• امروز : شنبه, ۴ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 26 September - 2026
کل 962امروز: 3
♥1

ولی صادقی؛ شاعری که جهرم را با غزل و رباعی روایت می‌کند

  • کد خبر : 6298
  • ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - ۹:۲۱
ولی صادقی؛ شاعری که جهرم را با غزل و رباعی روایت می‌کند

جهرم خبر، بعضی شعرها از پشت میز و میان کتاب‌های ادبیات شروع نمی‌شوند؛ گاهی نخستین بیت‌ها جایی میان کوچه‌های یک محله، در خاطره یک پیرمرد شاعر، در نم‌نم باران یک روز پاییزی یا حتی در میان خاطرات جبهه شکل می‌گیرند. داستان شعرهای ولی صادقی جهرمی هم از همین جنس است؛ شاعری که کودکی‌اش در محله […]

جهرم خبر، بعضی شعرها از پشت میز و میان کتاب‌های ادبیات شروع نمی‌شوند؛ گاهی نخستین بیت‌ها جایی میان کوچه‌های یک محله، در خاطره یک پیرمرد شاعر، در نم‌نم باران یک روز پاییزی یا حتی در میان خاطرات جبهه شکل می‌گیرند.

داستان شعرهای ولی صادقی جهرمی هم از همین جنس است؛ شاعری که کودکی‌اش در محله مهدیه جهرم گذشت، سال‌های نوجوانی‌اش با انقلاب و دفاع مقدس گره خورد، سال‌های جوانی را در کلاس و مدرسه سپری کرد و در کنار حرفه معلمی، شعر را آرام‌آرام به بخشی از زندگی خود تبدیل کرد.

امروز، پشت این نام، چند دهه حضور در آموزش و پرورش، سال‌ها فعالیت در انجمن‌های ادبی و مجموعه‌ای از غزل‌ها و رباعی‌ها قرار دارد؛ شعرهایی که در میان آنها، جهرم و آدم‌هایش جای ویژه‌ای دارند.

کودکی در محله مهدیه

ولی صادقی، فرزند مرحوم کریم، معروف به «حاجی‌خان»، در یکی از روزهای گرم شهریور سال ۱۳۴۵ در جهرم متولد شد.

پدرش به دلیل تولد در ماه ذی‌الحجه به «حاجی‌خان» شهرت داشت؛ مردی با اعتقادات مذهبی قوی که به شغل آزاد مشغول بود و بخش مهمی از فعالیتش به خرید و فروش محصولات عشایر، از قالی‌های دستباف گرفته تا محصولات لبنی، اختصاص داشت. او دستی هم در نی‌نوازی به سبک محلی داشت؛ هنری که بخشی از فضای فرهنگی و بومی خانواده را شکل می‌داد.

ولی صادقی سال ۱۳۵۱ وارد دبستان سیادت شد. مدیریت مدرسه در آن سال‌ها با مرحوم ناصر ذوالقدر و آموزش کلاس اول با خانم زارعیان بود.

اما تغییر کاربری دبستان سیادت و تبدیل آن به مدرسه راهنمایی، مسیر تحصیل او را تغییر داد. سال‌های دوم تا پنجم ابتدایی را در مدرسه تازه‌تأسیس عشایری گذراند؛ مدرسه‌ای که در سال ۱۳۵۲ زیر نظر آموزش و پرورش عشایر و در دوره مدیریت مرحوم محمد بهمن‌بیگی راه‌اندازی شده بود.

کلاس‌های این مدرسه در چند چادر سفید و به مدیریت مرحوم نعمت‌الله رحیمی، معروف به «نعمت مدیر»، در محدوده‌ای از محله مهدیه، حوالی خیابان آزادگان و میدان صادقیه فعلی، برپا شده بود؛ جایی که بعدها در سال ۱۳۶۰ ساختمان دبستان مهدیه در آن ساخته شد.

از معلمان آن سال‌ها نیز نام‌هایی چون عزیز رضائیان و محمدحبیب، معروف به شجاع‌الله، احسانیان در خاطرات او مانده است.

نخستین آشنایی با قرآن

یکی از اتفاق‌های اثرگذار دوران نوجوانی ولی صادقی، آشنایی او با جلسات آموزش قرآن بود.

اوایل تابستان ۱۳۵۷، زمانی که دانش‌آموز سال اول راهنمایی بود، پدرش به توصیه یکی از دوستان، نام او را در کلاس آموزش قرآن ثبت کرد؛ کلاسی که حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی بابایی دارابی، روحانی جوان و انقلابی، در مسجد قبله‌دعا برگزار می‌کرد؛ مسجدی که بعدها به نام مسجد امام خمینی(ره) شناخته شد.

