جهرم خبر| در شهرهایی که حافظه مردمش هنوز با نام معلمانش نفس میکشد، آموزش نوعی تربیت آرام و ماندگار است که در رفتار، آیین و نگاه نسلها ریشه میدواند. جهرم از همان شهرهایی است که تاریخ فرهنگیاش را میتوان در زندگی معلمانش ورق زد؛ کسانی که میان تخته کلاس، صف نماز، دغدغه اجتماع و شور انقلاب، زیستی پیوسته و مسئولانه داشتهاند. در چنین بستری، زندگی یک معلم داستان پیوند آموزش، دینداری، کنش اجتماعی و تعهد انسانی است مسیری که در آن مدرسه، مسجد و جامعه سه ضلع یک مثلث تربیتی میشوند.
در میان این چهرهها، زندگی عبدالمحمد فرقانی نمونهای روشن از نسلی است که معلمی را صرفاً حرفه نمیدید، بلکه آن را رسالتی اجتماعی و اعتقادی میدانست. او در سال ۱۳۲۹ در خانوادهای روحانی در جهرم متولد شد؛ محیطی که از همان سالهای کودکی، آموزش دینی و اخلاقی را با تعلیم رسمی در هم میآمیخت. تحصیل در مکتبخانههای سنتی و سپس مدارس جدید، ترکیبی از دو شیوه آموزشی را برایش رقم زد؛ مسیری که بعدها در شیوه تربیتی او نیز نمود پیدا کرد.
کلاس درس؛ جایی فراتر از آموزش رسمی
ورود او به عرصه آموزش پس از تحصیل در دانشسرای راهنمایی شیراز، آغاز دورهای بود که کلاس درس را به فضایی چندوجهی تبدیل کرد. برای فرقانی، تدریس فقط انتقال محتوای کتاب نبود؛ آموزش قرآن، احکام و اقامه نماز جماعت در مدارس، بخشی جداییناپذیر از کار روزانهاش محسوب میشد. او باور داشت مدرسه میتواند نقطه تلاقی دانش و معنویت باشد جایی که نوجوانان علاوه بر اینکه درس میآموزند، شیوه زیستن را تمرین میکنند.
این نگاه در سالهای پرالتهاب پیش از انقلاب نیز ادامه یافت. فضای مدارس برای او بستری جهت روشنگری و تقویت روحیه مسئولیت اجتماعی دانشآموزان بود. حضور فعال در حرکتهای مردمی، تکثیر اعلامیهها و همراهی با جریانهای انقلابی، نشان میداد که معلمی برایش از دیوار کلاس فراتر رفته است.
پیوند آموزش و مسئولیت اجتماعی
پس از انقلاب، فعالیتهای او شکل سازمانیافتهتری به خود گرفت. حضور در بسیج فرهنگیان، مشارکت در برنامههای تربیتی، و سپس مسئولیت در واحد قرآن و اقامه نماز آموزشوپرورش جهرم، ادامه همان نگاه تربیتی بود. مسابقات قرآنی، برنامهریزی نماز جماعت مدارس و همکاری با مبلغان حوزوی، نشان میداد که او آموزش رسمی را با تربیت دینی تلفیق میکرد.
در کنار فعالیتهای اداری، نقش او در مسجد محله نیز پررنگ بود؛ اقامه نماز، دعوت از خطبا، و مشارکت در توسعه فضاهای مذهبی، جلوهای از همان باور قدیمی بود: تربیت اجتماعی از دل مسجد و مدرسه همزمان شکل میگیرد.
جهاد، فرهنگ و ماندگاری
حضور در جبهههای دفاع مقدس در میانه سالهای جنگ، بُعد دیگری از شخصیت او را نمایان کرد؛ نسلی که آموزش، ایمان و مسئولیت ملی را جداییناپذیر میدید. پس از آن نیز فعالیتهای فرهنگی، مشارکت در صندوقهای قرضالحسنه و همکاری در تدوین آثار دینی، نشاندهنده استمرار همان روحیه خدمت بود.
تلاش برای انتشار آثار علمی و مذهبی، بهویژه نوشتههای پدرش، را میتوان ادامه همان دغدغه انتقال میراث فرهنگی و اعتقادی دانست؛ حرکتی برای پیوند نسلها با ریشههای فکری و معنوی.
میراث یک معلم
زندگی عبدالمحمد فرقانی را میتوان نمونهای از الگوی معلمانی دانست که آموزش را به تربیت، و تربیت را به مسئولیت اجتماعی گره زدند. در روایت او، مدرسه علاوه بر محل تدریس پایگاهی برای ساختن انسانهایی آگاه، متعهد و پیوندخورده با ارزشهای اجتماعی و معنوی بود.
چنین زندگیهایی یادآور این حقیقتاند که اثرگذاری یک معلم، علاوه بر سالهای تدریس در حافظه فرهنگی یک شهر باقی میماند جایی که نسلها، درسهایی فراتر از کتاب را به یاد میسپارند.
