جهرم خبر، در محله قدیمی گازران جهرم، خانهای در کوچهای که از امامزاده عبداللطیف(ع) به مسجد گازران میرسید، روزی شاهد تولد کودکی بود که س توالها بعد نامش با مدرسه، مسجد، حوزه، مبارزه و زندگی مردم این شهر گره خورد؛ کودکی که بعدها «آیتالله سید ابراهیم حقشناس جهرمی» نام گرفت.
او در سال ۱۲۸۲ هجری شمسی، در خانوادهای روحانی و علمی چشم به جهان گشود؛ در خانهای که فضای آن با دانش دینی و ارتباط با عالمان زمانه آمیخته بود. پدرش، آیتالله سید اسدالله موسوی، از شاگردان برجسته آیتالله العظمی سید عبدالحسین نجفی لاری بود و زبان گویا و بازوی پرتوان سیّد لاری بود که به توصیه او برای اقامه نماز جمعه و رسیدگی به امور دینی به جهرم آمده بود.
نام پدر، خود بخشی از تاریخ مذهبی و اجتماعی جهرم بود؛ عالمی که در مسجد گازران و امامزاده اسدالدهر (ع) اقامه جماعت میکرد و در جریان مشروطه نیز حضور فعال داشت. ودر جریان به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه قاجار در مجلس وقت حضور داشته است.
او اما مسیر آموختن را از مکتبخانه آغاز کرد؛ مکتبخانه آخوند عبدالمجید بصیریان جهرمی در کوچه مجاور مسجد محمدیّه، نخستین ایستگاه آموزشی او بود. قرآن و کتابهای رایج آن روزگار را آموخت و در همان محیط، با چهرههایی همچون مرحوم محمدابراهیم اشراق هممکتب شد.
از مکتبخانه تا مدرسه علمیه
راه تحصیل برای او در همان مکتبخانه متوقف نماند. سالهای بعد، آیتالله حقشناس تحصیلات عالی حوزوی را در جهرم و شیراز ادامه داد و از محضر استادانی همچون حجج اسلام: حاج سید محمدعلی حسینی شریعتمداری معروف به حاجی فاضل، سیدمیرزا محمدعلی حکیم الهی (برهانی) و میرزا آقا ورعی اصطهباناتی بهره برد.
در توصیف شخصیت علمی او، تنها از محفوظات و درسهای حوزوی سخن گفته نشده است؛ هوش، حافظه، دقت، حوصله و توانایی او در آموزش، از ویژگیهایی بود که موجب شد در میان طلاب و شاگردان جایگاهی ویژه پیدا کند.
آیتالله حقشناس بعدها ریاست جامعه روحانیت جهرم و تولیت مدرسه علمیه زمانیّه خان را بر عهده گرفت و به یکی از مدرسین برجسته شهر تبدیل شد. در شمار شاگردان او، نام روحانیون و شخصیتهای علمی متعددی دیده میشود؛ از جمله آیتالله سید حسن شریعتمداری جهرمی، آیتالله حاج سید عبدالرسول شریعتمداری جهرمی، آیتالله حاج شیخ حسین شبزندهدار جهرمی، آیتالله حاج سید احمد واحدی، آیت الله حاج سید احمد حق شناس، حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالعظیم فرقانی، حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مهدی دادور آیت اللهی، آقا سید اسدالله حق شناس و آیت الله العظمی حاج شیخ علی کریمی جهرمی.
اما کلاس درس او فقط به طلاب محدود نمیشد. آموزگاران، دبیران، روحانیون، استادان دانشگاه و قضات نیز در مقاطع مختلف از محضرش بهره بردند که از آن جمله نیز می توان دکتر گودرز افتخار جهرمی، استاد حاج شکرالله جهان مهین و آقای محمد امین حمیری اشاره کرد.
عالمی که از مدرسه و مسجد فراتر رفت
برای شناخت آیتالله حقشناس، نمیتوان او را تنها در چارچوب یک عالم حوزوی دید. بخشی از زندگی او در متن تحولات اجتماعی و سیاسی جهرم و ایران گذشت.
در سالهای مبارزه با رژیم پهلوی، نام او در برخی اسناد و گزارشهای ساواک نیز دیده میشود. پس از آزادی امام خمینی (ره) از حصر در سال ۱۳۴۳، در جهرم مراسمهایی در حمایت از این رویداد برگزار شد و آیتالله حقشناس نیز برای مجلس سخنرانی در مسجد بازار دعوت نمود.
چند ماه بعد، با انتشار خبر تبعید امام خمینی (ره) ، فضای شهر تغییر کرد. بر اساس گزارشهای موجود، در جهرم برخی مساجد تعطیل شدند و نمازهای جماعت برای مدتی برگزار نشد؛ نام آیتالله حقشناس نیز در گزارشهای مربوط به این اعتراضها آمده است.