جلسات آموزش قرآن چند جلسه بیشتر ادامه پیدا نکرد و توسط شهربانی وقت تعطیل شد، اما همان تجربه کوتاه، پنجره‌ای تازه به روی نوجوان جهرمی باز کرد؛ پنجره‌ای که بعدها در علاقه او به مفاهیم دینی و شعر آیینی نیز بی‌تأثیر نبود.

نوجوانی در سال‌های انقلاب و دفاع مقدس

سال‌های دبیرستان ولی صادقی همزمان با روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال‌های دفاع مقدس سپری شد. او در دبیرستان اسلامی، در رشته اقتصاد تحصیل کرد و در تابستان سال ۱۳۶۵، زمانی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود، راهی جبهه فاو شد.

آن سفر برای یک نوجوان، تنها حضور در منطقه جنگی نبود؛ فرصتی بود برای دیدن انسان‌هایی که بعدها بخش مهمی از خاطراتش را ساختند.

او از حضور در کنار رزمندگان مخلص و سرداران شهیدی همچون خلیل مطهرنیا و احمد صادقی یاد می‌کند؛ آدم‌هایی که رفتار و معنویتشان بر او اثر گذاشت.

سال‌ها بعد، بخشی از همان تجربه در شعر او نشست؛ شعری که هنوز حال‌وهوای آن روزها را با خود دارد:

در جبهه من الطاف خدا را دیدم
مردی و شجاعت شما را دیدم
این قدرت ما ز قدرت الله است
من معنی لاحول ولا را دیدم

از کلاس درس تا کلاس شعر

سال ۱۳۶۵ برای ولی صادقی تنها سال حضور در جبهه نبود. او در آزمون کنکور نیز شرکت کرد و در رشته امور پرورشی مرکز تربیت معلم یزد پذیرفته شد.

در دوران تحصیل، از استادانی همچون مرحوم علی مازارچی بهره برد؛ استادی که از عارفان و شاگردان عرفانی شهید دستغیب بود.

پس از پایان تحصیل، در مهرماه ۱۳۶۸ نخستین سال خدمت خود را در آموزش و پرورش آغاز کرد و به عنوان مربی پرورشی در مدرسه راهنمایی دکتر شریعتی روستای بلغان از توابع جویم مشغول به کار شد.

سال ۱۳۷۴ ازدواج کرد. همسرش، خانم راضیه صادقی، دانش‌آموخته علوم قرآن و حدیث و معلم است.

ولی صادقی در کنار کار، تحصیل را نیز ادامه داد و در سال ۱۳۷۷ از دانشگاه پیام نور جهرم، در دوره ریاست دکتر محمد اسفندیاری، مدرک کارشناسی مدیریت آموزشی گرفت. مرحوم علی صادقی‌مقدم، دکتر محمد اسفندیاری و دکتر حسین نصیری از جمله استادان او در این دوره بودند.

۲۶ سال در مدرسه، سال‌ها در کنار بچه‌ها

بخش مهمی از زندگی حرفه‌ای ولی صادقی در مدارس جهرم گذشت. او در مجموع ۲۶ سال در آموزش و پرورش مدارس این شهر به عنوان مربی و معاون پرورشی فعالیت کرد و بیشترین سال‌های خدمتش را در مدرسه شهید محبوبی، نمونه دولتی آینده‌سازان و دبستان علامه حلی گذراند.

سال ۱۳۹۶ بازنشسته شد؛ امّا بازنشستگی برای او به معنای کنار گذاشتن کار با کودکان و نوجوانان نبود.

از همان سال تاکنون در مرکز شبانه‌روزی خیریه علی‌بن‌ابیطالب(ع) جهرم فعالیت می‌کند؛ مرکزی که حدود ۳۰ فرزند بی‌سرپرست و یتیم در آن زندگی می‌کنند.

به این ترتیب، کلاس درس برای او شکل دیگری پیدا کرده است؛ یک روز در مدرسه، روز دیگر در کنار کودکانی که بیش از درس و کتاب، به همراهی و محبت نیاز دارند.

شعر، از خاطره یک شاعر محلی تا یک روز بارانی

علاقه ولی صادقی به شعر به سال‌های کودکی بازمی‌گردد. در اوایل دهه ۵۰، زمانی که مرحوم حسینعلی صداقت، مشهور به «صداقت عرب»، شاعر و حکیم ایل عرب، در ایام محرم برای دیدار اقوام و خویشان به جهرم می‌آمد، ولی صادقی نوجوان به شعرخوانی‌های او گوش می‌داد.

صداقت عرب در خانه‌هایی که مهمان بود، اشعار عاشورایی می‌خواند و نوجوانی که بعدها خود شاعر شد، نزدیک او می‌نشست و گاهی از او سؤال می‌کرد.

اما نخستین جرقه جدی شعر در ذهن ولی صادقی، سال ۱۳۶۴ و در یک روز پاییزی بارانی زده شد.

