جهرم خبر، سالگرد شهادت محمد استحکامی، مدافع حرم اهلبیت(ع)، فرصتی برای مرور زندگی مردی است که عشق به خانواده، ایمان و وفاداری را در کنار مسئولیت نظامی معنا کرد؛ روایتی که در کتاب «قرار در بهشت» از زبان همسرش، طاهره غلامعلیشاهی، به یادگار مانده است.
بعضی روایتها با پایان زندگی یک انسان تمام نمیشوند؛ تازه از همان نقطه، قصهای دیگر آغاز میشود؛ قصه دلتنگیها، خاطرات و عهدی که در دل بازماندگان زنده میماند. زندگی شهید مدافع حرم محمد استحکامی جهرمی نیز از همین جنس است؛ مردی که در ۳۲سالگی در حومه حلب سوریه به شهادت رسید، اما قصه عشق و زندگیاش در خاطرات همسرش ادامه پیدا کرد؛ خاطراتی که در کتاب «قرار در بهشت» به قلم حجتالاسلام والمسلمین رضا آبیار روایت شده است.
۲۷ مهرماه، سالروز شهادت این پاسدار تیپ مقدس المهدی(عج) است؛ شهیدی که در روزهای آغازین محرم سال ۱۳۹۴، در دفاع از حرم اهلبیت(ع) جان خود را فدا کرد. کتاب «قرار در بهشت» که سال ۱۴۰۰ در ۱۶۰ صفحه از سوی نشر معارف قم منتشر شد، مخاطب را به سوی وجهی کمتر روایتشده از زندگی او میبرد؛ به خانه و خانواده، به روزهای عاشقانه زندگی مشترک و به زنی که پس از شهادت همسرش، ادامه زندگی را با معلمی و یاد او و تربیت فرزندانشان پیش برد.
از خبر شهادت تا شکلگیری یک روایت عاشقانه
حجتالاسلام والمسلمین رضا آبیار، پژوهشگر و روایتگر دفاع مقدس جهرم، کتاب را بر اساس خاطرات و عاشقانههای طاهره غلامعلیشاهی، همسر شهید، نوشته است. روایت از جایی آغاز میشود که خبر شهادت محمد استحکامی در روزهای نزدیک به محرم به نویسنده میرسد؛ خبری که برای او، در کنار اندوه فقدان یک رزمنده، یادآور دغدغهای بود که چند روز پیشتر میان جمعی از جوانان مذهبی شهر مطرح شده بود.
آبیار در بخش «سخن نویسنده» به روزهایی اشاره میکند که جمعی از فعالان مذهبی درباره وضعیت فرهنگی شهر گفتوگو میکردند و پیشنهاد شده بود پیکر یک شهید گمنام در دهه نخست محرم به شهر آورده شود تا حضور شهدا، حالوهوای شهر را دگرگون کند.
او در بخشی از این خاطره مینویسد:
«شده بود دغدغهای برای بچههای مذهبی شهر. چند روز مانده به ماه محرم، دور هم جمع شده بودیم. میگفتند اوضاع فرهنگی شهر خراب شده و باید فکری بکنیم. کسی آن وسط گفت: کاش میرفتیم و شهید گمنامی برای تشییع و تدفین در دهه اول محرم هماهنگ میکردیم تا فضای شهر معطر به حضور شهدا شود!
ششم ـ هفتم محرم بود که خبر شهادت یکی از پاسدارهای تیپ المهدی (عج) به من رسید. و حالا «محمد» شده بود همان شهید؛ همانی که قرار است غبار گناه و آلودگی را از شهرمان بزداید و همهجا را معطر کند.»
نویسنده در ادامه، از دشواری اطلاعرسانی خبر شهادت به خانواده و لحظات حضور در سردخانه برای انتقال پیکر شهید سخن میگوید؛ لحظاتی که خاطرات محرم سال ۱۳۹۴ را برای او زنده کرده است. اما آنچه «قرار در بهشت» را از یک زندگینامه معمولی فراتر میبرد، تنها روایت میدان نبرد و لحظه شهادت نیست. آبیار تلاش کرده است در کنار تصویر رزمندهای که در میدان دفاع حضور داشت، محمدی را نیز به مخاطب بشناساند که در زندگی خانوادگی، همسری عاشق و همراه بود.

محمد؛ از خانه پدری تا لباس پاسداری
محمد استحکامی جهرمی، فرزند حاج مهدی، روز سهشنبه ۱۴ تیرماه ۱۳۶۲، مصادف با شب قدر بیستوسوم ماه مبارک رمضان، در خانوادهای مذهبی در جهرم متولد شد. پدرش از فرهنگیان مذهبی و خدوم شهر و از پهلوانان و پیشکسوتان ورزش زورخانهای جهرم بود.
