• امروز : جمعه, ۳ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 25 September - 2026
کل 957امروز: 1
♥17

رباب تمدن؛ شاعری از جهرم که صدای میهن‌دوستی‌اش از «چلنگر» تا تهران شنیده شد

  • کد خبر : 5873
  • ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۲
رباب تمدن؛ شاعری از جهرم که صدای میهن‌دوستی‌اش از «چلنگر» تا تهران شنیده شد

جهرم خبر، در میان نام‌هایی که از گذشته ادبی جهرم بر جای مانده، برخی تنها در صفحات تاریخ محلی باقی نمانده‌اند؛ ردپای زندگی و اندیشه‌شان به نشریات، محافل ادبی و جریان‌های فرهنگی و اجتماعی زمانه نیز رسیده است. رباب تمدن یکی از همین چهره‌هاست؛ شاعری که در جهرم بالید، از همان سال‌های نوجوانی با شعر […]


جهرم خبر، در میان نام‌هایی که از گذشته ادبی جهرم بر جای مانده، برخی تنها در صفحات تاریخ محلی باقی نمانده‌اند؛ ردپای زندگی و اندیشه‌شان به نشریات، محافل ادبی و جریان‌های فرهنگی و اجتماعی زمانه نیز رسیده است. رباب تمدن یکی از همین چهره‌هاست؛ شاعری که در جهرم بالید، از همان سال‌های نوجوانی با شعر مأنوس شد و بعدها شعر را به ابزاری برای بیان دغدغه‌های اجتماعی، میهن‌دوستی و نگاه انتقادی خود به جامعه تبدیل کرد.

زندگی او را نمی‌توان تنها در قالب زندگی یک شاعر زن جهرمی روایت کرد. رباب تمدن در دوره‌ای از تاریخ معاصر ایران زیست که جامعه، حوادث سیاسی و اجتماعی بزرگی را تجربه می‌کرد؛ از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ گرفته تا فضای سیاسی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. همین تحولات، به‌تدریج بر جهان شعری او اثر گذاشت و شعرهایش را از مضامین ساده و شخصی دوران نوجوانی به سمت مضامین اجتماعی، سیاسی و میهن‌دوستانه سوق داد.

شعری که از یک خانواده شاعر برخاست

رباب تمدن، فرزند محمد، معروف به «عطار» تمدن، در روز پنج‌شنبه ۱۷ آبان ۱۳۰۷ در محله جبذر جهرم به دنیا آمد. خانواده او نیز با فرهنگ، شعر و امور اجتماعی بیگانه نبودند. پدرش از خیرین و افراد نیک‌نام جهرم بود و مادرش، منور تمدن، علاقه فراوانی به شعر و شاعری داشت.

در چنین فضایی، طبیعی بود که شعر برای رباب تنها یک سرگرمی نباشد. دایی مادرش، حاج لطف‌الله تمدنی، از اهل علم و شاعران بود و خواهر بزرگ‌ترش، عذرا تمدن، نیز دستی در شعر داشت. به این ترتیب، رباب از کودکی در خانواده‌ای رشد کرد که شعر و ادبیات در آن جایگاهی جدی داشت.

او تحصیلات خود را در جهرم به پایان رساند و نخستین جوانه‌های شاعری‌اش در سال‌های نوجوانی شکل گرفت. شعرهای نخستین او، به گفته منابع مربوط به زندگی‌اش، بیشتر بازتابی از نگاه ساده و نوجوانانه به بی‌وفایی و ناپایداری زندگی بود؛ اما این نگاه چندان پایدار نماند.

از تأمل در زندگی تا درد میهن

با افزایش مطالعات و آگاهی رباب تمدن از جهان پیرامون، شعر او نیز تغییر کرد. وقایع اجتماعی و سیاسی ایران، آرام‌آرام راه خود را به میان سروده‌هایش باز کردند.

یکی از نقاط عطف این مسیر، شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین بود. این اتفاق، احساسات میهن‌دوستانه او را تحت تأثیر قرار داد و شعرهایش رنگ و بوی دیگری گرفت. دغدغه ایران و سرنوشت مردم، در کنار نگاه اجتماعی، به یکی از محورهای مهم شعر او تبدیل شد.

