جهرم خبر،برخی انسانها تنها در میدان نبرد رزمنده نیستند؛ تمام زندگیشان رنگ جهاد و خدمت دارد. از روزهایی که در کوچههای شهر بزرگ میشوند تا سالهایی که لباس رزم بر تن میکنند و حتی پس از پایان جنگ نیز آرام نمینشینند، همواره خود را وقف مردم، انقلاب و ارزشهایی میکنند که به آن باور دارند. زندگی آنان علاوه بر مجموعهای از خاطرات نظامی، روایتی از ایثار، مسئولیتپذیری، مردمداری و خدمت بیمنت است.
جانباز سرافراز سردار حاج مراد (حسن) رحمانیان که بیشتر مردم جهرم او را با نامهای صمیمانه «مش مراد» یا «حاجی مراد» میشناختند، از همین جنس انسانها بود؛ رزمندهای که سالهای جوانیاش را در جبهههای دفاع مقدس گذراند، پس از جنگ نیز میدان خدمت را ترک نکرد و تا واپسین روزهای زندگی، در هر جایی که احساس نیاز میشد، حضوری بیادعا داشت.
ریشههایی در ایمان و کار
حاج مراد رحمانیان پنجم مهرماه سال ۱۳۳۴ در جهرم و در خانوادهای متدین و زحمتکش چشم به جهان گشود. پدرش، مرحوم حسین، کارگری روزمزد بود که با دسترنج حلال، خانواده را اداره میکرد. فضای مذهبی خانواده نیز از نسلهای پیشین به او رسیده بود؛ پدربزرگش ملا باقر و عموهایش ملا مصطفی و ملاعلی از معلمان قرآن و مکتبداران قدیمی جهرم بودند و سالها به آموزش کلامالله مجید اشتغال داشتند.
او تحصیلات ابتدایی را در دبستان امیرکبیر جهرم آغاز کرد و پس از آن، مانند بسیاری از جوانان آن روزگار، برای تأمین معاش وارد بازار کار شد. مهارت فنی و علاقهاش به مکانیک باعث شد در شرکت حفاری «فروس نپتون» فرانسه، به عنوان مکانیک موتور و تجهیزات حفاری در سکوهای اکتشافی جزیره لاوان فعالیت کند.
انقلاب؛ نقطه عطف زندگی
سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر زندگی او را تغییر داد. در اواخر سال ۱۳۵۶، همراه تعدادی از همکارانش تصمیم گرفت کار را رها کند و به صف مردم انقلابی بپیوندد.
بازگشت به جهرم، راهاندازی یک مغازه مکانیکی و حضور فعال در جریان مبارزات مردمی، آغاز فصل تازهای از زندگی او بود.
حاج مراد از ارادتمندان مرحوم آیتالله سید حسین آیتاللهی، امام جمعه فقید جهرم، بود و حضور مستمر در جلسات مذهبی و سخنرانیهای ایشان، روحیه انقلابی او را بیش از پیش تقویت کرد.
از جبهههای جنوب تا عملیاتهای بزرگ
با آغاز جنگ تحمیلی، حاج مراد بدون درنگ راهی جبهه شد. او در واحد اطلاعات لشکر المهدی(عج) خدمت کرد؛ واحدی که مسئولیتهای آن، شجاعت، هوشیاری و ازخودگذشتگی فراوانی میطلبید.
او در عملیاتهای مهمی همچون کربلای ۵، بیتالمقدس ۷ و دیگر عملیاتهای دفاع مقدس حضور داشت؛ بارها مجروح شد، بارها تا مرز شهادت پیش رفت، اما تقدیر الهی چنین بود که بماند و راه خدمت را ادامه دهد.
مسئولیتی که پس از جنگ پایان نیافت
برای بسیاری، پایان جنگ، پایان مأموریت بود؛ اما برای حاج مراد، فصل تازهای از مسئولیت آغاز شد.
او در تیپ مقدس المهدی(عج) مسئولیتهای متعددی از جمله معاون و سرپرست اطلاعات، مسئول آماد، کنترل فرماندهی، لجستیک و پشتیبانی و فرماندهی گردان الفتح را بر عهده گرفت و همچنان یکی از نیروهای مؤثر این مجموعه باقی ماند.
همسنگر حاج قاسم در مأموریتهای امنیتی
با گسترش مأموریتهای امنیتی در شرق کشور، حاج مراد مدتی به منطقه میرجاوه اعزام شد؛ زمانی که سردار شهید حاج قاسم سلیمانی همزمان فرمانده سپاه ثارالله و نیروی قدس بود.

او در این مأموریتها، در کنار دیگر رزمندگان، برای حفظ امنیت مرزهای شرقی کشور تلاش کرد و مدتی نیز داوطلبانه به همراه گروهی از نیروهای تیپ المهدی(عج) در مناطق شمال شرق کشور از جمله تربت حیدریه و تنب کوچک به انجام مأموریت پرداخت.
