به گزارش جهرم خبر، سالها از تشکیل نهاد شوراهای اسلامی شهر و روستا میگذرد؛ نهادی که قرار بود حلقهای واسط میان مردم و مدیریت شهری باشد و با تکیه بر رأی شهروندان، باری از مشکلات شهرها بردارد. اما این روزها، در بسیاری از شهرها از جمله شهر ما، آنچه در حافظه عمومی نقش بسته، نه مدیریت هدفمند و تصمیمگیریهای مردمی، که جلسات پرتنش، انتخابهای پیاپی شهرداران و درگیریهایی است که اغلب از درهای بسته شورا بیرون میزند و در کوچه و خیابان دهان به دهان میچرخد.
در میان این همه سردرگمی، پرسشی جدی مطرح است: شورای شهر دقیقاً چه کار میکند؟ آیا جز انتخاب و استیضاح مکرر شهردار و مصاحبههای خودنوشتهای که عمدتاً پاسکاری تقصیراتاند، دستاورد ملموسی داشته است؟ در یک نگاه واقعگرایانه، پاسخ بسیاری از شهروندان به این پرسش، «نه» است.
از شفافیت حرف زدند، اما درهای شورا همچنان بسته ماند
سالهاست که مردم از شفافیت میشنوند؛ واژهای زیبا که بارها در شعارهای انتخاباتی تکرار شد، اما در عمل، جز پنهانکاری و جلسات بیثمر چیزی به چشم نیامده است. نه گزارشی از روند تصمیمسازیها منتشر شده و نه نشستهای مردمی برای پاسخ به مطالبات برگزار شده است. برخی اعضای شورا که روزی با شعار مردمی بودن، برای جمع کردن رای کوچهبهکوچه شهر را طی میکردند، حالا آنقدر از مردم فاصله گرفتهاند که گویا فراموش کردهاند رأیشان از همان مساجدی بود که حالا مسیرشان را عوض میکنند تا به آن نزدیک نشوند.
شهردارها میآیند و میروند، مردم میمانند با هزار پرسش بیپاسخ
اگر قرار باشد کارنامهای برای شورا نوشته شود، شاید مهمترین سرفصل آن، تغییرات مکرر در مدیریت شهری باشد. از انتخاب چندباره شهردار گرفته تا استیضاحهای پرابهام و گاه بیدلیل، همه حکایت از نوعی بیثباتی در ساختار مدیریت شهر دارد. گویی برخی اعضا بیشتر به دنبال ثبت رکورد در تعداد شهرداران هستند تا حل مشکلات مزمن شهر. دود این اختلافات اما مستقیم در چشم مردم میرود؛ از پروژههایی که نیمهکاره رها میشوند تا خدماتی که در غبار دعواهای درون شورایی گم شدهاند.
مشورت برای مردم یا مشاجره بر سر قدرت؟
نام شورا، ریشه در «شور» و «مشورت» دارد. اما این روزها کمتر اثری از همفکری دیده میشود. آنچه به بیرون درز میکند، اغلب بحث و جدلهایی است که مسألهای را حل نمیکند و وجهه این نهاد را در میان افکار عمومی تضعیف میکند. از مشورت با مردم هم که خبری نیست؛ جلسات، یا پشت درهای بسته برگزار میشود یا در جمع محدود رسانههایی که تنها بازتابدهنده نظرات خاصاند. گویی مردم به جای آنکه صاحبان اصلی شهر باشند، باید از دور نظارهگر تصمیماتی باشند که هیچ مشارکتی در آن ندارند.
اعتمادِ ترکخورده، فقط با کارنامه قابل ترمیم است
واقعیت این است که بیاعتمادی عمومی به شوراها، حاصل چند روز و چند هفته نیست. این زخم، حاصل سالها بیخبری، بیتوجهی و بیپاسخ ماندن مطالبات مردمی است. مردمی که هر بار با امید به پای صندوق رأی رفتند، اما در نهایت، جز بیثباتی، دعوا و شعار، چیز دیگری ندیدند. اگر اعضای شورا همچنان بر همان مسیر پیشین گام بردارند، شاید صندوقهای رأی آینده، تلخترین پاسخ را به آنان بدهد.
روز شورا، فرصتی برای جشن گرفتن نیست؛ فرصتی برای بازنگری است. بازنگری در عملکرد، پاسخگویی به مردم، و یادآوری این نکته که کرسی شورا جای شعار نیست؛ جایی است برای عمل، صداقت و همدلی.