در سال ۱۳۴۸ نیز زمانی که دستور بیحجابی دختران دانشآموز جهرم صادر شد، او در شمار روحانیونی بود که در اعتراض به این اقدام نماز جماعت را ترک کردند و برخی روحانیون شهر در معیت ایشان برای اعتراض به ساواک شیراز رفتند.
این حضور اعتراضی در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد. در آبان ۱۳۵۷، در یکی از راهپیماییهای جهرم، آیتالله حقشناس همراه چندتن از علماء و روحانیون دستگیر و به فرمانداری نظامی منتقل شد. چند ماه پیش از آن نیز در منزل او تلگرافهایی با امضای علما و روحانیون جهرم خطاب به امام خمینی (ره) و رئیس جمهور وقت فرانسه، در جهت حمایت از جان امام خمینی (ره) تنظیم و ارسال شده بود.
که در مقاله مفصلی با عنوان: گوشه هایی از حضور حضرت آیت الله حق شناس (ره) در صحنه انقلاب اسلامی جهرم به قلم مرحوم استاد حاج شکرالله جهان مهین در کتاب مجموعه مقالات همایش ملّی شهرستان جهرم و انقلاب اسلامی آمده است.
وقتی مسجد، سنگر آرام یک شهر شد
مبارزه برای او تنها در سخنرانی و اعتراض خلاصه نمیشد. در حوادث طبیعی نیز ردپای حضورش در کنار مردم دیده میشود.
در زلزله لارستان در سال ۱۳۳۹ و زلزله قیر و کارزین در سال ۱۳۵۱، همراه شماری از روحانیون جهرم راهی مناطق آسیبدیده شد و در کمکرسانی به زلزلهزدگان مشارکت فعال داشت.
پس از پیروزی انقلاب نیز بخشی از دغدغه او به سامان دادن اوضاع شهر بازگشت. در روزهای نخست انقلاب، موضوع سلاحهای پادگان جهرم به یکی از مسائل مهم امنیتی تبدیل شده بود. بر اساس روایت موجود، با دستور آیتالله حقشناس، سلاحهای غارتشده جمعآوری و برای نگهداری، یکی از مکان ها ابتدا زیرزمین منزل او و سپس به مسجد نو بود.
او همچنین برای حفاظت از بازار و اموال مردم، شماری از جوانان را به کار گرفت و هزینه آنان را پرداخت کرد تا در روزهای پرالتهاب پس از انقلاب، امنیت بخشهایی از شهر حفظ شود.
جهرم و جوانانی که راهی جبهه شدند
با آغاز جنگ، بار دیگر نقش روحانیت و عالمان شهر در بسیج مردم پررنگ شد.
در شهریور ۱۳۵۹، جوانان جهرمی نیز مانند بسیاری از نقاط کشور راهی جبههها شدند. در این میان، آیتالله حقشناس و آیتالله سیدحسین آیتاللهی از جوانان برای حضور در جبهه حمایت و آنان را تشویق میکردند.
روایتهای موجود از آن روزها میگوید که هنگام اعزام کاروانهای جهرم، آیتالله حقشناس برای رزمندگان هدیه و عیدی میفرستاد و ارتباط خود را با آنان حفظ میکرد. حتی زمانی که پیکر یکی از تربیت شده های ایشان، شهید محمدرضا مصطفیدخت، نخستین پاسدار شهید جهرم، به شهر بازگردانده شد، او با وجود بیماری برای استقبال از پیکر این شهید تا ورودی جهرم رفت و برای او شعری زیبا سرود.
خانهای که درِ آن به روی مردم باز بود
شاید یکی از مهمترین وجوه شخصیت آیتالله حقشناس را بتوان در ارتباط مستقیم او با مردم جستوجو کرد.
درِ خانه او برای مردم جهرم باز بود؛ محرومان، نیازمندان، اهالی محلهها و کسانی که مسئلهای برای گفتن داشتند، میتوانستند به خانهاش مراجعه کنند.
خانه آیتالله حقشناس فقط محل دیدارهای رسمی نبود. هر روز نشستی با حضور علماء و روحانیون بزرگوار و اقشار مختلف مردم برگزار میشد.
همین ارتباط نزدیک با مردم بود که باعث شد نام او در محلههای مختلف جهرم آشنا باشد. او در بسیاری از محلهها از جمله مسجد حاج عبدالله دشتاب به بیان معارف دینی میپرداخت و در تقویت باورهای اعتقادی و اخلاقی جوانان نقش داشت.
