جهرم خبر،در تاریخ معاصر جهرم، نام روحانیانی به چشم میخورد که نقش آنان تنها به محراب و منبر محدود نماند؛ عالمانی که در بزنگاههای اجتماعی و سیاسی، در کنار مردم ایستادند و از جایگاه دینی خود برای روشنگری و هدایت جامعه بهره گرفتند. آیتالله مرحوم سید ابوالقاسم شفیعی یکی از همین چهرههاست؛ روحانیای که بخش مهمی از زندگی خود را در مسیر تبلیغ دین، تربیت نسل جوان و مبارزه با رژیم پهلوی سپری کرد و سرانجام نیز تا آخرین روزهای حیات، در همین مسیر باقی ماند.
از لار تا حوزههای شیراز و قم
آقا سید ابوالقاسم شفیعی در سال ۱۳۱۰ هجری شمسی در لارستان دیده به جهان گشود. پدرش، مرحوم آقا سید محمدعلی، امام جماعت مسجد کَوریجون لار بود و مادرش، علویه بیگم، از نوادگان دانشمند و شاعر توانمند، ملا محمدباقر صحبت لاری، به شمار میرفت.
این پیشینه خانوادگی، زمینهای برای ورود او به مسیر تحصیل علوم دینی فراهم کرد. شفیعی تحصیلات حوزوی خود را در شیراز و قم ادامه داد و در شیراز از محضر بزرگانی همچون حجت الاسلام والمسلمین مرحوم حاج سید محمد حسینی برازجانی و آیت الله حاج شیخ ابوالحسن حدائق بهره برد.
در قم نیز در محضر استادانی همچون آیات: شهید دکتر مفتح، مرحوم حاج شیخ ابوالفضل علمایی سرابی و همچنین آیات عظام : بروجردی و امام خمینی(ره) به تحصیل پرداخت.
از نکات قابل توجه دوران تحصیل او، ارتباط علمی نزدیکش با مرحوم آیتالله سیدحسین آیتاللهی، امام جمعه فقید جهرم بود؛ این دو در بسیاری از دروس، همدرس و هممباحثه بودند.
آقای شفیعی در دوران تحصیل در حوزه علمیه قم به عنوان طلبهای ممتاز شناخته شد. بنا بر روایتهای موجود، آیتالله مرحوم حاج شیخ علی صافی گلپایگانی او را به آیتالله العظمی بروجردی معرفی کرد و مرجع بزرگ شیعه نیز به وی هدیهای به همراه یک دوره کتاب شریف بحارالانوار اعطا کرد.
پیوند با جهرم؛ از دامادی یک عالم تا حضور در مساجد شهر
مسیر زندگی آقای شفیعی بعدها او را به جهرم رساند؛ شهری که قرار بود بخش مهمی از سالهای زندگی، فعالیتهای تبلیغی و مبارزاتی او را در خود جای دهد.
او با سفر به جهرم، به دامادی آیتالله سیدعلیاکبر آیتاللهی، عالم شناختهشده و مستجابالدعوه این شهر، درآمد. به دستور ایشان، اقامه نماز جماعت را در مسجد سروی (مسجد دوازده امام) و مسجد صاحبالزمان(عج) برعهده گرفت و پس از رحلت آیتالله مرحوم آقا سیدعلیاکبر آیتاللهی، در مسجد امام حسین(ع) به اقامه جماعت پرداخت.
ابن روحانی گرانقدر همچنین از سوی امام خمینی(ره) و بزرگانی همچون آیات عظام حکیم، گلپایگانی و عبدالهادی شیرازی، مفتخر به دریافت وجوهات شرعی بود.
این خطیب توانا در محله کوشکک سکونت داشت و به عنوان خطیبی توانمند، نه تنها در محلههای مختلف جهرم، بلکه گاهی در دیگر شهرها و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز به تبلیغ و سخنرانی میپرداخت. مدتی نیز در شیراز سکونت داشت و فعالیتهای تبلیغی خود را در آنجا ادامه داد.
منبرهایی که فقط منبر نبودند
آنچه نام این روحانی را در حافظه تاریخی جهرم ماندگار کرده، تنها جایگاه علمی و خانوادگی او نیست؛ بلکه نقشی است که در هدایت فکری و اجتماعی مردم، بهویژه جوانان، ایفا کرد.