رباب تمدن بعدها به سراغ طنز سیاسی و اجتماعی رفت؛ قالبی که به او امکان می‌داد نگاه انتقادی خود را صریح‌تر و در عین حال هنرمندانه‌تر بیان کند.

«چلنگر» و شاعری با نام‌های مستعار

سال ۱۳۳۰ و انتشار روزنامه «چلنگر» فصل تازه‌ای در فعالیت ادبی رباب تمدن گشود. او همکاری خود را با این نشریه آغاز کرد و اشعارش را با نام‌های مستعار «دوشیزه ر. ت» و «دوشیزه ر. امیدوار» منتشر کرد.

فعالیت او به «چلنگر» محدود نماند. رباب تمدن برای روزنامه‌های آن روز شیراز نیز مقاله می‌فرستاد و سفرهایی به شیراز و تهران داشت؛ سفرهایی که او را با فضای گسترده‌تر ادبی و سیاسی کشور پیوند داد.

این دوره را می‌توان یکی از مهم‌ترین مقاطع شکل‌گیری شخصیت ادبی او دانست؛ شاعری که دیگر شعر را صرفاً برای بیان احساسات شخصی نمی‌خواست، بلکه آن را بستری برای گفتن از جامعه و زمانه خود می‌دید.

پس از کودتا؛ شعر و زندگی در سایه تعقیب

فعالیت‌ها و اندیشه‌های اجتماعی و ضدسلطه رباب تمدن، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برایش هزینه‌هایی به همراه داشت. بنا بر روایت موجود از زندگی او، پس از کودتا تحت پیگرد مقامات امنیتی قرار گرفت و مدتی در جهرم و لار در اختفا به سر برد.

با این حال، این شرایط نتوانست ارتباط او را با جریان ادبی قطع کند. در دوره سکونتش در جهرم، عضو انجمن ادبی هنر جهرم بود و همچنان فعالیت ادبی خود را دنبال می‌کرد.

یک نامه در جهرم و آغاز یک زندگی مشترک شاعرانه

سال ۱۳۳۴، نامه‌ای از تهران به جهرم رسید؛ نامه‌ای از سوی شاعر توانمند، مصطفی خلیفه سلطانی، مشهور به خلیل سامانی.

خلیل سامانی اصفهانی از شاعران توانا بود و در سرپرستی بخش ادبی برخی مجلات تهران نیز فعالیت داشت. آشنایی این دو البته به همان نامه محدود نبود؛ آنان از سال ۱۳۲۸ از طریق آثار منتشرشده در مجلات و روزنامه‌ها با شعر یکدیگر آشنا شده بودند.

مکاتبات آغاز شد و سرانجام این آشنایی ادبی به دیداری در تهران انجامید.

دو سال بعد، در روز گرم پنجم مرداد ۱۳۳۶، رباب تمدن و خلیل سامانی در شیراز پیمان زندگی مشترک بستند؛ ازدواجی که تنها پیوند دو انسان نبود، بلکه به شکل‌گیری یکی از محافل ادبی اثرگذار پیرامون آنان نیز انجامید.

خانه‌ای که به محفل شعر تبدیل شد

زندگی مشترک این دو شاعر، به‌تدریج به محفلی برای شاعران همفکر تبدیل شد. در همان سال‌ها، انجمن ادبی صائب شکل گرفت و جلسات ادبی هفتگی آن، با همت رباب تمدن و همسرش، روزهای جمعه برگزار می‌شد.

این فعالیت‌ها تنها به جلسات ادبی محدود نماند. نشریه ادبی «باغ صائب» نیز با انتشار اشعار شاعران، به بخشی از این جریان ادبی تبدیل شد.

این محفل تا مرداد ۱۳۶۰ و زمان درگذشت خلیل سامانی ادامه داشت؛ دوره‌ای که رباب تمدن در کنار همسر شاعر خود، حضوری فعال در محافل ادبی تهران داشت.

او غزل‌های اجتماعی و سروده‌هایش را در نشست‌های ادبی می‌خواند و شعرهایش همواره مورد توجه قرار می‌گرفت؛ هرچند مضمون و نگاه اجتماعی برخی از این سروده‌ها برای همه خوشایند نبود.