محمد دوران ابتدایی را در دبستان آیتالله طالقانی و دوره راهنمایی را در مدرسه شهید سلیمی جهرمی گذراند. در سالهای تحصیل، دانشآموزی کوشا و خوشاخلاق بود. پس از آن، در دبیرستان حاج نیکذات درس خواند و ادامه تحصیل خود را در رشته کامپیوتر دنبال کرد. پس از دریافت مدرک فنی، برای انجام خدمت سربازی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جهرم پیوست.
پایان خدمت سربازی، پایان مسیر نظامی او نبود. محمد پس از آن به استخدام تیپ مقدس المهدی(عج) درآمد و حدود ۱۱ سال در این مجموعه خدمت کرد؛ سالهایی که با مسئولیتهای نظامی و سرانجام مأموریت دفاع از حرم اهلبیت(ع) همراه شد.
ازدواجی که به خاطرهای ماندگار تبدیل شد
محمد در سال ۱۳۸۵ با طاهره غلامعلیشاهی ازدواج کرد. جشن ازدواج این زوج در شب میلاد حضرت ابوالفضل العباس(ع) در تالار صدرا، محل برگزاری مراسم فرهنگیان جهرم، برگزار شد. حاصل این زندگی مشترک، دو فرزند پسر به نامهای رضا و امیرعلی بود.
در روایت «قرار در بهشت»، زندگی مشترک محمد و طاهره، بخش مهمی از داستان است؛ رابطهای که پس از شهادت نیز در قالب خاطرات، دلتنگیها و پایبندی به عهد و پیمان ادامه پیدا میکند. روایت همسر شهید، دریچهای به زندگی شخصی مردی میگشاید که در کنار مسئولیت نظامی، همسر و پدری بود که خاطره حضورش در خانه برای خانوادهاش ماندگار شد.
امیرعلی، فرزند کوچک خانواده، هنگام شهادت پدر تنها دو سال داشت؛ از همین رو، خاطرات و روایتهای خانوادگی میتوانند بخشی از تصویر محمد را برای فرزندانش نیز حفظ کنند؛ تصویری از پدری که حضورش در زندگی خانواده با رفتنش پایان نیافت.
از جهرم تا حومه حلب؛ مأموریتی که به شهادت رسید
با آغاز مأموریت در سوریه، محمد استحکامی همراه همرزمانش راهی این کشور شد. بنا بر روایت همرزمانش، او در دفاع از حرم اهلبیت(ع) نقش مؤثری داشت و سرانجام روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۳۹۴، برابر با پنجم محرمالحرام سال ۱۴۳۷ هجری قمری، در جریان نبرد با تروریستهای تکفیری در منطقه عبطین، در حومه حلب سوریه، به شهادت رسید.
محمد هنگام شهادت ۳۲ سال داشت. مأموریتی که او را از جهرم به جبهه دفاع از حرم حضرت زینب کبری(س) کشانده بود، با شهادتش پایان یافت؛ اما بازگشت پیکر او به زادگاهش، آغاز روزهایی بود که مردم شهر با اندوه و احترام، برای بدرقهاش گرد هم آمدند.
پیکر مطهر شهید پس از انتقال به ایران، عصر پنجشنبه ۳۰ مهرماه ۱۳۹۴ در فرودگاه بینالمللی شهید آیتالله دستغیب شیراز مورد استقبال قرار گرفت. روز جمعه اوّل آبانماه، همزمان با عصر تاسوعای حسینی، مردم جهرم پیکر او را از میدان شهید چمران تا گلزار شهدای رضوان بر دستان خود تشییع کردند.
پس از اقامه نماز به امامت آیتالله دژکام، نماینده وقت ولیفقیه و امام جمعه جهرم، پیکر شهید در کنار دیگر شهدای شهر به خاک سپرده شد. مراسم بزرگداشت و ترحیم او نیز عصر شنبه دوّم آبانماه، مصادف با عصر عاشورای حسینی، در حسینیه حضرت آیتالله آیتاللهی جهرم برگزار شد.
بازگشت محمد به جهرم، در روزهایی رقم خورد که نام محرم با سوگواری و یاد عاشورا گره خورده بود. او در روزهای آغازین این ماه به شهادت رسیده بود و مردم شهر در تاسوعا و عاشورا با پیکر او وداع کردند؛ تقارنی که در خاطره جمعی خانواده، دوستان و همرزمانش ماندگار شد.