مدافع حرم؛ بازگشت دوباره به میدان
بازنشستگی برای حاج مراد به معنای خانهنشینی نبود. با آغاز بحران سوریه و تهدید حرم حضرت زینب(س)، او بار دیگر لباس رزم پوشید و دو مرتبه به عنوان مدافع حرم راهی سوریه شد. در یکی از این مأموریتها نیز بر اثر اصابت گلوله کلاشینکف مجروح شد، اما همچنان روحیه جهادی خود را حفظ کرد.
خدمت؛ سبک زندگی همیشگی
آنهایی که حاج مراد را میشناختند، او را تنها با سابقه رزمندگی به یاد نمیآورند؛ بلکه او را مرد میدان خدمت میدانند.
در ایام راهیان نور، روایتگر خاطرات دفاع مقدس بود و نسل جوان را با روزهای جنگ آشنا میکرد.
در قالب گروههای جهادی «خادمالرضا» به روستاهای محروم میرفت و برای رفع مشکلات مردم تلاش میکرد.
سرکشی به خانوادههای شهدا، بهویژه در روستاهای جهرم، بخشی جدانشدنی از برنامه زندگی او بود.
در موکبهای اربعین حسینی، بیهیاهو به زائران خدمت میکرد و حتی در عمران و آبادانی اماکن مذهبی نیز حضوری فعال داشت؛ از برقکشی مسجدالزهرا(س) شهرک انقلاب گرفته تا همکاری در امور عمرانی مقبره قبرآقا.
ورزش، رفیق همیشگی حاج مراد
فعالیتهای او تنها به جبهه و خدمت محدود نمیشد. ورزش بخش مهمی از زندگیاش بود.
چندین مرتبه مسیر طولانی امامزاده فضل(ع) جهرم تا حرم امام رضا(ع) و حتی کربلای معلی را با دوچرخه طی کرد؛ سفری که بیش از آنکه ورزشی باشد، رنگ و بوی معنوی داشت.
پایان یک سفر؛ آغاز ماندگاری
سوم اردیبهشت سال ۱۳۹۹، هنگام دوچرخهسواری در منطقه حسینآباد قبله، دچار سانحه شد. چند هفته در بیمارستان بستری بود و سرانجام پانزدهم خرداد همان سال، به یاران شهیدش پیوست.
اگرچه آن روزها کشور درگیر همهگیری کرونا بود، اما مردم جهرم با رعایت دستورالعملهای بهداشتی، پیکر این جانباز سرافراز را از میدان آیتالله حقشناس تا گلزار فردوس بدرقه کردند.
نماز بر پیکر او به امامت حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدحسین مدبر اقامه شد و پیکرش در قطعه جانبازان آرام گرفت.
میراثی که ماندگار شد
پس از درگذشت حاج مراد، خانواده او به یاد سالها ایثار و خدمتش، آزمایشگاه جدید بیمارستان استاد مطهری جهرم را بازسازی و تجهیز کردند؛ اقدامی که یاد او را در خدمت به مردم زنده نگه داشت.
از سوی دیگر، خاطرات و تاریخ شفاهی این رزمنده در کتاب «در پیشگاه مراد» به قلم آزاده سرافراز دکتر عبدالمجید رحمانیان گردآوری و منتشر شد؛ کتابی که در دو فصل، هم روایتهای شخصی حاج مراد از سالهای دفاع مقدس را بازگو میکند و هم همرزمانش از رشادتها، اخلاص و روحیه مردمی او میگویند.
نامی که با ایثار گره خورده است
خانواده حاج مراد نیز از خانوادههای ایثارگر جهرم به شمار میروند. شهید عبدالمجید اقناعی، از شهدای عملیات والفجر ۸ که در ۲۲ بهمن ۱۳۶۴ به شهادت رسید، برادر همسر او بود؛ پیوندی که نشان میدهد فرهنگ ایثار در این خانواده، تنها به یک نفر محدود نبوده است.
زندگی حاج مراد رحمانیان را نمیتوان تنها در قاب یک رزمنده، یک جانباز یا یک مدافع حرم خلاصه کرد. او از نسل مردانی بود که دفاع را تنها به روزهای جنگ محدود نمیدانستند؛ هرجا نیاز به خدمت بود، خود را موظف به حضور میدیدند. از سنگرهای جنوب و غرب کشور تا مرزهای شرقی، از دفاع از حرم تا خدمت به محرومان، از روایتگری دفاع مقدس تا همراهی با خانوادههای شهدا، همه برگهایی از دفتر زندگی مردی است که بیادعا زیست و بیهیاهو به یاران شهیدش پیوست؛ اما نام و خاطرهاش همچنان در حافظه مردم جهرم زنده مانده است.
