جهرم خبر ،در جهرمِ بیش از یک قرن پیش، وقتی بازار هنوز یکی از مهمترین محورهای زندگی اجتماعی شهر بود و خبرها از دکان به دکان و از محلهای به محله دیگر میرسید، مردی در محله جبّذر چشم به جهان گشود که بعدها نامش با عطاری، تجارت، خیرخواهی و بخشی از نخستین تجربههای صنعتی و خدماتی شهر گره خورد.
محمد تمدن، مشهور به «عطار تمدن»، فرزند مرحوم حاج اسدالله، در سال ۱۲۶۴ هجری شمسی در محله جبّذر جهرم متولد شد. پدرش از تاجران شناختهشده و نیکنام روزگار خود بود و در بازار زندیه جهرم فعالیت میکرد و دکان عطاری داشت. مادرش نیز «خانم جان» نام داشت.
محمد در چنین خانوادهای بزرگ شد؛ خانوادهای که کسبوکار در آن با اعتبار اجتماعی و ارتباط با مردم گره خورده بود. همین پیوند بعدها در زندگی او نیز ادامه یافت؛ از حجره و عطاری گرفته تا تجارت، راهاندازی واحدهای تولیدی و رسیدگی به نیازهای مردم.
خاطره سفری که یک کودک را «حاجی» کرد
یکی از روایتهای شنیدنی از کودکی محمد تمدن، سفر حج او همراه والدینش است؛ سفری که با امکانات و وسایل نقلیه آن روزگار از مسیر جهرم و فسا آغاز شد و حدود هشت ماه به طول انجامید.
بازگشت نیز از جده عربستان به بندر بوشهر انجام شد. سفری طولانی که هم خاطرات تلخ داشت و هم شیرین.
در این سفر، یکی از بستگان و هممحلهایهای خانواده از دنیا رفت؛ خاطرهای تلخ که در ذهن خانواده ماندگار شد. اما برای کودک محمد، بازگشت از این سفر معنوی یک اتفاق متفاوت هم داشت. وقتی به جهرم برگشت، در کوچه و بازار و میان همسالانش، او را «حاجی» صدا میزدند؛ عنوانی که برای یک کودک، میتوانست بخشی از خاطرات شیرین و متفاوت دوران کودکی باشد.
مکتبخانه؛ نخستین کلاسهای زندگی
تحصیلات محمد تمدن در فضای مکتبخانهای جهرم شکل گرفت. او خواندن قرآن کریم، عمّجزء و کتابهای مرسوم مکتبخانه را بهطور کامل فراگرفت و از جمله در محضر آخوند ملا احمد به آموزش پرداخت.
این آموزشها بعدها در شخصیت فرهنگی و اجتماعی او بیاثر نبود. تمدن در سالهای بعد، در کنار فعالیتهای اقتصادی، به ادبیات و محافل فرهنگی نیز علاقه نشان داد و با شماری از اهل علم، ادب و فرهنگ جهرم ارتباط داشت.
از عطاری تا نبض اقتصاد شهر
شهرت «عطار تمدن» احتمالاً از همان سالهای نخست فعالیت او در عطاری آمده است؛ شغلی که در آن روزگار، تنها به فروش گیاهان دارویی محدود نمیشد.
او با داروهای گیاهی و شیوههای درمانی قدیمی آشنایی داشت و در مواردی، برای استفاده از این مواد و درمان برخی بیماریها، دستورالعملهایی ارائه میکرد.
اما فعالیتهای محمد تمدن خیلی زود از محدوده عطاری فراتر رفت. او از اعضای هیئت تجار جهرم شد و در بخشهایی از جریان اقتصادی و عمرانی شهر نقش گرفت؛ فعالیتهایی که نامش را در تاریخ اقتصادی جهرم ماندگار کرد.
مردی که پای پایش به صنعت باز شد
در روزگاری که بسیاری از نیازهای شهر باید از بیرون تأمین میشد، ایجاد هر واحد تولیدی میتوانست گامی مهم برای تغییر چهره اقتصادی جهرم باشد.
در روایت زندگی محمد تمدن، نام او با ایجاد نخستین آسیاب آرد و پوستگیری برنج و همچنین کارخانه یخسازی آمده است؛ اقداماتی که نشان میدهد فعالیت اقتصادی او صرفاً در تجارت سنتی خلاصه نمیشد و به سمت ایجاد امکانات مورد نیاز شهر نیز کشیده شده بود.
