جهرم خبر، در فرهنگ غنی و اصیل شهرستان جهرم، ضربالمثلها تکههایی از تاریخ و تجربههای زیسته مردمان این دیارند که در قالب تمثیلهای هوشمندانه، حقیقتهای تلخ و شیرین زندگی را در قالب جملاتی کوتاه حبس کردهاند. یکی از این تمثیلهای پرکاربرد که به خوبی تضاد میان «ادعا» و «عمل» را نشان میدهد، ضربالمثل معروفِ «برای خوردن سپه سالار، برای دعوا بُنه پا» است.
قصهای از گردنههای خطرناک؛ میان ادعا و واقعیت
ریشههای این ضربالمثل را باید در دلِ کاروانهای قدیمی و مسیرهای پرمخاطرهی جنوب جستجو کرد. در روزگاران گذشته، وقتی قافلهها از گردنههای ناامن و مسیرهای پر از راهزن عبور میکردند، گروهی از افراد بهعنوان «تفنگچی» یا «راه پاکن» در پیشاپیش کاروان حرکت میکردند تا امنیت مسیر را تأمین کنند.
روایتهای محلی از دو برادر در این قافلهها حکایت میکنند؛ برادر کوچکتری که در واقعیت، نقش محافظ را بر عهده داشت، اما برادر بزرگتر با تکیه بر ادعای برتری و اقابازی، همیشه از زیر مسئولیت شانه خالی میکرد. او با چربزبانی به برادر کوچکش میگفت: «تو جوان و نیرومندی، برو جلو و مراقب باش، من اینجا نگهبانی میدهم!» اما حقیقت این بود که او تنها برای حفظ جان خود، برادرش را به سوی خطر میفرستاد.
اما تضاد اصلی زمانی آشکار میشد که نوبت به کار رسید. این برادر که در زمان خطر، با بهانههای مختلف از مسئولیت فرار میکرد، به محض اینکه بحث امنیت برقرار میشد یا زمانی که نوبت به چیدن سفره و خوردن میرسید، با طعنهای عجیب، خود را بزرگترین خدمتگزار و خستهترین عضو قافله نشان میداد! او با ادعای اینکه «تمام روز را با سختی مراقب همه هستم»، بیشترین سهم را از خوراک طلب میکرد.
این رفتار که در آن فرد در برابر سختیها «بُنه پا» (به معنای عقبنشینی و بیخیالی) میکند اما در برابر منافع شخصی، خود را «سپه سالار» (فرمانده و بزرگترین سهمگیر) میداند، باعث شد تا مردم جهرم این رفتار را در قالب این ضربالمثل ماندگار کنند.
این واژگان، میراثی از کتاب فرهنگ و آداب و رسوم شهرستان جهرم است که نشان میدهد چگونه تجربه، به زبانِ مِهر و مِکر، به دانشِ عامه تبدیل شده است.