طاهره؛ زنی که زندگی را با خاطره محمد ادامه داد
یکی از محورهای اصلی «قرار در بهشت»، روایت زندگی پس از شهادت است؛ روزهایی که جای خالی محمد در خانه باقی ماند، اما مسئولیتهای زندگی همچنان ادامه داشت. در روایت آبیار، طاهره غلامعلیشاهی تنها همسر یک شهید نیست؛ زنی است که میکوشد در کنار تحمل دلتنگی، مسیر زندگی را با تکیه بر ایمان و وفاداری ادامه دهد.
نویسنده در بخشهایی از مقدمه کتاب، به پایبندی او به عهد و پیمانش با محمد اشاره میکند. طاهره روزها به آموزش و پرورش فرزندان این سرزمین میپردازد و در کنار آن، تربیت دو یادگار همسر شهیدش را دنبال میکند. دلتنگیهایش را با محمد در میان میگذارد و امید به دیدار دوباره در بهشت را مایه آرامش خود میداند.
همین وجه از زندگی شهید استحکامی، نام کتاب را به مفهومی فراتر از یک عنوان عاشقانه پیوند میزند. «قرار در بهشت» از امید به دیداری سخن میگوید که در باور همسر شهید، جدایی امروز را به وصالی دوباره پیوند میدهد؛ باوری که در کنار اندوه فقدان، به ادامه زندگی معنا میبخشد.
پانزده فصل برای شناخت محمدی که تمام نشد
کتاب «قرار در بهشت» در ۱۵ بخش تنظیم شده است؛ از «سخن نویسنده» و «خانوادهای به وسعت دریا» تا فصلهایی با عنوانهای «فصلی به نام محمد»، «عاشقانه با محمد»، «سقفی به نام محمد»، «سفر عشق»، «پرواز پدر»، «گوشواره زمرد»، «آمادهباش»، «جدال عقل و عشق»، «بازگشت محمد»، «دیدار با محمد»، «محمدِ تمامنشدنی …»، «آنکه بیشتر از طاهره دوستش داشت …» و «قرار در بهشت …».
این عنوانها مسیر روایت را از خانواده و شکلگیری زندگی مشترک به تجربههای عاطفی، مأموریت نظامی، شهادت و روزهای پس از آن میبرند. در پایان کتاب نیز تصاویری از شهید محمد استحکامی جهرمی آمده است تا مخاطب در کنار روایت مکتوب، با چهره او نیز آشنا شود.
انتشار این اثر در سال ۱۴۰۰ از سوی نشر معارف قم، بخشی از تلاش برای ثبت خاطرات و تجربههای خانوادههای شهداست؛ خاطراتی که اگر در قالب کتاب ثبت نشوند، ممکن است با گذشت زمان از حافظه عمومی فاصله بگیرند. روایت همسر شهید، بهویژه برای نسلهایی که روزهای دفاع از حرم را تجربه نکردهاند، فرصتی فراهم میکند تا زندگی شهید را از زاویهای نزدیکتر و انسانیتر بشناسند.
قرار عاشقانهای که در خاطرهها ادامه دارد
محمد استحکامی جهرمی در ۳۲سالگی به شهادت رسید؛ در حالی که دو فرزند داشت و زندگی مشترکش با طاهره غلامعلیشاهی همچنان ادامه داشت. شهادت او، خانوادهاش را با فقدانی بزرگ روبهرو کرد، اما خاطرات زندگی مشترک و روایتهایی که از او به یادگار مانده، اجازه نداده است تصویرش تنها به نامی بر سنگ مزار محدود شود.
«قرار در بهشت» روایت همین ماندگاری است؛ کتابی که در کنار معرفی زندگی و شهادت یک مدافع حرم، به عشق، وفاداری، صبر و مسئولیت خانواده پس از شهادت میپردازد. این اثر برای علاقهمندان به ادبیات دفاع مقدس، پژوهشگران فرهنگ ایثار و شهادت و نسل جوان، فرصتی برای شناخت وجهی از زندگی شهیدان فراهم میکند که در گزارشهای صرفاً نظامی کمتر دیده میشود.
در سالروز شهادت محمد استحکامی جهرمی، بازخوانی این کتاب یادآور آن است که پشت هر روایت از حضور در میدان نبرد، زندگیای با خاطرات، دلبستگیها و پیوندهای عاطفی قرار دارد. محمد در دفاع از حرم اهلبیت(ع) به شهادت رسید، امّا قصهاش در خاطرات همسر و فرزندانش و در صفحاتی که «قرار در بهشت» به او اختصاص داده، همچنان ادامه دارد.