شاعری که شعر را با زندگی همراه کرد

رباب تمدن در کنار فعالیت ادبی، سال‌ها نیز در دبیرستان‌های تهران تدریس کرد. اما از سال ۱۳۴۸ با بیماری ام‌اس مواجه شد؛ بیماری‌ای که سال‌های پایانی زندگی او را دشوار کرد.

در سال ۱۳۶۴ پس از درگذشت همسرش، در سرای سالمندان نیکان تهران بستری بود و سرانجام روز سه‌شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۶، بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت.

دو روز بعد، پیکر این شاعر جهرمی از مقابل تالار وحدت تهران تشییع شد و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س)، قطعه ۸۸، ردیف ۱۶۲، شماره ۱۸ به خاک سپرده شد.

ثمره این زندگی مشترک شاعرانه نیز تنها به خاطرات و آثار ادبی محدود نماند؛ سپیده سامانی**، فرزند این زوج، خود از شاعران است و بعدها در حفظ و انتشار آثار مادر نیز نقش داشت.

«شبیخون»؛ بخشی از میراث شعری رباب تمدن**

از آثار منتشرشده رباب تمدن، کتاب «شبیخون» جایگاه ویژه‌ای دارد. این مجموعه از اشعار او به کوشش دخترش، سپیده سامانی، در سال ۱۳۷۰ توسط انتشارات سراینده تهران منتشر شد و مقدمه‌هایی از سپیده سامانی، پناهی سمنانی و غلامرضا جوالایی، مشهور به مزدا، بر آن نوشته شده است.

در کنار این مجموعه، آثار و اشعار پراکنده‌ای از او در نشریات و کتاب‌های مختلف منتشر شده است؛ از جمله اشعاری در هفته‌نامه فکاهی «چلنگر»، غزل «نشان» در مجله «نقش جهان» در سال ۱۳۳۶ و شعرهایی همچون «نغمه امید» و چند رباعی که در کتاب «شهرستان جهرم» به چاپ رسید.

از دیگر آثار او می‌توان به شعری به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت عمویش خلیل تمدن، منتشرشده در کتابچه «عمر جاویدان»، و شعرهای «مادر» و «جلوه حق» در کتاب «بزرگان جهرم» اشاره کرد.

یکی از آثار قابل توجه او نیز منظومه بلند «پیام مادر ایرانی به مادر فلسطینی» است که در پاریس سروده و در سال ۱۳۵۳ در نشریه شماره ۲۰ اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مقیم اروپا و آمریکا و کانادا منتشر شده است.

رباب تمدن؛ روایتی از شعر، جهرم و یک زن در متن زمانه

زندگی رباب تمدن، روایتی از شاعری است که شعرش هم‌زمان با تحولات جامعه ایران تغییر کرد. از نخستین سروده‌های نوجوانی درباره بی‌وفایی روزگار تا شعرهای میهن‌دوستانه پس از اشغال ایران، از طنزهای اجتماعی و سیاسی «چلنگر» تا حضور در محافل ادبی تهران و شکل‌گیری انجمن صائب، همه نشان می‌دهد که شعر برای او تنها یک هنر فردی نبود؛ بخشی از مواجهه او با زمانه بود.

او از جهرم برخاست، اما مسیر شعرش به تهران و محافل ادبی گسترده‌تری رسید. با این حال، نام و ریشه جهرمی او همچنان بخش مهمی از هویت ادبی‌اش باقی ماند؛ شاعری که در محله جبذر متولد شد، در فضای فرهنگی جهرم بالید و بعدها صدای شعرش از محافل این شهر تا نشریات و انجمن‌های ادبی پایتخت امتداد یافت.

امروز، بیش از یک دهه پس از درگذشت او، بازخوانی زندگی و آثار رباب تمدن فرصتی است برای دیدن بخشی از تاریخ شعر زنان، ادبیات اجتماعی و جریان‌های ادبی معاصر ایران از زاویه زندگی زنی که شعر را با دغدغه‌های جامعه و سرنوشت میهن پیوند زد.

لینک کوتاه : https://jahromkhabar.ir/?p=5873
  • نویسنده : دکتر مجیدرضا جهان مهین
  • ارسال توسط :
  • 297 بازدید
  • بدون دیدگاه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.