جهرم خبر، بعضی آدمها را نمیشود فقط با سالهای عمرشان سنجید. ممکن است زندگیشان کوتاه باشد، اما در همان فرصت اندک، آنقدر در میان مردم، مسجد، حوزه، جبهه و خانواده حضور داشته باشند که خاطرهشان سالها بعد نیز زنده بماند.
حجتالاسلام والمسلمین مرحوم شیخ احمد نیکفر از همین جنس بود؛ روحانی جوانی که زندگیاش از محله دشتاب جهرم آغاز شد، با روزهای انقلاب و دفاع مقدس گره خورد، در حوزه علمیه ادامه پیدا کرد و در مسجد، کلاس درس و جلسات قرآن به مردم رسید.
او در ۳۳ سالگی از دنیا رفت؛ اما آنچه از او به یادگار مانده، تنها نامی بر سنگ مزار نیست؛ خاطره مردی است که قرآن با صوت خوش را میخواند، به جبهه میرفت، به خانواده شهدا سر میزد، طلبه تربیت میکرد، امام جماعت بود و برای جوانان مسجدی پناهی آشنا به شمار میرفت.
پسری از محله دشتاب
احمد نیکفر، فرزند ابوالشّهید حاج نجفقلی، روز سهشنبه دوّم شهریورماه ۱۳۴۴، برابر با بیستوششم ربیعالثانی ۱۳۸۵ قمری، در محله دشتاب جهرم متولد شد.
پدرش از معماران و پیمانکاران قدیمی و از متدینان و معتمدان محله دشتاب بود و به باغداری نیز اشتغال دارد. او از ملازمان آیتالله مرحوم حاج سیدعبدالرسول شریعتمداری جهرمی نیز بود و همین ارتباط با فضای مذهبی محله، بخشی از محیط تربیتی احمد را شکل داد.
نام «احمد» نیز با نیت و ارادتی مذهبی برای او انتخاب شد؛ به یمن نام مبارک پیامبر عظیم الشّان اسلام(ص). هوش، فراست، خوشرویی و دینداریاش از همان سالهای کودکی در میان اطرافیان شناخته شد و نزدیکان از سر محبت او را «احمدی» صدا میزدند.
مدرسهای که زودتر از معمول آغاز شد
احمد از همان کودکی علاقه زیادی به درس و مطالعه داشت. به سفارش مرحوم منصور علایی، مدیر دبستان ۲۵ شهریور جهرم و از دوستان پدرش، به دلیل هوش و علاقه فراوان به تحصیل، زودتر از سن معمول وارد مدرسه شد.
دو سال از دوران ابتدایی او همزمان با اشتغال پدر در مجموعه ذوبآهن اصفهان گذشت و سالهای دوّم و سوّم دبستان را در مدرسهای در فلاورجان اصفهان سپری کرد.
پس از بازگشت خانواده به جهرم، تحصیلاتش را در دبستان ۲۵ شهریور ادامه داد. دوره راهنمایی را در مدرسه شرف گذراند و برای دوره متوسطه نیز وارد دبیرستان خواجه نصیر شد و در رشته علوم تجربی ادامه تحصیل داد.
مطالعه، اما فقط بخشی از برنامه درسی او نبود؛ کتاب خواندن به یکی از عادتهای جدی زندگی احمد تبدیل شده بود و علاقه او به مطالعه زبانزد اطرافیان بود.
نوجوانی در روزهای انقلاب
سالهای نوجوانی احمد با روزهای پرالتهاب انقلاب اسلامی همزمان شد. او همراه پدر، فرزندان فامیل و دوستانش در فعالیتهای انقلابی حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب نیز در کمیته انقلاب اسلامی و سپس در بسیج فعالیت کرد.
شهادت برادر کوچکترش، محمد، در حین مأموریت بسیج، تأثیر عمیقی بر او گذاشت و انگیزهاش را برای ادامه فعالیتهای انقلابی بیشتر کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، حضور او در میدان دفاع نیز جدیتر شد. دیدهبانی و آرپیجیزنی از جمله مسئولیتهایی بود که بر عهده گرفت و بارها در جریان جنگ مجروح و شیمیایی شد.