او همچنین صاحب امتیاز و مسئول شرکت نفت جهرم بود؛ بخشی دیگر از فعالیتهای اقتصادی او که نشاندهنده حضورش در عرصه خدمات و تجارت آن روزگار است.
داروخانهای که یک نقطه عطف شد
سال ۱۳۲۰ نیز یکی از نقاط مهم در این مسیر بود.
در محل کنونی پاساژ اسکان، پشت کاروانسرای مرحوم کربلایی عباس حقشناس، محمد تمدن به همراه مرحوم حاج محمد فروغی و مرحوم میرزا بابا فروغی و با امتیاز پزشکی مرحوم دکتر محمدابراهیم احیاء جهرمی، زمینه راهاندازی داروخانه احیاء را فراهم کردند؛ داروخانهای که از آن بهعنوان نخستین داروخانه جهرم یاد شده است.
به این ترتیب، مردی که روزگاری با عطاری و داروهای گیاهی شناخته میشد، در راه شکلگیری یکی از نخستین مراکز عرضه دارو به شیوه نوین در شهر نیز سهم داشت.
ثروت وقتی معنا پیدا میکرد که به مردم برسد
اما شاید مهمترین بخش زندگی محمد تمدن را نتوان در دفتر تجارت و فهرست فعالیتهای اقتصادی او پیدا کرد.
آنچه در روایتهای مربوط به او بیش از هر چیز به چشم میآید، دستگیری از مردم و توجه به خویشاوندان و نیازمندان است.
صله رحم و رسیدگی به ضعفا، کمک به زیردستان و حمایت از مستمندان، از ویژگیهایی عنوان شده که در زندگی او پررنگ بوده است.
در سالهای جنگ جهانی دوم، زمانی که فشار اقتصادی و کمبودها زندگی مردم را دشوار کرده بود، در خانه خود برای افراد بیبضاعت به صورت جیرهای نان تهیه میکرد و آن را رایگان در اختیار آنان میگذاشت.
برای خانوادهای که امکان بیشتری داشت، این کار شاید ساده به نظر میرسید؛ اما برای خانوادهای که نان شبش را با دشواری تهیه میکرد، همین سهم کوچک میتوانست معنای بزرگی داشته باشد.
روضهای که هر سال برپا میشد
ارادت مذهبی نیز بخش دیگری از زندگی اجتماعی او بود.
از جمله اقدامات او، احیای مجلس روضهخوانی حضرت سیدالشهدا(ع) بود که هر سال به مدت یک دهه در امامزاده محمد(ع) برگزار میشد.
این مجلس، در کنار دیگر فعالیتهای اجتماعی و خیرخواهانه او، بخشی از پیوند او با فضای مذهبی و فرهنگی جهرم را شکل میداد.
نام محمد تمدن همچنین در کمکهای مالی به راهاندازی دانشکده علوم پزشکی جهرم نیز ذکر شده است؛ اقدامی که نشان میدهد نگاه او به شهر، تنها به نیازهای روزمره محدود نبود و توسعه آینده جهرم را نیز دربرمیگرفت.
تاجر جهرمی، دوست اهل ادب
در کنار بازار و فعالیت اقتصادی، تمدن به ادبیات نیز علاقه داشت.
او با جمعی از چهرههای فرهنگی و ادبی جهرم همنشین بود و در محفل ادبی شهر حضور داشت؛ محفلی که در آن چهرههایی همچون حجج اسلام: مرحوم حاج شیخ حیدرعلی اشراق، مرحوم حاج سید محمد احمدی و آقایان: مرحوم حاج امین ذوالقدر، مرحوم نعمتالله احقاق، مرحوم حاج نصرالله اشراق، مرحوم حاج سیدعباس مصباح، مرحوم حاج علی اکبر شرافت، مرحوم اسداللهخان مرتضوی و مرحوم آخوند عبدالمجید بصیریان جهرمی حضور داشتند.
این بخش از زندگی او، تصویر متفاوتی از «عطار تمدن» به دست میدهد؛ مردی که زندگیاش میان بازار، تجارت، خیرخواهی و فرهنگ در رفتوآمد بود.