عالمی با زبان شعر
آیتالله حقشناس تنها با منبر و درس شناخته نمیشد. شعر نیز بخشی از زندگی او بود.
او طبع شعر داشت و بیشتر سرودههایش در مدح و ستایش اهلبیت(ع) بود. در اشعارش از تخلص «وارسته» استفاده میکرد و در برخی سرودهها نیز تخلص «حقشناس» دیده میشود. مسجد گازران، همان مسجدی که پدرش سالها در آن اقامه جماعت داشت، محل محراب و فعالیتهای عبادی او نیز بود.
این پیوند میان علم، اخلاق، شعر و مردم، تصویری متفاوت از یک عالم سنتی در ذهن مخاطب باقی میگذارد؛ عالمی که مدرس حوزه بود، اما از کوچه و بازار شهر فاصله نداشت.
احترام بزرگان به یک عالم جهرمی
جایگاه علمی و اجتماعی آیتالله حقشناس تنها در جهرم شناخته شده نبود.
از مراجع و عالمان بزرگ آن دوره، آیات عظام: بروجردی، حکیم، امام خمینی و گلپایگانی و … برای او اجازههای شرعی صادر کرده بودند.
در نقلی از آیتالله بروجردی، از جایگاه او در حوزه تجلیل شده و فرموده بودند: آقای حق شناس به حوزه حق دارند و آیتالله سیدحسین آیتاللهی نیز او را استاد فضیلت، تقوا و اخلاق حسنه دانسته است.
سالها بعد، در سفر قائد شهید آیتالله العظمی خامنهای به جهرم در آذر ۱۳۶۷ نیز از آیتالله حقشناس به عنوان عالمی آگاه، مؤمن و بسیار بصیر نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی روزگار خود یاد شد.
این سخنان، بخشی از تصویری است که از جایگاه او در میان عالمان و مردم جهرم باقی مانده است.
آخرین روزها؛ شهری که با او وداع کرد
سالهای پایانی زندگی آیتالله حقشناس با بیماری همراه بود. حتی در روزهای بیماری نیز ارتباط مردم با او ادامه داشت.
در اردیبهشت ۱۳۶۰، امام خمینی (ره) در پیامی از بیماری او ابراز تأسف کرد و برایش آرزوی سلامتی و ادامه خدمت به مردم داشت. این پیام از رادیو جمهوری اسلامی نیز پخش شد.
اما بیماری سرانجام فرصت بازگشت او به زندگی عادی را نداد.
آیتالله سید ابراهیم حقشناس در سوّم مهرماه ۱۳۶۰ در شیراز دار فانی را وداع گفت. پیکر او با تشییعی باشکوه به جهرم منتقل شد و مردم و ارادتمندان برای استقبال از پیکر این عالم، تا مخک، ۳۰ کیلومتری جهرم به شیراز به پیشواز جنازه مطهر رفتند.
روز جمعه، پس از اقامه نماز جمعه و سخنرانی آیتالله سیدحسین آیتاللهی، پیکر او از مصلای نماز جمعه تشییع و در قبرستان فردوس جهرم به خاک سپرده شد.
مجلس بزرگداشت و یاد بود او نیز توسط آیت الله حاج سید حسین آیت اللهی: امام جمعه ولایی جهرم در مسجد امام خمینی(ره) جهرم با حضور اقشار مختلف مردم برگزار شد.
نامی که هنوز در حافظه جهرم زنده است
چهار دهه از درگذشت آیتالله حقشناس گذشته است، اما نام او هنوز در روایتهای تاریخی جهرم دیده میشود؛ در خاطرات حوزه علمیه، در مسجد گازران، در روایت مبارزات انقلاب، در خاطرات روزهای نخست پیروزی انقلاب و در داستان اعزام جوانان جهرمی به جبههها.
بخشی از نوشتهها، اشعار و دستخطهای او همچنان باقی مانده و کتاب «اسوه صالحان»، نوشته آیتالله العظمی علی کریمی جهرمی، نیز بخشی از زندگی و شخصیت او را ثبت کرده است.
آیتالله سید ابراهیم حقشناس برای جهرم تنها یک عالم دینی نبود؛ بخشی از حافظه اجتماعی شهری بود که در طول چند دهه، تحولات بزرگی را از مشروطه تا انقلاب و جنگ تجربه کرد.
شاید به همین دلیل است که وقتی از او سخن گفته میشود، روایت زندگی یک فرد به تنهایی مطرح نیست؛ سخن از بخشی از تاریخ جهرم است؛ شهری که مسجد، حوزه، بازار و خانههایش شاهد حضور عالمی بودند که زندگی خود را در میان مردم گذراند و نامش را در حافظه آنان به جا گذاشت.