شبی طولانی در خط فاو
از خاطراتی که درباره حضور او در جبهه نقل شده، ماجرای یک شب در منطقه فاو است؛ شبی که خط طولانی پدافندی را همراه با بیسیمچی، عملاً تنها نگه داشت.
نیروهایی که قرار بود جایگزین شوند، به دلیل شدت آتش دشمن و مشکلات موجود نتوانسته بودند خود را به خط برسانند و احمد تا صبح در همان وضعیت ماند.
این تنها یکی از روایتهایی است که از حضور او در جبهه نقل شده است؛ جایی که برای او صرفاً میدان جنگ نبود، بلکه بخشی از زندگی و باورهایش شکل گرفت.
در سالهای پس از جنگ نیز یاد شهدا را از زندگی خود جدا نکرد. در شهادت پسرعموهایش، شهیدان محمدجواد و محمدعلی نیکفر، پسرعمههایش، شهیدان محمود و حبیبالله حقیقتجو و دیگر شهدای فامیل، در کنار خانوادهها حضور داشت و با سرکشی و همراهی، تلاش میکرد یاد آنان را زنده نگه دارد.
قرآن؛ از مسجد به خانههای مردم
انس احمد نیکفر با قرآن نیز از سالهای کودکی آغاز شد. نخستین آموزشهای قرآنی خود را در جلسات قرآن مسجد بهارستان، که پدرش نیز در آن حضور داشت، و جلسات دورهای و سیار قرآن شهید مصطفی سحرخیز و دیگر جلسات قرآنی فرا گرفت.
صدای خوش و لحن دلنشین او در قرائت قرآن، بعدها با آموزشهای فنی جلسات قرائت استاد مسعود فرقانی پختهتر شد.
اما برای او قرآن فقط خواندن آیات نبود. تلاش میکرد دیگران را نیز به حضور در محافل قرآنی و انس با این کتاب آسمانی دعوت کند.
سالها مدیریت و گرداندن جلسه هفتگی قرآن کریم هیئت محبین اهلبیت(ع) را بر عهده داشت؛ جلسهای که به پیشنهاد شهید محمود وحیدنیا شکل گرفته بود و همچنان برقرار است.
از دشتاب تا حوزه علمیه
احمد در فضای مذهبی محله دشتاب و در کنار عالمی همچون آیتالله مرحوم حاج سیدعبدالرسول شریعتمداری جهرمی رشد کرده بود. رفتوآمد با علما و روحانیون و انس با فضای مذهبی، مسیر آینده او را نیز تحت تأثیر قرار داد.
پس از دریافت دیپلم، راهی حوزه علمیه امام خمینی(ره) جهرم شد؛ حوزهای که به دست آیتالله مرحوم حاج سیدحسین آیتاللهی تأسیس شده بود.
در این حوزه از محضر استادانی همچون حضرات آیات و حجج اسلام: مرحوم حاج سیدحسین آیتاللهی، امام جمعه فقید جهرم، مرحوم حاج سیدنورمحمد بحری، حاج شیخ لطفالله دژکام و مرحوم حاج شیخ محمدکاظم حبیباللهی بهره برد.
احمد از همان سالهای نخست طلبگی، تدریس دروس حوزوی را نیز آغاز کرد و در دهه ۱۳۷۰ مسئولیت مدیریت داخلی حوزه علمیه امام خمینی(ره) جهرم به او سپرده شد؛ مسئولیتی که تا پایان عمر بر عهده داشت.
ردای روحانیت بر قامت یک طلبه جوان
در شب میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) در سال ۱۳۷۳، احمد نیکفر در مسجد امام خمینی(ره) و به دست استاد و مرادش، آیتالله آیتاللهی، لباس روحانیت بر تن کرد.
این لباس برای او فقط یک عنوان نبود. سالهای بعد، مسجد، حوزه، مدرسه و جلسات قرآن، هر کدام بخشی از میدان فعالیت او شدند.
او روحانی جوانی بود که تلاش میکرد ارتباطش با مردم در محدوده منبر و محراب باقی نماند.
مسجدی برای جوانها
همزمان با تحصیل و تدریس در حوزه، امامت جماعت مسجدالنبی(ص) جهرم را نیز بر عهده داشت.
