جهرم خبر، گاهی علاقه به زادگاه، تنها در خاطرهگویی از کوچههای کودکی و یاد کردن از گذشته خلاصه نمیشود؛ گاهی این علاقه به یک دغدغه تبدیل میشود؛ دغدغهای برای اینکه رسمها، واژهها، قصهها، باورها و شیوه زندگی مردمان یک شهر، در گذر زمان فراموش نشود. ایرج قزلی جهرمی از جمله افرادی است که بخش قابل توجهی از زندگی خود را صرف همین دغدغه کرده است؛ مردی که سالها درباره جهرم نوشته، از فرهنگ مردم آن گفته و تلاش کرده بخشی از میراث ناملموس این شهر را برای نسلهای آینده ثبت و حفظ کند.
ایرج قزلی جهرمی، فرزند مرحوم مشهدی شکرالله، روز پنجشنبه دهم شهریورماه ۱۳۲۸ در محله قدیمی «دهنو» جهرم به دنیا آمد؛ محلهای که امروز در محدوده علی پهلوان قرار گرفته است. او ششمین و آخرین فرزند خانواده بود. پدرش باغدار بود و باغ خانوادگی در محدوده پشت مسجد امام خمینی(ره) کنونی قرار داشت.
کودکی او در همان کوچهها و محلههای قدیمی جهرم گذشت؛ جایی که نخستین تجربههای آموختن را در مکتبخانه مرحوم شکرالله قرائتی، در کنار مسجد صاحبالزمان(عج)، آغاز کرد و پس از آن راهی مدرسه ادیب در کوی علی پهلوان شد. از معلمان آن دوره، از آقایان قزب، مطیعی و قسوری یاد میکند.
پس از تحصیلات ابتدایی، در دبیرستان خواجه نصیر تا کلاس دهم ادامه تحصیل داد و مدتی بعد راهی مشهد مقدس شد؛ شهری که بخشی از مسیر زندگی او را شکل داد. در سال ۱۳۵۴ دیپلم ادبی خود را در مشهد دریافت کرد.
حضور او در مشهد بیارتباط با خانواده نبود. عمویش، مرحوم امرالله قزلی جهرمی، سالها ریاست املاک آستان قدس رضوی را بر عهده داشت و از خادمان بارگاه امام رضا(ع) بود. قزلی جهرمی نیز در سالهای اقامت در مشهد به فعالیتهای مختلفی پرداخت و از جمله در حوزه کسبوکار آزاد و آموزشگاه رانندگی فعالیت داشت.
دوران سربازی را نیز در جهرم و در دورهای که تیمسار هیربد فرمانده پادگان جهرم بود، سپری کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به زادگاهش بازگشت.
بازگشت به جهرم، در کنار فعالیتهای اقتصادی و کسبوکار آزاد، او را بیش از گذشته با دغدغهای همراه کرد که از سالها قبل در وجودش شکل گرفته بود؛ دغدغه شناخت و ثبت فرهنگ و آداب و رسوم مردم شهرش.
قصه جهرم از یک نامه رادیویی آغاز شد
داستان فعالیت فرهنگی ایرج قزلی جهرمی را میتوان به سالهای جوانی او و برنامه رادیویی «فرهنگ مردم» گره زد؛ برنامهای که دوشنبهشبها از ساعت ۲۱ تا ۲۲ از رادیو ایران پخش میشد و به معرفی فرهنگ، آداب و رسوم مناطق مختلف کشور میپرداخت.
قزلی جهرمی در سال ۱۳۴۷ با این برنامه آشنا شد. شنیدن روایت فرهنگ شهرهای مختلف، علاقه او را به فرهنگ زادگاهش بیشتر کرد و همین علاقه سبب شد برای معرفی جهرم، دست به قلم شود.