او همراه چند نفر از دوستانش به دامنه‌های کوه جهرم رفته بود. باران نم‌نم می‌بارید و در همان حال، چند بیت بر زبانش جاری شد:

به روز جمعه در باران رحمت
من و قاسم، علی، رضا و رحمت
برای گردش و تفریح در کوه
برون رفتیم از خانه به زحمت

شاید آن روز، خود او هم نمی‌دانست همین چند بیت ساده قرار است آغاز راهی چند دهه‌ای در شعر باشد.

از آن پس، شعر گفتن برایش جدی‌تر شد؛ ابتدا کوتاه و طنز، بعد غزل و رباعی و به‌تدریج شعرهایی با موضوعات اجتماعی، آیینی و جهرم.

یک دوبیتی و دری که به انجمن شعر باز شد

بهار سال ۱۳۶۵، ولی صادقی دانش‌آموز دبیرستان اسلامی بود که یک دوبیتی برای معلم ادبیاتش، مهدی نادریان جهرمی، خواند.

واکنش معلم، مسیر شعر او را تغییر داد.

نادریان که خود عضو انجمن شعر و ادب شهرستان جهرم بود، او را به این انجمن معرفی کرد؛ انجمنی که در آن روزگار با مسئولیت و دبیری حاج غلامعلی مهربان فعالیت می‌کرد.

حضور در انجمن، فرصتی شد تا شعرهای او از فضای تجربه‌های شخصی فاصله بگیرد و با نقد و نظر شاعران دیگر، پخته‌تر شود.

ولی صادقی از آن روز تاکنون عضو انجمن شعر و ادب شهرستان جهرم بوده است.

اولین شب شعر؛ چند روز بعد از بازگشت از جبهه

۵ مهرماه ۱۳۶۵، یکی از خاطره‌انگیزترین شب‌های ادبی زندگی او رقم خورد.

تنها چند روز از بازگشتش از جبهه گذشته بود که در نخستین شب شعری که در محوطه و حیاط امور تربیتی جهرم برگزار شد، در کنار شاعران شناخته‌شده‌ای همچون مرحوم نصرالله مردانی، استاد احد ده‌بزرگی و مرحوم محمدخلیل مذنب استهباناتی، معروف به جمالی، روی صحنه رفت.

او در آن شب یک رباعی و یک غزل با موضوع رزمندگان و دفاع مقدس خواند.

تشویق حاضران و شاعران، خاطره آن شب را برایش ماندگار کرد. پس از شعرخوانی او، استاد احد ده‌بزرگی یک جلد قرآن نفیس به او هدیه داد؛ هدیه‌ای که برای شاعر جوان معنایی فراتر از یک کتاب داشت.

از آن شب، دعوت‌ها برای شعرخوانی بیشتر شد و نام او آرام‌آرام در محافل ادبی جهرم شناخته شد.

اشعارش نیز در سال‌های بعد در روزنامه‌هایی همچون خبر جنوب و کیهان و مجله جوانان منتشر شد.

سکوتی چندساله و بازگشت دوباره

مسیر شعر همیشه خطی و یکدست نبود.

در دهه ۸۰، ولی صادقی تقریباً شعر نگفت و در جلسات ادبی و شب‌های شعر نیز حضور چندانی نداشت. برای سال‌هایی، شعر از زندگی روزمره او فاصله گرفت.

اما این فاصله دائمی نبود.

در اوایل دهه ۹۰ دوباره به سرودن شعر بازگشت و از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ مسئولیت انجمن شعر و ادب شهرستان جهرم را بر عهده گرفت.

جلسات هفتگی انجمن در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهرم برگزار می‌شد و در این دوره، چند شب شعر و عصر شعر و دو اردوی خارج از جهرم نیز برگزار شد. شاعران انجمن همچنین در برنامه‌های شب شعر آیینی در استهبان و شیراز حضور پیدا کردند.

ولی صادقی در همین سال‌ها به عضویت انجمن شعر مرکز جهرم‌شناسی نیز درآمد؛ جایی که شعرهایش، به‌ویژه رباعی‌هایش، مورد توجه استاد حیدر توانایی قرار گرفت و او بارها این رباعی‌ها را پسندید و مورد تقدیر قرار داد.

جهرم؛ شهری که در شعر او نفس می‌کشد

غزل و رباعی، قالب‌های اصلی شعر ولی صادقی هستند؛ اما در میان شعرهایش، جهرم جایگاه ویژه‌ای دارد.


او شهرش را از دریچه خاطره، طبیعت، مردم و فرهنگ آن دیده و در غزل‌هایش کوشیده تصویری از جهرم بسازد؛ شهری با نخل‌ها، باغ‌ها، نارنج‌ها، غار ورا و مردمانی که به تعبیر خودش «دریا مرامند».

