• امروز : چهارشنبه, ۷ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 29 July - 2026
کل 857امروز: 1
2

از زرگریِ طلا تا زرگریِ کلمات؛ روایتِ پیوندِ میراث و اندیشه در زندگی مهندس علی احقاق جهرمی

  • کد خبر : 5698
  • ۱۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۸
از زرگریِ طلا تا زرگریِ کلمات؛ روایتِ پیوندِ میراث و اندیشه در زندگی مهندس علی احقاق جهرمی

جهرم خبر، در سپهر فرهنگ و تاریخِ جهرم، گاهی روایت‌ها از تلاقیِ دو جهان آغاز می‌شوند؛ جهانِ مادی که با درخشش طلا و هنرِ دست گره خورده، و جهانِ معنوی که با طنینِ شعر و بویِ کتاب پیوند می‌خورد. روایت زندگی مهندس علی احقاق جهرمی، دقیقاً در همین نقطه تلاقی ایستاده است؛ جایی که میراثِ […]

جهرم خبر، در سپهر فرهنگ و تاریخِ جهرم، گاهی روایت‌ها از تلاقیِ دو جهان آغاز می‌شوند؛ جهانِ مادی که با درخشش طلا و هنرِ دست گره خورده، و جهانِ معنوی که با طنینِ شعر و بویِ کتاب پیوند می‌خورد. روایت زندگی مهندس علی احقاق جهرمی، دقیقاً در همین نقطه تلاقی ایستاده است؛ جایی که میراثِ اصیلِ زرگری با اشتیاقِ بی‌پایانِ پژوهش و شعر، در هم می‌آمیزد تا شخصیتی ساخته شود که هم در زمینِ علم و هم در عرصه ادب، جایگاه خود را یافته است.

ریشه‌هایی در جادوی طلا و کتاب

علی احقاق جهرمی، زاده‌ی دوشنبه، ۱۲ تیرماه ۱۳۴۶ در بیمارستان دکتر امامی شیراز، از همان آغاز در خانواده‌ای متولد شد که میراث‌دارِ اصالت بود. پدر او، مرحوم حاج محمد احقاق جهرمی، از جمله نیکانِ روزگار بود که با مدیریت طلا‌فروشی، بخشی از شکوهِ این حرفه را در شهر داشت. اما ریشه‌های این اصالت، به اعماقِ تاریخ بازمی‌گردد؛ به پدر بزرگ او، مرحوم مشهدی نعمت‌الله احقاق جهرمی (معروف به نعمت زرگر) که از سال ۱۲۸۰ هجری شمسی، با آموختن حرفه‌ی طلاسازی در دیار بغداد، این سنتِ باستانی را به جهرم آورد.

مرحوم مشهدی نعمت‌الله تنها زرگر نبود؛ او مردِ کتاب و سفر بود. او که با سفرهای خود به خاورمیانه، کتابخانه‌ای نفیس از نسخه‌های خطی گردآوری کرده بود، با حضور در محافلِ شعر و ادب در میان دوستان و هم‌محله‌ای‌های خود، بذرِ آن اشتیاقی را کاشت که بعدها در وجود نوه خود، علی، شکوفا شد.

مسیر علم؛ از دبستان تا مقاطع ارشد

اگر میراثِ پدری، طلا بود، میراثِ آموزشیِ علی احقاق جهرمی، علم و دقتِ مهندسی است. او مسیر تحصیلی خود را از دبستان داریوش (آیت‌الله طالقانی کنونی) آغاز کرد و با گذر از مدارس راهنمایی فردوسی (آیت‌الله شب‌زنده‌دار کنونی) و دبیرستان خواجه نصیر، گام به دنیای دانشگاه گذاشت.

او با کسب مدرک کارشناسی در رشته مهندسی گیاه‌پزشکی از دانشگاه شیراز (۱۳۷۰) و سپس کارشناسی ارشد در رشته ژئومورفولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان (۱۳۹۰)، توانست دانشِ خود را در زمینه‌های علمی ارتقا دهد. در این مسیر، او از دانش و هدایت اساتیدی چون پروفسور کرامت‌الله ایزدپناه جهرمی، پروفسور پرویز کردوانی، دکتر بنی‌هاشمی و دکتر ثروتی بهره‌مند شد که هر یک، از ستون‌های علمی این مسیر بودند.