او برای برنامه «فرهنگ مردم» نامه نوشت و درباره آداب و رسوم جهرم مطالبی را برای رادیو ارسال کرد؛ مطالبی که برای بسیاری از جهرمیهای ساکن دیگر شهرهای کشور و حتی همشهریانی که در شیخنشینهای خلیج فارس زندگی میکردند، حالوهوای زادگاهشان را زنده میکرد.
تشویق همین همشهریان، انگیزه او را برای ادامه این مسیر بیشتر کرد. سرانجام در سال ۱۳۴۹، برنامه «فرهنگ مردم» از ایرج قزلی جهرمی به عنوان «همکار نمونه» یاد کرد؛ اتفاقی که برای او نقطه عطفی در مسیر فعالیتهای فرهنگیاش بود.
از همان سال، جمعآوری نظاممند آداب و رسوم جهرم را آغاز کرد؛ کاری که نه یک پروژه کوتاهمدت، بلکه مسیری چند دههای شد.
از کوچههای جهرم تا صفحات مطبوعات
سالها بعد، در سال ۱۳۷۱، قزلی جهرمی با صفحه «فرهنگ ولایت» روزنامه خبر جنوب آشنا شد؛ صفحهای که به معرفی فرهنگ و رسوم شهرستانهای استان فارس اختصاص داشت و مسئولیت آن را زندهیاد استاد ابوالقاسم فقیری بر عهده داشت.
آشنایی با فقیری، فصل دیگری در فعالیت فرهنگی او رقم زد. قزلی جهرمی مطالب متعددی درباره جهرم برای این صفحه ارسال میکرد و فقیری نیز با نگاه ویژهای که به فرهنگ عامه و ادبیات بومی داشت، آنها را منتشر میکرد.
این همکاری تا سال ۱۳۷۸ ادامه یافت و در این مدت حدود ۵۰ مطلب از او در این صفحه به چاپ رسید.
موضوع نوشتههای او گسترهای از تاریخ، فرهنگ، ادبیات، آداب اجتماعی، کشاورزی و جغرافیای جهرم را دربر میگرفت؛ از «گشتم صد و سی دره، ندیدم آدم دو سره» و «هوای جهرم و شاه صفوی» گرفته تا معرفی خوشنویسان و خطاطان نامدار جهرم، تاریخ جهرم، بازاریابی و توسعه خرما، نذریها، البرزکوه، غار وراء، برداشت خرما، مومیایی جهرم، هواشناسی عامیانه، مراسم عروسی، بازیها و مثلهای جهرمی.
در واقع، موضوعات نوشتههای او یک پیام روشن داشت: جهرم فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛ شهری است با حافظه، زبان، آیین، قصه و سبک زندگی خاص خود.
او در دهه ۱۳۹۰ عضو فعال انجمن مرکز جهرم شناسی شد و همین حضور او را بر آن داشت که دست به چاپ و انتشار اثر ارشمند خود در قالب کتاب با موضوع جهرم نماید. او اکنون نیز عضو انجمن بامداد جهرم است.
کتابی برای اینکه گذشته فراموش نشود
سالها جمعآوری اطلاعات، گفتوگو، یادداشتبرداری و مطالعه سرانجام در قالب کتابی ارزشمند به نام «فرهنگ و آداب و رسوم شهرستان جهرم» گردآوری شد.
این کتاب در سال ۱۳۹۴ در شمارگان هزار نسخه توسط انتشارات بونیز جهرم منتشر شد؛ اثری که با راهنمایی زندهیاد استاد ابوالقاسم فقیری شکل گرفت و نویسنده آن را به عموی خود، زندهیاد امرالله قزلی جهرمی، خادم امام رضا(ع)، تقدیم کرده است.
مقدمه کتاب نیز به قلم زندهیاد ابوالقاسم فقیری نوشته شده است؛ مقدمهای که خود بخشی از ارزش فرهنگی این اثر به شمار میرود.