او همدوش دیگر علمای جهرم، در تقویت بنیه اعتقادی و اخلاقی نسل جوان تلاش میکرد. سخنرانیهای اعتقادی او در کنار تواضع و رفتار اخلاقیاش، سبب شده بود ارتباطی عمیق با مخاطبان خود برقرار کند.
اما در سالهای پیش از انقلاب، منبرهای او کارکردی فراتر از بیان مسائل دینی پیدا کرد. سخنرانیها و روشنگریهایش در مساجدی همچون مسجد محمدیه و مسجد نو، به بخشی از فضای اعتراضی مردم جهرم علیه رژیم پهلوی تبدیل شد.
بهویژه در شبهای ماه مبارک رمضان، مسجد نو شاهد حضور گسترده مردم برای شنیدن سخنان او بود؛ به گونهای که بنا بر روایتهای موجود، نه تنها صحن مسجد، بلکه پشتبام و فضای مقابل مسجد نیز از جمعیت پر میشد.
۹ شهریور ۱۳۵۷؛ وقتی منبر به تظاهرات ختم شد
یکی از نقاط برجسته در کارنامه مبارزاتی آیتالله شفیعی، حوادث ماه مبارک رمضان سال ۱۳۵۷ است.
در ۹ شهریور ۱۳۵۷، پس از پایان سخنرانی او در مسجد نو، جمعیت بسیار زیادی از مردم جهرم به خیابانها آمدند و دست به تظاهرات زدند.
این رخداد در اسناد و گزارشهای آن دوره نیز بازتاب پیدا کرده است. به این ترتیب، منبر این خطیب در آن روز تنها محل سخنرانی نبود؛ بلکه به نقطه آغاز یک حرکت اعتراضی گسترده در جهرم تبدیل شد.
چند روز بعد و در راهپیمایی آرام عید فطر سال ۱۳۵۷ نیز بار دیگر به سخنران اختتامیه راهپیمایی چند کیلومتری نام او در میان چهرههای فعال نهضت در جهرم دیده میشود.
سرانجام در روز چهارم ربیعالاول سال ۱۳۵۸، برابر با دوم بهمنماه ۱۳۵۸، دار فانی را وداع گفت و پیکرش در همان مسجد امام حسین(ع) که سالها در آن اقامه جماعت داشت، به خاک سپرده شد.
زندگینامهای مختصر از او با عنوان «رهگذر» همزمان با چهلمین روز درگذشتش در سال ۱۳۵۸ منتشر شد. سالها بعد نیز کتاب «برگی از دفتر مهتاب» نوشته مهدی فصاحت، در سال ۱۳۹۹ توسط انتشارات مصلی منتشر شد و بخش دیگری از زندگی و خاطرات این روحانی مردمی را ثبت کرد.
میراث یک روحانی در حافظه جهرم
این روحانی پرتلاش را نمیتوان تنها با عنوان «امام جماعت مسجد امام حسین(ع)» یا «یک خطیب و روحانی» معرفی کرد. زندگی او تصویری از روحانیای است که در چند میدان همزمان حضور داشت؛ **در حوزه، در محراب، بر منبر، در میان جوانان، در کنار مردم و در متن تحولات سیاسی و اجتماعی روزگار خود.
اهمیت نقش او در تاریخ جهرم، بیش از آنکه تنها به حضور در چند رویداد انقلابی محدود باشد، در پیوند میان تبلیغ دین، روشنگری اجتماعی و مسئولیتپذیری سیاسی دیده میشود.
منبرهای شلوغ مسجد نو، حضور در راهپیماییها، امضای بیانیهها، دستگیری در جریان مبارزات، همراهی با سربازان در روزهای انقلاب، عضویت در کمیته انقلاب، دیدار با امام راحل و … و سپس بازگشت به مسجد و محراب، همه قطعات یک تصویر واحد هستند؛ تصویر روحانیای که برای او، فاصلهای میان «هدایت مردم» و «مسئولیت اجتماعی» وجود نداشت.
شاید به همین دلیل است که بیش از چهار دهه پس از درگذشتش، نام او همچنان در روایتهای تاریخی انقلاب جهرم و در خاطره کسانی که منبرهای او را دیده و سخنانش را شنیدهاند، زنده مانده است؛ نام روحانی که منبرش فقط جای سخن گفتن نبود، بلکه در روزهای سرنوشتساز، به یکی از تریبونهای روشنگری و مبارزه مردم جهرم تبدیل شد.
