به گزارش جهرم خبر، تیرماه یادآور یکی از تلخترین و در عین حال ماندگارترین روزهای تاریخ انقلاب اسلامی است؛ روزی که شهید آیتالله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یاران انقلاب در حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند. در میان این شهدای والامقام، نام شهید علیاکبر سلیمی جهرمی، فرزند دیار فرهنگپرور جهرم، نیز میدرخشد؛ معلمی مبارز که مسیر زندگی خود را از کلاس درس تا عالیترین مسئولیتهای اجرایی کشور، با اخلاص، تعهد و سادهزیستی پیمود و سرانجام در راه خدمت به مردم به فیض شهادت نائل آمد.
شهید علیاکبر سلیمی جهرمی، فرزند مرحوم عبدالله، در روز چهارشنبه ۳۰ آذرماه ۱۳۱۷ در محلهی دشتاب در شهر جهرم دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رساند، اما به دلیل مسئولیت سنگین تأمین معاش خانواده، ناچار شد به جای ادامه تحصیل در رشته مورد علاقهاش، راه دانشسرای مقدماتی را در یکی از دورافتادهترین مناطق شهرستان لار در پیش گیرد و از همان سالهای جوانی به حرفه معلمی روی آورد.
هرچند علاقه فراوانی به تحصیل در رشته پزشکی داشت و پس از قبولی در آزمون ورودی دانشگاه شیراز نیز به این هدف نزدیک شده بود، اما به دلیل فعالیتهای سیاسی و گرایشهای انقلابی، در مرحله مصاحبه از ادامه تحصیل بازماند. پس از آن راهی تهران شد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان انگلیسی دانشگاه تهران ادامه داد؛ دانشگاهی که به گفته خودش «از بیرون غول است، اما از درون هیچ.»
فعالیتهای سیاسی شهید سلیمی جهرمی از سال ۱۳۳۲ آغاز شد و در سالهای بعد با حضور در اعتراضات صنفی معلمان و همراهی با حرکتهای انقلابی، وارد مرحلهای جدیتر شد. حضور در تجمع تاریخی معلمان به رهبری شهید دکتر ابوالحسن خانعلی، موجب شد از سوی ساواک تحت تعقیب قرار گیرد و مدتی به دزفول تبعید شود. در همان دوران، برای ادامه تحصیل ناچار بود هر هفته مسیر طولانی دزفول تا تهران را طی کند.
مبارزات مستمر او علیه رژیم پهلوی بارها به بازداشت، بازجویی و زندان انجامید. مأموران ساواک با یورش به منزلش، وی را دستگیر و به زندان عادلآباد شیراز منتقل کردند و سه ماه در حبس نگه داشتند. با این حال، فشارها نه تنها از عزم او نکاست، بلکه فعالیتهایش را در کنار چهرههایی چون شهید محمدعلی رجایی، شهید آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب و دکتر اسدی لاری گستردهتر کرد.
او پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در سفر به پاریس توفیق دیدار با امام خمینی(ره) را نیز یافت؛ دیداری که بعدها بارها از آن به عنوان نقطه عطف زندگی خود یاد میکرد. شهید سلیمی نقل کرده بود که هنگام دست دادن با امام، ایشان از سردی دستانش پرسیدند و او پاسخ داده بود: «قلب گرم شما، وجود مرا گرم میکند.»
شهید سلیمی جهرمی از سال ۱۳۳۶ به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در مدارس جهرم، اردستان، تهران، دزفول و ورامین به تدریس و مدیریت آموزشی پرداخت. پس از سالها خدمت در عرصه تعلیم و تربیت، مسئولیتهای متعددی را بر عهده گرفت؛ از مدیریت کل آموزش و پرورش تهران گرفته تا معاونت پژوهشی و برنامهریزی وزارت آموزش و پرورش، ریاست سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و مشاورت وزیر.
در ادامه، شهید محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت، در ۲۵ فروردین ۱۳۶۰ طی حکمی او را به سمت دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور منصوب کرد. مسئولیتی که تنها چند ماه ادامه یافت، اما در همین مدت کوتاه نیز با روحیه خدمتگزاری و سلامت اداری، منشأ اقدامات ارزشمندی شد.
سادهزیستی از ویژگیهای برجسته شهید سلیمی جهرمی بود. نقل شده است که پس از پذیرش مسئولیتهای مهم دولتی، پیشنهاد استفاده از محافظان را نپذیرفت و در پاسخ گفته بود: «من برای خانواده خود به اندازه کافی جا ندارم؛ چگونه دو محافظ را در خانهام جای دهم؟ من خود مراقب خویش هستم و خدا بهترین محافظ من است.»
آنچه شخصیت او را بیش از پیش نمایان میکند، یادداشتی است که در نخستین روز آغاز مسئولیتش در دفتر ثبت وقایع روزانه نوشت؛ یادداشتی سرشار از اخلاص و احساس مسئولیت. او در این نوشته از خداوند خواست تنها به نیت خدمت به مردم و دین، در مسیر مسئولیت گام بردارد، حق را ناحق نکند، باری از دوش مردم بردارد و همواره در پناه لطف الهی باقی بماند.
سرانجام، شامگاه هفتم تیرماه ۱۳۶۰، در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، شهید علیاکبر سلیمی جهرمی همراه با شهید مظلوم آیتالله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از مدیران و خدمتگزاران انقلاب اسلامی به شهادت رسید و نام خود را در زمره شهدای جاودانه انقلاب ثبت کرد.
امروز، مدرسه دوره اول متوسطه هیئت امنایی پسرانه «شهید سلیمی جهرمی» در جهرم به نام این معلم، مدیر و مبارز انقلابی مزین است، اما بسیاری از علاقهمندان به تاریخ انقلاب معتقدند خدمات و شخصیت این شهید فراتر از آن است که تنها در نام یک مدرسه خلاصه شود.
نصب یادمانی شایسته در گلزار شهدای فردوس جهرم، تدوین و انتشار شرح حال جامع این شهید و معرفی بیشتر ابعاد علمی، فرهنگی و انقلابی او به نسل جوان، از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از دین جامعه به این فرزند پرافتخار جهرم را ادا کند.
البته تاکنون کتاب «پرندهای که تبعید شد» به قلم علیاکبر والایی درباره زندگی این شهید توسط نشر شاهد منتشر شده و توانسته بخشی از زندگی پرفرازونشیب او را روایت کند، اما بیتردید زندگی مردی که معلم، مبارز، مدیر، انقلابی و شهید خدمت بود، همچنان ظرفیت روایتهای ناگفته بسیاری را در خود جای داده است.