«فرهنگ و آداب و رسوم شهرستان جهرم» در هفت فصل تنظیم شده است. در فصل نخست، موضوعاتی همچون گویش جهرمی، اصطلاحات، تمثیلها و مثلها، قصههای جهرمی، واژههای مربوط به خویشاوندی و برخی ویژگیهای زبانی مردم جهرم بررسی شده است.
فصل دوّم به باورهای مردم جهرم اختصاص دارد و در فصل سوّم، شغلها و پیشههای مردم جهرم از گذشته تا امروز مورد توجه قرار گرفته است.
باغداری در جهرم، جانوران بومی و محلی، بازیهای محلی و مجموعهای از مطالب متنوع درباره فرهنگ و زندگی مردم جهرم نیز دیگر فصلهای این کتاب را تشکیل میدهند.
در واقع، این کتاب را میتوان تلاشی برای ثبت بخشی از حافظه فرهنگی جهرم دانست؛ حافظهای که اگر ثبت نشود، بسیاری از جزئیات آن ممکن است در گذر نسلها از میان برود.

جهرم؛ موضوعی که هیچوقت تمام نمیشود
برای ایرج قزلی جهرمی، نوشتن درباره جهرم با انتشار کتاب به پایان نرسیده است. او همچنان درباره زادگاهش مینویسد و در فضای مجازی نیز مطالب مختلفی درباره تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم و … منتشر میکند.
این فعالیت مستمر نشان میدهد که علاقه او به جهرم، محدود به خاطرات گذشته نیست. او تلاش دارد آنچه از گذشته میداند و آنچه درباره فرهنگ و هویت شهرش گرد آورده است، در اختیار نسل امروز قرار دهد.
شاید ارزش کار او بیش از آنکه تنها در تعداد نوشتهها یا مطالب منتشرشده خلاصه شود، در تلاشی باشد که برای ثبت چیزهایی انجام داده که معمولاً در کتابهای رسمی تاریخ جایی ندارند؛ مثل یک ضربالمثل، یک مراسم قدیمی، شیوه برداشت خرما، یک واژه محلی، یک باور عامیانه، یک بازی کودکانه یا حتی داستانی که نسل به نسل در میان مردم نقل شده است.
فرهنگ یک شهر فقط در بناهای تاریخی و اسناد رسمی آن خلاصه نمیشود؛ بخشی از آن در زبان مردم، در آیینها، در غذاها، در مشاغل قدیمی، در قصهها و حتی در واژههایی زندگی میکند که شاید نسلهای آینده دیگر معنای آنها را ندانند.
ایرج قزلی جهرمی سالهاست تلاش میکند این بخش از هویت جهرم را ثبت کند.
شاید به همین دلیل، روایت زندگی او را بتوان روایت مردی دانست که در کنار زندگی و کسبوکار شخصی خود، یک دغدغه متفاوت را نیز دنبال کرده است؛ اینکه جهرمِ گذشته، در جهرمِ امروز گم نشود.
او از کودکی در کوچههای دهنو و علی پهلوان آغاز کرد، سالهایی را در مشهد گذراند، به زادگاهش بازگشت و سرانجام بخش مهمی از عمر خود را صرف شناخت و معرفی فرهنگی کرد که به آن تعلق داشت.
امروز، حاصل این سالها در کتاب، مقاله، یادداشت و نوشتههای او در مطبوعات و فضای مجازی باقی مانده است؛ مجموعهای که بخشی از آن را میتوان سندی برای شناخت فرهنگ مردم جهرم دانست.
شاید مهمترین میراث ایرج قزلی جهرمی همین باشد؛ اینکه به ما یادآوری کند فرهنگ هر شهر، اگر نوشته نشود، ممکن است آرامآرام از حافظه مردم پاک شود؛ اما اگر روایت شود، میتواند از نسلی به نسل دیگر برسد.

درود بر دکتر مجید جهان مهین که تلاش می کند گرد عربت را از چهره ی تلاشگران و ادیبان و هنرمندان این شهرستان زدوده شود
کاش مثل ایشان در این شهر بیشتر بودند