پیوندِ خون و شعر؛ میراثِ ادبی خانواده

در بررسیِ خاستگاه مادریِ ایشان، با شکلی از تلاقیِ ادب و دین روبرو هستیم. خانواده‌ی مادری او، از جمله پدربزرگ ایشان حجت الاسلام مرحوم حاج سید علی احمدی (محضر دار دفتر ازدواجِ جهرم) و خاندانِ وحیدی که چهره‌های ماندگاری چون مرحوم حاج میرزا علی‌محمد و مرحوم حاج میرزا عباسعلی وحیدی و چهره‌ی فقید ادبی، مرحومه سیمین‌دخت وحیدی، از آن‌ها بودند، همگی در بستری از معنویت و ادبیات رشد کرده بودند. این رگه‌های ادبی، راه را برای ورود علی به دنیای کلمات هموار کرد.

از دل‌نوشته تا کتاب؛ شکوفایی در دنیای کلام

با وجود حضور در دنیای مهندسی، طبعِ شاعرانه او از سال ۱۳۶۵، به شکلی خودجوش و در قالب شعر منثور و دل‌نوشته، در او جوانه زد. این اشتیاق، سرانجام در سال ۱۳۸۸ با انتشار کتاب «هزاره‌های بی‌بازگشت» توسط انتشارات مصلی جهرم، به ثمر نشست؛ اثری که با تقدیم به روح پرورزِ پزشکِ جهرم، مرحوم دکتر عبدالرحیم شیرازی، و با پیش‌گفتاری از قلم استاد فقید ادبیات، مرحوم وهاب افتخار، گواهی بر عمقِ نگاه او به تاریخ و انسانیت است.

امروز، مهندس علی احقاق جهرمی با تدوین مجموعه‌ای از اشعار و دل‌نوشته‌های سال‌های ۹۰ تاکنون، که تحت نقد و ارزیابی ادیبان و شاعران دیار قرار گرفته، همچنان در مسیرِ پیوند دادنِ دانشِ مهندسی با لطافتِ کلام، گام برمی‌دارد؛ گویی او می‌خواهد ثابت کند که همان‌گونه که اجدادش فلزاتِ گران‌بها را صیقل می‌دادند، او نیز در پیِ صیقل دادنِ کلمات برای رسیدن به حقیقت است.

دو قطعه شعر

شعر اول

  • نمی توانند دل به چراغ های جادو خوش کنند *

دلت گرم است
به بال بال زدن ها
و پرش های سپیده دمان های گیج
به سمت آفتاب های دل مرده ی پاییز و زمستان ،
قبول کن که
آرزوها
نمی توانند دل خود را
به چراغ های جادو خوش کنند ،
محال
نه پناهگاه
بلکه پرتگاهی ست که
_ بلندای آن _
دیو و دد و انسان را
می هراساند
و گاهی البته
به وجود می آورد
منگستانی از
شبه بالداران متوهم را.

شعر دوم

  • طولانی ترین اوقاتِ طلایی ترین افق *

عشق محکوک بر قلبم
اَبَر اقیانوسی ساخته است
که شبه رودخانه های خروشانِ هزار رنگِ زمهریر و سنگ را
محصور می کند
تا نَفَسِ دوستت دارم هایشان
بالا نیاید ،
شاه ماهی دوستت دارم های من
اکنون
آخرین چیزی که
دلم می خواهد از تو بپرسم
این است که
چقدر دوستم داری ؟
با اینکه می دانم خواسته ای
آبی ترین عشق
و سبزترین سخاوت را
نثارم کنی
و شاید
دیگر هیچ کس
نتواند مثل تو
طولانی ترین اوقاتِ طلایی ترین افق را
تثبیت کند

لینک کوتاه : https://jahromkhabar.ir/?p=5698
  • نویسنده : دکتر مجید رضا جهان مهین
  • ارسال توسط :
  • 329 بازدید
  • بدون دیدگاه

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.