمی‌گردد؛ قبیله‌ای نامدار از قبایل یمنی که در رویدادهای صدر اسلام حضور داشت. نسب این قبیله به جُعفی بن سعدالعشیره بن مالک می‌رسد و گروهی از افراد آن در جنگ بدر در کنار پیامبر اکرم(ص) حضور داشتند. جُعفیان در دوره‌های بعد نیز در رخدادهایی همچون نبرد قادسیه در سال ۱۴ هجری قمری شرکت کردند.

در میان چهره‌های شناخته‌شده این خاندان، نام جابر بن یزید جُعفی، فقیه، مفسر قرآن و محدث برجسته و از اصحاب و راویان نامدار امام محمدباقر(ع) و امام جعفر صادق(ع)، جایگاه ویژه‌ای دارد. در منابع رجالی شیعه همچنین از حارث بن قیس جُعفی به‌عنوان یکی از یاران حضرت علی(ع) یاد شده است. این پیشینه تاریخی، ریشه‌دار بودن نام جُعفی در تاریخ اسلام و تشیع را نشان می‌دهد؛ نامی که در جهرم با زندگی و خدمات حاج محمدباقر جُعفی پیوند خورده است.

میراث پدر؛ آموزش قرآن و سوادآموزی کودکان

حاج دلاور در محیطی مذهبی رشد کرد و خواندن و نوشتن، فراگیری قرآن کریم، عم‌جزء و مقدمات علوم دینی را نزد پدر و دیگر معلمان و روحانیون آن روزگار آموخت. او در ادامه مسیر علمی و معنوی خود، از محضر دو تن از شخصیت‌های برجسته دینی جهرم، حضرت آیت‌الله‌العظمی حاج سیدعبدالحسین نجفی لاری جهرمی و فرزند ایشان، مرحوم آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی، بهره برد.

امّا آموخته‌هایش را برای خود نگه نداشت. پس از سال‌ها فراگیری، در محله کوشکک و در نزدیکی منزل و کوچه آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی، مکتب‌خانه‌ای برپا کرد و آموزش قرآن، خواندن و نوشتن و مقدمات دینی را به کودکان و نوجوانان سپرد.

مکتب‌خانه او به‌تدریج از محدوده محله فراتر رفت. خانواده‌هایی از محلات دیگر جهرم، از جمله مصلی و علی پهلوان و مناطق اطراف، فرزندان خود را برای سوادآموزی و فراگیری قرآن به محضر او می‌فرستادند. در روزگاری که دسترسی به مراکز آموزشی به شکل امروز فراهم نبود، چنین مکتب‌خانه‌هایی نقشی مهم در آموزش کودکان و آشنایی آنان با مبانی دینی داشتند.

جایگاه حاج دلاور در میان مردم و عالمان جهرم را می‌توان از اعتماد ویژه آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی به او دریافت. آن عالم بزرگ، فرزندان خود، ثقةالاسلام مرحوم آقا سید هبت‌الله و حضرت آیت‌الله آقا سیدعبدالحسین آیت‌اللهی، معروف به آقای بزرگ، را نیز برای فراگیری قرآن و آموزش‌های ابتدایی به مکتب‌خانه حاج محمدباقر جُعفی می‌فرستاد.

سپردن آموزش فرزندان چنین خاندان علمی و روحانی به یک مکتب‌دار، نشانه‌ای از اعتبار علمی، اخلاقی و درستکاری او بود. مکتب‌خانه حاج دلاور به این ترتیب، تنها محل آموزش کودکان یک محله نبود؛ فضایی بود که نسل‌هایی از مردم جهرم در آن با قرآن، سواد و مقدمات معارف اسلامی آشنا شدند.

