جهرم خبر– سرویس فرهنگ و هنر: زبان، مخزن خاطرات، باورها و پیچیدگیهای ذهنی مردم یک سرزمین است. در گویش شیرین جهرمی، واژگانی وجود دارند که بهسادگی معنا نمیشوند؛ چرا که هر کدام، یک تصویر ذهنی یا حتی یک سبک زندگی را در دل خود دارند. امروز سری به دو واژهی خاص میزنیم که در گفتوگوهای روزمره جهرمیها، فراتر از معنای لغوی، عمق مفهومی ویژهای دارند.
«آجوده»؛ از درهمتنیدگی تا نفرین
وقتی صحبت از «آجوده» (Ajudeh) میشود، با واژهای چندلایه روبروییم. در اولین برداشت، این واژه تصویری از چسبندگی را تداعی میکند؛ حالتی که فرد پس از زمین خوردن، گویی به زمین دوخته میشود. اما کاربرد «آجوده» در جهرم تنها محدود به فیزیکِ بدن نیست.
وقتی میگوییم «چیزی را آجوده دیوار کردیم»، دقیقاً به عملی شبیه به «اندود کردن» یا چسباندنِ کامل و بیواسطه اشاره داریم. اما جالبترین بخشِ این واژه، کاربرد کنایی و گاه تند آن در فرهنگ شفاهی است.
در مقام نفرین، «آجوده» معنایی تلخ مییابد؛ آرزوی اینکه کسی به زیر خاک برود و گویی با زمین یکی شود. در این معنا، آجوده شدن نمادی از فرو رفتن در خاک و پایان یافتن است؛ یادآوریِ این نکته که چگونه یک واژه میتواند از توصیف یک سطحِ چسبناک، به مفاهیمی عمیقتر و انسانیتر سفر کند.
«مَنج»؛ دقیقاً همان نقطه هدف
اما در سوی دیگر، واژهی «مَنج» (Manj) قرار دارد؛ کلمهای که گویی برای تعیین «مرکزیت» خلق شده است. در گویش جهرمی، «منج» یعنی همان نقطهی ثقل؛ درست وسطِ هدف. وقتی کسی میگوید «مَنجِ حوض»، منظورش قلبِ حوض است؛ همان نقطهای که مرکزِ دایره است.
این واژه در ادبیات محاوره، کاربردی فراتر از هندسه دارد. وقتی در جملهای میشنویم «اَ مَنجِ سرم زد»، یعنی ضربه دقیقاً به مرکزِ سر اصابت کرده است. «منج» در واقع نمادِ دقت و مرکزگرایی در نگاه جهرمیهاست. در حالی که بسیاری از زبانها برای نشان دادن مرکز از واژههایی مثل وسط یا میانه استفاده میکنند، جهرمیها با انتخاب «منج»، بر «کانونی بودن» تاکید ویژهای دارند؛ گویی برای آنها، شناختنِ دقیقِ مرکزِ هر چیز، راهی برای شناختِ دقیقِ واقعیت است.
