به گزارش جهرم خبر، ساعت از ۱۵:۴۵ گذشته بود. زمین در لار به لرزه درآمد و ثانیهها با سنگینی و ترس گذشتند. شهری با بافت خشتی و کاهگلی، در برابر زلزلهای ۶ ریشتری، بیش از ۳۰ ثانیه تاب نیاورد. دیوارها شکستند، سقفها فرو ریختند، و خیابانهای پرخاطرهی لار در غبار و آوار گم شدند. اما در همان نخستین ساعتهای پس از فاجعه، امید از نقطهای دورتر جرقه زد: جهرم.
شاید نام جهرم در روایتهای رسمی زلزله کمتر به چشم آمده باشد، اما در حافظه شفاهی بازماندگان و سندهای تاریخی، جهرم نخستین شهری است که به فریادهای خاموش لار پاسخ داد. پنج ساعت بعد از زلزله، نخستین محموله امدادی از جهرم وارد لار شد. نه با ساز و برگ پیشرفته، نه با ماشینهای بزرگ، بلکه با همان داشتههای محدود، اما با دلی سرشار از مهربانی.
به محض کسب خبر برخی از محترمین شهر جهرم برای مشاوره در محضر مجتهد بزرگ شهر آیت الله سید علی اکبر آیت الهی جمع شدند و کسب تکلیف کردند و ایشان یک جمله کوتاه بیشتر نگفت:از کمک های شما هم خدا و هم بنده خدا خوشحال می شود همین جمله آتشی در بین جهرمی ها افکند که ظرف چند دقیقه کامیون ها مملو از چادر خواربار نان برنج و دیگ های بزرگ و… در معیت آقایان آیت الله حق شناس و جعفر پیمان و آیت الله سید عبدالحسین آیت اللهی(آقای بزرگ) و … در نیمه های شب به سوی لار شتافتند و در سپیده دم روز دوشنبه به لار رسیدند مقرر گردید این اکیپ به مدت یک هفته و تا زمانی که کمک های اساسی از طرف دولت و مردم محل برسد شبانه روز ۲ هزار نفر از اهالی را غذای گرم اطعام نمایند همچنین برخی از حجاج جهرمی که عازم حج بودند تمام یا بخشی از هزینه ولیمه و اطعام و… حج خود را به زلزله زدگان لار دادند.

جهرم، اولین صدای همدلی
در عصری که ارتباطات کند و مسیرها صعبالعبور بود، ارسال کمک در چند ساعت پس از یک زلزله بزرگ، چیزی بیش از یک اقدام امدادی ساده به شمار میآمد؛ بیانگر همدلی بیواسطه مردمی بود که با زخمهای هماستانیشان درد کشیدند. روایتهای محلی میگویند که نانواییهای جهرم شبانه مشغول پخت نان شدند، پزشکان و پرستاران داوطلبانه راهی لار شدند، و مردم با دستهای خالی، اما با دلهایی پر از عاطفه، هرچه داشتند جمع کردند و به راه افتادند.
پس از وقوع حادثه زلزله و تخریب خانه ها و آسیب جدی به زیر ساخت های اساسی شهر از جمله کارخانه برق وارد آمد و شهر لار در تاریکی مطلق فرو رفته بود به دستور شهرداری جهرم تعدادی از کارگر فنی به سرپرستی مهندسین و متخصصین جهرمی برق برای به کار انداختن دستگاه برق و روشنایی شهر به لار اعزام شدند.
این کمکرسانیها تنها به ارسال اقلام خوراکی و دارویی محدود نبود. در دل ویرانی، چیزی که بیشتر از همه نیاز بود، حضور انسانی بود که بگوید تو تنها نیستی؛ و جهرمیها، اولین کسانی بودند که این پیام را رساندند.
جهرم، سرخط یک قصه انسانی
امدادرسانی جهرم به زلزلهزدگان لار، فقط یک حرکت انسانی نبود، بلکه نقطه شروع یک جریان شد. پس از آن، بندرعباس و تهران نیز کمکهای خود را روانه کردند، اما در حافظه تاریخی لار، این جهرم بود که زودتر از همه، نبض همدردی را به تپش درآورد.
این اقدام، گواهیست بر پیوندهای عمیق مردمی در روزگار بیتکلف، زمانی که رسانهای نبود تا تصویرسازی کند، اما اعتماد، عاطفه و مسئولیت اجتماعی، بیصدا عمل میکردند. شاید نتوان همه آن دقایق را مستند کرد، اما اشکهای فروچکیده بر خاک و نانی که میان ویرانهها تقسیم شد، خود سندیست بر اصالت آن کمکها.
بازخوانی برای امروز
امروز که ۶۵ سال از آن واقعه گذشته، شهر جدید لار در کنار شهر قدیم قد کشیده است، اما درس آن روزها هنوز زنده است. در زمانی که بلایای طبیعی، بخشی اجتنابناپذیر از زیستمان شدهاند، بازخوانی نقش مردمی مانند جهرمیها در فاجعه زلزله لار، نه فقط برای ثبت در تاریخ، بلکه برای الگوسازی در مدیریت بحران و تقویت پیوندهای اجتماعی ضروری است.
جهرم، در آن روز، فقط کمک نفرستاد؛ مرهمی شد بر زخمی عمیق. در حالی که زمین زیر پای لار میلرزید، دلهای مردمان جهرم آرام، اما قاطع به حرکت درآمد. و شاید امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی همین حرکتهای بیادعا هستیم.
به گزارش جهرم خبر، زمینلرزه لار ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ به بزرگی آن ۶٫۷ در مقیاس ریشتر رخ داد که منجر به خسارات سهمگینی برای مردم این منطقه شد.