مردی که خدمت دینی را به زندگی روزمره پیوند زده بود

فعالیت حاج دلاور به آموزش کودکان محدود نمی‌شد. او در کنار مکتب‌داری، نمازهای استیجاری را نیز بر عهده می‌گرفت و گاهی به درخواست خانواده‌ها، صیغه عقد جوانان را جاری می‌کرد. بخشی از زندگی‌اش در خدمت به امور شرعی مردم و انجام وظایف دینی سپری شد؛ حضوری که برای اهالی محله، پشتوانه‌ای معنوی و مایه اطمینان بود.

یکی از رویدادهای مهم زندگی او، سفر حج در جوانی بود. حاج دلاور در تابستان سال ۱۲۸۹ هجری شمسی، همراه جمعی از دوستان و همشهریان خود، از جمله سلاله‌السّادات مرحوم آقا سیدمحمدباقر روضه‌خوان، پدر حجت‌الاسلام والمسلمین مرحوم حاج سیدابوالقاسم مهدوی جهرمی، از مسیر جهرم ـ فسا راهی سرزمین وحی شد.

این سفر در روزگاری انجام می‌شد که امکانات حمل‌ونقل و رفاهی با شرایط امروز قابل مقایسه نبود. کاروان با وسایل نقلیه متداول آن زمان، مسیر طولانی سفر را پشت سر گذاشت و با تحمل دشواری‌های فراوان به مکه مکرّمه و مدینه منورّه رسید. سفر حدود هشت ماه طول کشید؛ هشت ماه دوری از خانه و خانواده که شوق زیارت خانه خدا و حرم پیامبر اکرم(ص)، دشواری‌های آن را برای حاج دلاور و همراهانش آسان می‌کرد.

پیوندی که در نماز و دعا ریشه داشت

در میان فرازهای زندگی حاج دلاور، ارتباط دیرینه و صمیمانه او با مرحوم آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی جایگاهی ویژه دارد. او از ملازمان همیشگی نماز جمعه و جماعت آن عالم بزرگ بود و حضور در مجالس عبادی و مذهبی ایشان را در برنامه روزانه خود قرار داده بود.

حاج دلاور تنها در نمازهای جماعت شرکت نمی‌کرد؛ اذان نماز را نیز بر عهده داشت و پس از اقامه نماز، با مداومت به قرائت دعاها و تعقیبات می‌پرداخت. ادعیه مأثور، مناجات‌های اهل‌بیت(ع)، دعاهای ماه‌های سال و زیارت‌های شریف، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی معنوی او بودند.

در ماه مبارک رجب، دعاهای مخصوص این ماه را پس از نمازهای یومیّه و در مناسبت‌های مربوط قرائت می‌کرد؛ از جمله دعای «یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْر»، دعای «یا مَنْ یَمْلِکُ حَوائِجَ السّائِلینَ وَ یَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ»، دعای «خابَ الْوافِدُونَ عَلی غَیْرِکَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلّا لَکَ» و دعای «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فِی رَجَبٍ».

صلوات شعبانیّه، دعاهای صحیفه سجادیّه و زیارت حضرت بقیةالله الاعظم(عج) نیز در شمار برنامه‌های عبادی مورد علاقه او قرار داشتند. این مداومت در دعا و تعقیبات، چنان در فضای معنوی مجالس نماز اثر گذاشته بود که خاطره آن در ذهن برخی از عالمان و حاضران آن روزگار باقی ماند.

دعایی که در حافظه یک مرجع تقلید ماند

از ارزشمندترین روایت‌ها درباره شخصیت معنوی حاج دلاور، خاطره‌ای است که حضرت آیت‌الله‌العظمی کریمی جهرمی از دوران نوجوانی خود نقل کرده‌اند.

ایشان در آن سال‌ها اقامه‌گوی نمازهای مرحوم آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی بودند و از مجالس نماز و تعقیبات آن عالم بزرگ خاطراتی در ذهن دارند. یکی از این خاطرات به دعاخوانی حاج دلاور در ماه رجب بازمی‌گردد؛ زمانی که او پس از نمازهای ظهر و عصر، دعاهای واردشده این ماه را با مداومت و اخلاص قرائت می‌کرد.

