جهرم خبر| برای مردم جهرم، نیمه شعبان، یک قرار قدیمی است. قراری که بیش از چهار دهه است هر سال تکرار میشود؛ پیادهروی به سمت ارتفاعات کوه بونیز، جایی که در حافظه مردم جهرم با نام «یامهدی» شناخته میشود و امروز آن را تپه نورالشهدا مینامند. هنوز هم اگر از یک جهرمی بپرسی نیمه شعبان کجا بوده، پاسخ ساده و آشناست: «رفته بودیم تپه یامهدی.»
این روایت، از اوایل دهه شصت آغاز شد؛ حوالی سال ۱۳۶۳، در روزهایی که کشور درگیر جنگ بود و مردم بیش از همیشه به نشانههای امید دل میبستند. آن روزها نوری در دل کوههای اطراف جهرم روشن شد؛ نوری که شبها از بیشتر نقاط شهر دیده میشد. کمی بعد، همان نور با همت رزمندگان تیپ المهدی(عج) به نوشتهای تبدیل شد که هنوز هم از دور خودنمایی میکند: «یامهدی ادرکنی». بسیاری باور کردند این مکان، جای نگاهی از جنس انتظار است؛ منظری رو به امام عصر(عج).
در آغاز، «یامهدی» چیزی جز چند امکان ساده نبود؛ دو چادر نظامی، یک داربست ابتدایی و چند لامپ که شبها روشن میشد. کوهنوردانی که در روزهای سیزدهم تا پانزدهم شعبان به آن ارتفاعات میآمدند، با چای و شیرینی پذیرایی میشدند. نه خبری از سازوکار رسمی بود و نه برنامهریزیهای گسترده؛ همهچیز بر مدار مردم میچرخید.
دهه هفتاد اما نقطه عطف این حرکت شد. چراغها رنگی شدند، مسیر کوه شلوغتر شد و راه صعبالعبور بونیز، به مسیری آشنا برای همه تبدیل شد؛ از کودک و نوجوان گرفته تا پیرمرد و پیرزن. جمعیت آنقدر زیاد بود که برخی برای جا نماندن از ازدحام، از نیمهشب یا سحر راه میافتادند. روز پانزدهم شعبان، دامنه کوه از دور به خطی تیرهرنگ میمانست؛ خطی از آدمهایی که آرام و پیوسته بالا میرفتند.
روایتها میگویند در بعضی سالها، بیش از ۱۵ هزار نفر در این پیادهروی حضور داشتند. نذرها هم ساده و مردمی بود؛ شیرینی، میوه، اقلام فرهنگی و هرچه از دست مردم برمیآمد.
با گذر زمان، تپه «یامهدی» شکل منظمتری به خود گرفت. از اواخر دهه هفتاد و در دهه هشتاد، جاده دسترسی آسفالت شد، مسیر روشنایی گرفت و مهدیهای به نام حضرت صاحبالزمان(عج) ساخته شد. هیئت امنا و گروه کوهنوردی نیز برای ساماندهی این حرکت خودجوش شکل گرفت؛ بیآنکه مردمیبودن آن رنگ ببازد.
ساخت مهدیه، خود حکایتی شنیدنی دارد. مصالح در پایین کوه جمع میشد و مردم، هر کدام به اندازه توانشان، سهمی از آن را بر دوش میگرفتند؛ یکی یک آجر، دیگری یک کیسه سیمان. زن و مرد، پیر و جوان، سنگها را دانهدانه بالا میبردند تا دیوارها آرامآرام قد بکشند. حتی سنگهای نمای بنا از دل رودخانهها جمع شد تا این مهدیه، کاملاً رنگ مردم بگیرد.
در دهه نود، با دفن چند شهید گمنام در این مکان، حالوهوای تپه یامهدی رنگ دیگری گرفت. برگزاری دعاهای کمیل، توسل، عرفه و سمات در طول سال، این نقطه را از یک مقصد مناسبتی به پاتوق دائمی معنویت تبدیل کرد. با این حال، دو نشانه از همان روزهای اول باقی ماند: داربست نام مبارک «یامهدی» و سرودهای ساده و بیآهنگ دهه شصت که هنوز هم در شبهای شعبانیه شنیده میشود.
یکی از عوامل برگزاری این برنامه میگوید: ایده نوشتن نام یامهدی، از خود بچههای رزمنده تیپ المهدی بود. اول با یک موتور برق و دو لامپ شروع کردیم، بعد نوشتیم یا مهدی روی کوه، اما دیده نمیشد. نهایتاً داربست ساختیم تا نام حضرت از همه جای شهر دیده شود.
او از روزهایی میگوید که اعضای هیئت امنا بارهایی تا ۵۰ کیلو را بر دوش میگذاشتند و بالا میبردند؛ از آب و غذا گرفته تا پتو. با افزایش استقبال مردم، در شبهای شعبان نامهایی چون یا حسین(ع)، یا ابوالفضل(ع) و یا سجاد(ع) هم کنار یا مهدی روشن شد و جمعیت، هر سال بیشتر از قبل، راه کوه را در پیش گرفت.
امروز تپه «یامهدی» خاطرهای مشترک برای چند نسل از مردم جهرم است. نشانهای از حرکتی که بیتابلو و بیدستور، از دل مردم آغاز شد و پس از پنجاه سال، هنوز هم هر نیمه شعبان، روشن میماند.