قلمی برای یاد یک دوست
از او همچنین اثری با عنوان «یادی از یک دوست بزرگوار» به یادبود فقید سعید، شادروان عبدالوهاب هنر جهرمی باقی مانده است که در سال ۱۳۵۱ در تهران به چاپ رسیده است.
همین اثر کوتاه، نشانهای دیگر از علاقه او به فرهنگ و ثبت خاطرات و یاد بزرگان و دوستانش است.
خانوادهای که هر کدام راهی را ادامه دادند
محمد تمدن در خانواده نیز نسلی از افراد تحصیلکرده و اثرگذار را پرورش داد.
از فرزندان او میتوان به شادروان عذرا تمدن، شاعره؛ دکتر محمدحسین تمدن، اقتصاددان و چهره ماندگار ایران اسلامی؛ شادروان رباب تمدن، شاعره؛ و دکتر محمدحسن تمدن، پزشک اشاره کرد.
در نسل بعد نیز نامهایی در عرصههای مختلف علمی، حقوقی، پزشکی و ادبی دیده میشود؛ از جمله منوچهر تمدن که سالها در دستگاه قضایی و وکالت دادگستری فعالیت داشت، دکتر گودر افتخار جهرمی، حقوقدان برجسته، خانم دکتر صهبا رفعتی جهرمی، پزشک، خانم سپیده خلیفهسلطانی مشهور به سپیده سامانی، شاعره و دکتر حمید تمدن جهرمی در حوزه نرمافزار کامپیوتر.
وی برادر بزرگ حقوق دان قدیمی شادروان خلیل تمدن است.
گویی علاقه به دانش و فرهنگ، در این خانواده از نسلی به نسل دیگر راه خود را پیدا کرده است.
پایان یک قرن زندگی
محمد تمدن بیش از یک قرن زندگی کرد؛ یک قرن که بخش قابل توجهی از آن با تحولات بزرگ جهرم و ایران همزمان بود؛ از روزگار تجارت سنتی و مکتبخانه گرفته تا شکلگیری نخستین واحدهای صنعتی و خدماتی و گسترش آموزش و پزشکی در شهر.
سرانجام این مرد که در جهرم به «عطار تمدن» شهرت داشت، روز جمعه ۱۶ شهریور ۱۳۶۹، برابر با ۱۶ صفر ۱۴۱۱ هجری قمری، در ۱۰۵ سالگی چشم از جهان فروبست و در قبرستان رضوان جهرم به خاک سپرده شد.
مردی از یک قرن جهرم
زندگی محمد تمدن را اگر از فاصلهای دور نگاه کنیم، شاید مجموعهای از تاریخها و نامها به نظر برسد؛ تولد در جبّذر، عطاری، تجارت، آسیاب، کارخانه یخ، شرکت نفت، داروخانه، مجلس روضه، کمک به نیازمندان و همراهی با محفل ادبی.
اما وقتی این قطعات کنار هم قرار میگیرند، تصویر مردی شکل میگیرد که زندگیاش با بخشی از مسیر تغییر و رشد جهرم درهم تنیده بوده است.
او از نسلی بود که بازار را محل معاش میدانست، اما شهر را خانهای مشترک میدید؛ خانهای که اگر قرار بود آبادتر شود، هرکس باید سهم خود را ادا کند.
شاید به همین دلیل است که نام «عطار تمدن» تنها در خاطره یک دکان عطاری باقی نمانده؛ ردپای او را میتوان در روایت صنعت، تجارت، دارو، فرهنگ، خیرخواهی و خانوادهای دید که سالها بعد، هر کدام در گوشهای از علم و ادب و خدمت اجتماعی نامی برای خود ساختند.
و این، شاید ماندگارترین بخش زندگی مردی باشد که در جهرم متولد شد، با جهرم زیست و بخشی از تاریخ این شهر را با خود به یادگار گذاشت.

رضوان خدا. بر مرحوم تمدن. جهرمی. و درود بر دکتر جهان مهین و سایت پر بار. جهرم خبر که. ما را با چهره هایی آشنا می کنند که تا کنون از آنها بی خبر بودیم
سپاس از لطف و محبت جناب دکتر جهان مهین ! برای یادآوری و معرفی و تکریم چهره های بزرگ جهرم . به خصوص مرحوم محمد عطار تمدن