آیت‌الله‌العظمی کریمی جهرمی در یادآوری آن روزها، از تأثیر عمیق این دعاها سخن گفته‌اند؛ تأثیری که سبب شد برخی از آن‌ها، از جمله دعای «یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْر»، در خاطرشان باقی بماند.

ایشان در پیشگفتار کتاب «بر کشتی نجات؛ شرح و تفسیر صلوات شعبانیه» نیز خاطره‌ای از آن دوران نقل کرده‌اند:

«از کودکی به یاد دارم که در نماز یک روحانی منقطع به خدا و دیدنی شرکت می‌کردم. پیرمردی از صلحا و درس‌خواندگان سابق، خود جزو ملازمان این جماعت بود که بعد از نماز ظهر و عصر، صلوات عالیّه شعبانیّه را می‌خواند و این دعا را قرائت می‌کرد. این دعا و صلوات در جانم اثر گذاشت و جذبه معنوی آن مرا به سوی خود جلب می‌کرد و از آن زمان‌ها تقریباً حفظم شده بود.»

این خاطره، تصویری روشن از تأثیر دعاخوانی حاج دلاور بر نسل بعدی عالمان جهرم ارائه می‌دهد. مردی که شاید هنگام قرائت دعا پس از نماز، از عمق اثری که زمزمه‌هایش بر جان یک نوجوان می‌گذاشت خبر نداشت، امّا همان لحظات در حافظه او ماند و سال‌ها بعد به‌عنوان خاطره‌ای ارزشمند بازگو شد.

رد پای حاج دلاور در خاطرات آیت‌الله شب‌زنده‌دار جهرمی

خاطره دیگری از جایگاه معنوی حاج دلاور در نوشته‌های مرحوم آیت‌الله حاج شیخ حسین شب‌زنده‌دار جهرمی ثبت شده است. این عالم عامل و پرهیزگار جهرمی، در نوشته‌ای درباره تعقیبات نماز آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی، از مردی محترم و شناخته‌شده به نام حاج دلاور یاد کرده است.

او در این نوشته، به قرائت دعای چهل‌وششم صحیفه سجادیّه پس از نماز جمعه اشاره می‌کند و دو فراز آغازین آن را به بیان می کردند:

«یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ، وَ یا مَنْ یَقْبَلُ مَنْ لا تَقْبَلُهُ الْبِلادُ.»

مرحوم آیت‌الله شب‌زنده‌دار جهرمی در ادامه، با اشاره به معنای این فرازها، از زیبایی و اثرگذاری آن‌ها سخن می‌گوید؛ عباراتی که امید و توجه به رحمت الهی را در دل شنونده زنده می‌کنند.

ثبت نام و خاطره حاج دلاور در نوشته این عالم جهرمی، تنها یادآوری یک دعاخوانی نیست؛ نشانه‌ای از حضور پیوسته او در مجالس مذهبی و جایگاهی است که در میان اهل علم و معرفت شهر داشته است.

جمعه‌هایی با سلام به حضرت صاحب‌الزمان(عج)

برنامه عبادی حاج دلاور در روزهای جمعه نیز حال و هوای خاص خود را داشت. او پس از پایان نماز جمعه و نماز عصر، ابتدا دعای مخصوص روز جمعه از صحیفه سجادیّه را قرائت می‌کرد و در پایان، به احترام حضرت بقیةالله الاعظم(عج)، ایستاده زیارت آن حضرت را می‌خواند.

در این لحظات، آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی نیز در کنار او می‌ایستاد و در قرائت زیارت همراهی‌اش می‌کردند:

«السَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ…»

این برنامه عبادی، در کنار حضور مستمر حاج دلاور در مراسم عزاداری حضرت سیدالشّهدا(ع)، بخشی از پیوند عمیق او با خاندان آیت‌اللهی و مجالس اهل‌بیت(ع) بود. او در مراسم عزاداری‌ای که در بیت شریف آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی برگزار می‌شد، حضوری پیوسته داشت و از ملازمان این مجالس به شمار می‌رفت.