در یکی از غزل‌هایش می‌خوانیم:

مردمش دریا مرامند و صفایش دیدنیست
جهرم ما خاک پاک و بی‌ریایش دیدنیست

شهر من هم‌سن تاریخ است، چون کوه استوار
حس خوب زندگی در جای‌جایش دیدنیست

او در ادامه از نارنجستان‌ها، نخل‌ها، غار ورا و حال‌وهوای مردم شهر می‌گوید و جهرم را همچون نگینی سبز در پهنه ایران تصویر می‌کند.

در این شعر، شهر برای شاعر فقط یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ بخشی از خاطره و هویت اوست.

«نسیم تبسم»؛ نخستین دفتر شعر

پس از چند دهه تجربه، سرانجام نخستین مجموعه شعر ولی صادقی در سال ۱۴۰۳ منتشر شد؛ دفتری با عنوان «نسیم تَبَسُّم».

این کتاب در ۱۹۷ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه توسط نشر بید تهران منتشر شده است.

رباعی زیر روی جلد کتاب نشسته است:

هم حس قشنگ یک ترنم داری
هم روح نسیم در تبسم داری
محبوب چنانی که همه می‌گویند
تو جاذبه بهار جهرم داری

این دفتر را می‌توان حاصل چند دهه رفت‌وآمد شاعر میان مدرسه، جبهه، محافل ادبی، زندگی اجتماعی و شهر دانست؛ مجموعه‌ای که غزل و رباعی را در کنار هم قرار داده و بخشی از جهان ذهنی شاعر را پیش روی مخاطب گذاشته است.

شعری برای صبح و زندگی

در میان غزل‌های او، شعرهایی با حال‌وهوای عاشقانه و اجتماعی نیز دیده می‌شود. زبان شعرش گاه ساده و صمیمی است و گاه به سمت تصویرسازی و بازی با واژه‌ها می‌رود:

آغاز می‌شود به تو هر صبح راز من
صبحت بخیر، ای غزل دلنواز من

ای کاش نقطه‌ای به سرانجام می‌رسید
در سایه‌سار زلف تو راه دراز من

و در غزلی دیگر، با لحنی هشداردهنده و عاشقانه می‌نویسد:

مثل فرشته‌ها شده‌ای، احتیاط کن
جذاب و دلربا شده‌ای، احتیاط کن

این شعرها نشان می‌دهد که شاعر، جهان اطرافش را تنها با نگاه اجتماعی و آیینی نمی‌بیند؛ عشق، زندگی، انسان و لحظه‌های روزمره نیز در شعر او جای خود را دارند.

شاعری که هنوز در میان مردم زندگی می‌کند

ولی صادقی امروز تنها شاعری نیست که دفتر شعری منتشر کرده است. زندگی او میان چند جهان تقسیم شده؛ آموزش، شعر، فرهنگ، فعالیت اجتماعی و خدمت به کودکان.

از مدرسه‌های جهرم تا انجمن‌های شعر، از خاطره روزهای دفاع مقدس تا شعرهایی درباره زادگاهش و از سال‌های معلمی تا مرکز خیریه علی‌بن‌ابیطالب(ع)، مسیر زندگی او با آدم‌ها پیوند خورده است.

او دو فرزند دارد؛ دخترش فاطمه صادقی، دانش‌آموخته رشته گرافیک است و در زمینه طراحی و فعالیت‌های گرافیکی کار می‌کند و پسرش عبدالرحیم، دانشجوی سال پنجم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جهرم است.

شاید همین پیوند با آدم‌هاست که شعر ولی صادقی را از یک دفتر شعر فراتر می‌برد. در سطرهای او، گاهی جهرم دیده می‌شود، گاهی خاطره جبهه، گاهی عشق و زندگی و گاهی لبخند و شوخی‌های یک شاعر با جهان اطرافش.

ولی صادقی از آن شاعرانی است که شعر را در کنار زندگی نگه داشته است؛ نه دور از مردم و نه جدا از خاطرات شهر. شعر برای او ادامه همان مسیری است که از کوچه‌های مهدیه آغاز شد، از کلاس و جبهه گذشت و امروز در میان غزل‌ها و رباعی‌های «نسیم تبسم» به جهرم بازمی‌گردد.

لینک کوتاه : https://jahromkhabar.ir/?p=6298
  • نویسنده : دکتر مجیدرضا جهان مهین
  • ارسال توسط :
  • 126 بازدید
  • يک دیدگاه

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 1
  1. سلام و درود. بر شما استاد جهان مهین عزیز
    واقعا چه قلم زیبایی دارید
    بسیار زیبا. و دوست داشتنی
    صمیمانه از لطف و حسن نظرتان. سپاسگزارم
    باعث افتخارید
    🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
    امید وارم. سعادت. جبران کمی از الطاف شما را داشته باشم

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.