به گزارش جهرم خبر، دیگر برای مردم لار و جهرم، «جاده مرگ» واژهای غریب نیست. جادهای که بهجای آنکه راهی برای زندگی، ارتباط و توسعه باشد، سالهاست با بوی خون و آژیر آمبولانسها گره خورده است؛ مسیری که هر روز خانوادهای را داغدار میکند و هنوز هم هیچ افقی برای پایان این کابوس در چشمانداز دیده نمیشود.
وعدههایی که تمام شد، جادهای که تمام نشد
مسیر ارتباطی جهرم به لار، سالهاست در ردیف پروژههای ملی قرار گرفته؛ کریدور شمال به جنوب کشور، لقبی پرطمطراق که بیش از آنکه در واقعیت خود را نشان دهد، در سخنان مسئولان و تیتر مصاحبهها جلوهگر شده است. این جاده که قرار بود به یکی از شریانهای اصلی ارتباطی جنوب کشور تبدیل شود، حالا خود به زخم کهنهای تبدیل شده که هر روز سر باز میکند.
در طول سالهای گذشته، هر بار وعدهای داده شد؛ از تخصیص بودجه گرفته تا اولویت در برنامههای عمرانی. اما هر بار، با گذر زمان، همه چیز به فراموشی سپرده شد و مردم ماندند و یک جادهی یک طرفهی باریک، بدون ایمنی، بدون علائم مناسب، و پر از خودروهای سنگین عبوری.
آماری که فریاد میزنند
هرچند آمار رسمی در بسیاری موارد منتشر نمیشود، اما مشاهدات میدانی، گزارشهای محلی و خبرهای مکرر حوادث رانندگی در این مسیر، خود گواهی تلخ از واقعیت است: دهها کشته و صدها مجروح در سال. این جاده، مسیری است که هر روز جان انسانهایی را میگیرد و به چشم شهروندان، همچون میدان مین عمل میکند.

مطالبه عمومی، گوش ناشنوا
در سالهای اخیر، مردم جهرم، لار و روستاهای بین راه بارها به طرق مختلف صدای اعتراض خود را بلند کردهاند. طومارها نوشته شد، تجمعات مدنی شکل گرفت، نامهنگاری با مسئولان ملی انجام شد. اما آنچه دیده نشد، «اراده جدی برای حل مشکل» بود. هنوز هم طرح چهاربانده شدن این مسیر در پیچوخم اما و اگرها گرفتار است و بودجهها یا تخصیص نمییابد، یا صرف زیرساختهایی میشود که اولویت کمتری دارند.
جادهای که مسئلهای ملی است
ماجرا فقط یک خواسته محلی نیست. این مسیر بخشی از شاهراه ارتباطی کشور است که از جنوب به شمال امتداد مییابد و نقش اساسی در حملونقل بار، ترانزیت و جابهجایی مسافر دارد. با این حال، نام «کریدور» بدون زیرساخت مناسب، تنها اسمی توخالی است.

جان مردم، بازیچه نیست
اگر تاکنون فقدان بودجه، اختلافات اداری یا بیبرنامگی مسئولان را میشد بهانهای برای تأخیر دانست، امروز دیگر هیچ توجیهی پذیرفتنی نیست. مسئولان وزارت راه و شهرسازی، نمایندگان استان در مجلس، و استانداری فارس باید پاسخ دهند که چرا پس از اینهمه سال، هنوز این مسیر به پایان نرسیده و هر روز جان عزیزی گرفته میشود.
مردم جنوب فارس دیگر خستهاند. از شنیدن وعدهها، از دیدن بنرهای نیمهکاره، از عبور از جادهای که هر پیچش بوی خطر میدهد.
پیام مردم روشن است:
فکری کنید. چارهای بیندیشید. جان مردم، بازیچه تصمیمات اداری نیست.