چرا حاج دلاور را به این نام می‌شناختند؟

حاج محمدباقر جُعفی در کنار دیانت و انس با قرآن و دعا، از سواد و قدرت بیان خوبی برخوردار بود. او با درس هایی که از پیر و مراد و استاد خود آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی فرا گرفته بود، در بیان مسائل شرعی و دفاع از آموزه‌های دینی، صریح و استوار سخن می‌گفت و در برابر انحرافات اعتقادی و فرقه‌های گمراه، به‌ویژه جریان بابیّت، با شجاعت و استدلال به روشنگری می‌پرداخت.

در روزگاری که برخی افراد تحت تأثیر تبلیغات فرقه‌های انحرافی قرار می‌گرفتند، او با شناختی که از مبانی دینی فراگرفته بود، در دفاع از معارف اسلامی و مکتب اهل‌بیت(ع) کوتاهی نمی‌کرد.

درباره علت شهرت او به لقب «دلاور» دو روایت نقل شده است. بنابر یک روایت، این نام به سبب شجاعت و دلیری او در بیان حقایق دینی و ایستادگی در برابر انحرافات، از جمله بابیّت، در میان مردم رواج یافته است. روایت دیگر می‌گوید پدرش این لقب را به دلیل ویژگی‌های شخصیتی و شجاعت او برایش برگزیده بود.

هر کدام از این روایت‌ها که درست باشد، نام حاج دلاور در میان اهالی جهرم و به‌ویژه مردم محله کوشکک، با شخصیتی مؤمن، باسواد و استوار پیوند خورده است.

کتاب‌هایی که پس از او چراغ راه ماندند

حاج دلاور تنها به آموزش و فعالیت‌های دینی علاقه نداشت؛ مطالعه و کتاب‌خوانی نیز بخش دیگری از زندگی او بود. او مجموعه‌ای از کتاب‌های قدیمی، نسخه‌های چاپ سنگی و آثار خطی در اختیار داشت و با این آثار مأنوس بود.

وجود چنین مجموعه‌ای در خانه یک مکتب‌دار و مرد مذهبی در آن روزگار، از علاقه او به دانش‌اندوزی و حفظ میراث مکتوب دینی و فرهنگی حکایت داشت.

پس از درگذشت او، کتاب‌های ارزشمندش به دو تن از روحانیونی و شاگردان قدیمی‌اش سپرده شد تا با مطالعه و قرائت آن‌ها، ثواب این کار خیر به روح آن مرحوم هدیه شود و یادش نیز زنده بماند. مردی که در زمان حیات، با آموزش قرآن و سوادآموزی چراغ دانش را برای دیگران روشن کرده بود، پس از رفتن نیز کتاب‌هایش را در مسیر آگاهی و بهره‌مندی دیگران باقی گذاشت.

وفاداری تا واپسین روزهای زندگی

پیوند حاج دلاور با خاندان آیت‌اللهی، ارتباطی گذرا و محدود به سال‌های جوانی نبود. او از روزهایی که از محضر علمی و معنوی آیت‌الله آقا سیدعلی‌اکبر آیت‌اللهی بهره می‌برد، تا واپسین سال‌های عمر، این ارادت را حفظ کرد.

حضور در نمازهای جمعه و جماعت، همراهی با مجالس مذهبی، قرائت دعاها و تعقیبات و خدمت به امور دینی مردم، بخش‌هایی از زندگی روزمره او را تشکیل می‌دادند. در کنار این فعالیت‌ها، مکتب‌خانه‌اش نیز همچنان محلی برای آموزش کودکان و نوجوانان بود.