مسجدالنبی برای او تنها محل اقامه نماز نبود. حضور پررنگ جوانان در مسجد و ارتباط نزدیک او با آنان، این مکان را به یکی از کانونهای فعالیت جوانان پرشور شهر تبدیل کرده بود.
آنقدر به نماز جماعت مقید بود که حتی شب ازدواجش نیز حاضر نشد آن را ترک کند.
سخنرانیهای روشنگرانه او نیز میان اهالی محل و شهر شناخته شده بود. مدتی نیز به تدریس کلاسهای عقیدتی در سپاه پاسداران، بهویژه تیپ ۳۳ المهدی(عج) جهرم، پرداخت.
معلمی در کنار طلبگی
فعالیتهای او به حوزه و مسجد محدود نماند. در سالهایی که آموزش و پرورش به نیروی آموزشی نیاز داشت، به عنوان دبیر درس عربی در دبیرستان خواجه نصیر جهرم تدریس کرد.
جدیت او در کار و درس باعث شد در مقاطعی برای پذیرش مسئولیتهایی از جمله مدیریت دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم نیز از او دعوت شود؛ مسئولیتی که به دلیل اشتغالات حوزوی نپذیرفت.
مسیر اصلی زندگیاش همچنان حوزه، مسجد، قرآن و ارتباط با مردم بود.
بیماری، یادگار سالهای جنگ
سالهای حضور در جبهه سرانجام اثر خود را بر جسم احمد گذاشت. آثار ناشی از جنگ و مجروحیت و شیمیاییشدن، به تدریج بیماری او را شدت بخشید.
با وجود بیماری، ارتباطش با عبادت و تهجد ادامه داشت.
در روزهای پایانی عمر، چند روزی در امامزاده فضل(ع) جهرم مستقر شد. در همان روزها، استادش آیتالله آیتاللهی نیز به عیادت او آمد.
سرانجام حال او در کنار مضجع امامزاده فضل(ع) وخیم شد و برای ادامه درمان به شیراز منتقل شد.
وداع در ۳۳ سالگی
روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۳۷۷، برابر با ۲۲ جمادیالاول ۱۴۱۹ قمری، بیماری حاصل از سالها تحمل آثار جنگ، فرصت ادامه زندگی را از او گرفت.
احمد نیکفر در بیمارستان شهید بهشتی شیراز چشم از جهان فروبست؛ در حالی که تنها ۳۳ سال داشت.
پیکر او به جهرم بازگردانده شد و آیتالله آیتاللهی، که علاقه ویژهای به این شاگرد خود داشت، بر پیکرش نماز میّت اقامه کرد.
او در قطعه روحانیون قبرستان فردوس جهرم به خاک سپرده شد.
مردی که مسجد و مدرسه و جبهه را به هم پیوند زد
در مراسم ترحیم او در مسجدالنبی(ص)، آیتالله دکتر لطفالله دژکام سخنرانی کرد و از این روحانی جوان و خدوم تجلیل و تکریم به عمل آورد.
شاید برای شناخت احمد نیکفر، نگاه کردن به یک بخش از زندگی او کافی نباشد. او را باید در کنار هم دید؛ نوجوانی که در روزهای انقلاب به میدان آمد، جوانی که در جبهه مجروح و شیمیایی شد، طلبهای که درس خواند و تدریس کرد، روحانیای که مسجد را محل ارتباط با جوانان کرد، قاری و خادم قرآن و مردی که پیوندش با خانواده شهدا و بستگان را تا پایان زندگی حفظ کرد.
عمرش کوتاه بود، اما مسیر زندگیاش پر از ایستگاههایی است که هر کدام بخشی از شخصیت او را روایت میکنند؛ دشتاب، مسجد، قرآن، جبهه، حوزه، مدرسه و دوباره مسجد.
و شاید همین است که نام شیخ احمد نیکفر را در حافظه مردم جهرم زنده نگه داشته است؛ روحانی جوانی که فرصت چندانی برای زندگی نداشت، اما در همان ۳۳ سال، سهم خود را از محراب، مدرسه، جبهه و خدمت به مردم ادا کرد.