زندگی حاج دلاور را می‌توان در پیوند سه ویژگی خلاصه کرد: دانش‌اندوزی و آموزش، عبادت و بندگی و خدمت بی‌ادعا به مردم. او نه در پی شهرت بود و نه نام و نشان را هدف خود قرار داده بود؛ آنچه از او باقی ماند، مکتب‌خانه‌ای با شاگردان بسیار، خاطره دعاخوانی در مجالس نماز و اعتماد مردم و عالمان جهرم بود.

پایان زندگی در جوار مسجدی که سال‌ها در آن عبادت کرد

سرانجام حاج محمدباقر جُعفی جهرمی، پس از عمری سرشار از عبادت، آموزش و خدمت، در ایّام فاطمیّه دوّم، روز شنبه دوازدهم آبان‌ماه ۱۳۴۱ هجری شمسی، برابر با پنجم جمادی‌الثّانی سال ۱۳۸۲ هجری قمری، دو روز پس از سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(س)، در منزل شخصی خود دیده از جهان فروبست.

پیکر او در حیاط و صحن مسجد امام حسین(ع) محله کوشکک به خاک سپرده شد؛ همان مسجدی که سالیان طولانی در آن به عبادت می‌پرداخت و نمازهای روزانه خود را به جماعت اقامه می‌کرد.

آرام گرفتن او در جوار مسجدی که بخش مهمی از عمرش را در آن به نماز، دعا و ذکر گذرانده بود، تصویری معنادار از پایان زندگی مردی است که مسجد و مکتب‌خانه، دو کانون اصلی فعالیت‌های دینی و فرهنگی‌اش بودند.

نامی که باید به نسل جوان معرفی شود

حاج محمدباقر جُعفی جهرمی، معروف به حاج دلاور، بخشی از تاریخ دینی و فرهنگی محله کوشکک و شهر جهرم است؛ مکتب‌داری که در روزگار کمبود امکانات آموزشی، کودکان را با قرآن و سوادآموزی آشنا کرد، فرزندان عالمان برجسته در مکتب او درس خواندند و در کنار عالمان شهر، به خدمت دینی و مذهبی پرداخت.

شاید گویاترین نشانه جایگاه معنوی او، خاطراتی باشد که دو تن از عالمان برجسته جهرم، حضرت آیت‌الله‌العظمی کریمی جهرمی و مرحوم آیت‌الله حاج شیخ حسین شب‌زنده‌دار جهرمی، از دعاخوانی و حضور او در مجالس نماز نقل کرده‌اند؛ خاطراتی که نشان می‌دهد زمزمه‌های یک مکتب‌دار ساده و بی‌ادعا، چگونه در ذهن و جان دیگران ماندگار شده است.

از همین رو، پیشنهاد نصب تمثال و شرح حال این عبد صالح در محل مناسبی از مسجد امام حسین(ع) و در نزدیکی آرامگاه او، می‌تواند فرصتی برای آشنایی نمازگزاران، اهالی محله و نسل جوان با این چهره فرهنگی و مذهبی جهرم باشد.

جوانان امروز شاید ندانند در همین محله و در همین مسجد، مردی زندگی می‌کرد که کودکان را با قرآن و سواد آشنا می‌ساخت، فرزندان عالمان شهر در مکتب او درس می‌آموختند، اذان نماز عالم شهر را می‌گفت و پس از نماز، با قرائت دعاهای صحیفه سجادیّه و مناجات‌های اهل‌بیت(ع)، فضای مسجد را عطرآگین می‌کرد.

بزرگداشت حاج دلاور، تنها یادآوری نام یک شخصیت درگذشته نیست؛ پاسداشت شیوه‌ای از زندگی است که در آن آموزش، ایمان و خدمت به مردم در کنار یکدیگر قرار داشتند. او در زمان حیات به دنبال نام‌آوری نبود، امّا اثر سال‌های مکتب‌داری و بندگی‌اش در شاگردان، خاطرات عالمان و حافظه محله کوشکک و مردم شهر باقی مانده است.

یادش گرامی و نامش ماندگار باد.

لینک کوتاه : https://jahromkhabar.ir/?p=6742

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.