جهرم خبر، حاج سید محمود شهیم را میتوان از چهرههایی دانست که بخش مهمی از زندگی خود را در پیوند با مسجد، قرآن، فرهنگ اهلبیت (ع)، تعلیم و تربیت و خدمت اجتماعی گذرانده است؛ مردی که صدای قرآن و اذان و نوحهخوانیاش از سالهای کودکی با فضای مساجد جهرم گره خورد و این مسیر بعدها در عرصههای مختلف زندگیاش، از معلمی و مدیریت آموزشی تا حضور در جبهه و همراهی با زائران خانه خدا و عتبات عالیات، ادامه پیدا کر
او پنجشنبه ۱۸ مردادماه ۱۳۳۵ در کوی گازران، در نزدیکی مسجد آیتالله حقشناس(ره)، چشم به جهان گشود؛ محلهای که بعدها بخش مهمی از خاطرات دینی و فرهنگی او را شکل داد.
خانهای با پیشینه مسجد و روحانیت
شهیم در خانوادهای رشد کرد که ارتباط با مسجد، روحانیت و فعالیتهای دینی در آن سابقهای دیرینه داشت.
پدرش، مرحوم حاج سید ابوتراب شهیم، از چهرههای مورد احترام روزگار خود بود. او ابتدا در بازارچه صفایی جهرم به کسبوکار مشغول بود و بعدها در کشور قطر فعالیت میکرد. سفرهای متعدد به حج و راهنمایی حجاج بیتالله الحرام نیز بخشی از زندگی او بود و سالها به عنوان امام جماعت مسجد بازار جهرم فعالیت داشت.
این پیشینه در نسلهای قبل نیز دیده میشد. پدربزرگ حاج سید محمود، حاج سید علیاصغر، از مبلغان حقیقی دین مبین اسلام و از افراد مورد اعتماد و از اصحاب جماعت مرحوم آیتالله سید ابراهیم حقشناس بود و تعقیبات نماز ایشان را بهجا میآورد. و جریان فوت او نیز از داستان های شگفت انگیز است.
در چنین خانوادهای، مسجد صرفاً محل برگزاری نماز نبود؛ بلکه بخشی از سبک زندگی و محیط تربیتی خانواده به شمار میرفت.
کودکی که با قرآن و اذان بزرگ شد
حاج سید محمود دوران دبستان را در دبستان سعدی و دوران دبیرستان را در دبیرستانهای فردوسی و اسلامی، در رشته طبیعی، گذراند؛ اما همزمان با تحصیل رسمی، مسیر دیگری نیز در زندگی او شکل گرفت؛ مسیری که از مسجد و جلسات قرآن میگذشت.
صدای خوش او از همان دوران کودکی مورد توجه بزرگان قرار گرفت و با تشویق مرحوم آیتالله حقشناس و حجت الاسلام والمسلمین مرحوم حاج شیخ جلال حضوری، مکبر آنان شد.
او از همان سالهای کودکی در جلسات قرآن کریم محله شرکت میکرد؛ جلساتی که در مساجد گازران، مسجد آیتالله حقشناس(ره) کنونی، امامزاده عبداللطیف(ع) معروف به شاهشاهان، مسجد حاج عبدالله، مسجد حاج آقاعلی در کوی دشتاب، مسجد بازار و مسجد محمدیه برگزار میشد.
این جلسات با حضور چهرههایی همچون مرحوم حاج قنبر حجتپناه، مرحوم حاج عبدالله سلیمی جهرمی (پدر شهید علی اکبر سلیمی جهرمی) ، مرحوم حاج میرزا محمود خوشنیت، آقای هیئت و مرحوم آقا غلامحسین عدالت و دیگر فعالان قرآنی آن روزگار اداره میشد.
در واقع، بخش مهمی از فضای فرهنگی جهرم در آن سالها را همین جلسات مسجدی و قرآنی شکل میداد؛ محیطهایی که برای بسیاری از نوجوانان، مدرسهای غیررسمی برای یادگیری قرآن، معارف دینی، مداحی و مسئولیت اجتماعی بود.
از نوحهخوانی کودکان تا صدای محلههای جهرم
فعالیتهای مذهبی شهیم تنها به قرائت قرآن و اذان محدود نماند. او از نوجوانی و جوانی در مراسم اعیاد به سرودخوانی و در ایام عزاداری به خواندن مراثی ائمه اطهار(ع) میپرداخت.
در دوران کودکی، برای کودکان محل نوحه میخواند و دسته عزاداری کودکان از مسجد علمیه حرکت میکرد و در مسجد آیتالله حقشناس کنونی به دسته بزرگسالان میپیوست.
این فعالیتها به مرور شکل رسمیتری پیدا کرد. او چهار سال نوحهخوان رسمی روزهای تاسوعا و عاشورای محله گازران بود و سه سال نیز در محله سنان نوحهخوانی کرد. پس از آن و همزمان با سالهای انقلاب اسلامی، در محله کلوان به فعالیت پرداخت.
اما نوحهخوانی برای او تنها یک فعالیت آیینی نبود؛ در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب، شعر و نوحه به ابزاری برای بیان آرمانها و اعتراضهای مردم نیز تبدیل شده بود.
وقتی نوحه، رنگ انقلاب گرفت
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، شهیم در کاروان عزاداران جهرم در مشهد مقدس نیز حضور داشت و در آن جمع، نوحههای انقلابی اجرا میکرد؛ نوحههایی که مورد توجه و استقبال دانشجویان مشهد نیز قرار گرفت.
او در مراسمهای انقلابی، اشعار و دکلمههای انقلابی میخواند. یکی از این موارد، قرائت حماسی شعر «صبح» بود که با این مطلع آغاز میشد:
«دگر صبح است و پایان شب تار است
دگر صبح است و بیداری سزاوار است»
این شعر پیشتر در نشریه «مکتب اسلام» منتشر شده بود.
در دهم فروردین سال ۱۳۵۷ و در مراسم چهلم شهدای تبریز در مسجد جامع جهرم، خواندن همین شعر «صبح» باعث شد شهیم تحت تعقیب ساواک قرار گیرد.
او برای مدتی مخفی شد و به فسا رفت و در منزل یکی از بستگانش پناه گرفت. اما شرایط آن روزها برای او مسیر دیگری رقم زد.
از اختفا در فسا تا خدمت در گرگان و اقلید
همزمان با فراخوان سربازان، شهیم از فسا راهی گرگان شد و پس از گذراندن دوره آموزشی، به عنوان سپاه دانش به مدت شش ماه در این شهر خدمت کرد.
پس از پایان این دوره، سهمیه آموزگاری اقلید را دریافت کرد و در یکی از روستاهای این شهرستان مشغول خدمت شد.
با صدور دستور امام خمینی(ره) مبنی بر ترک سربازان از محل خدمت، او نیز به جریانهای انقلابی مردم جهرم پیوست و بار دیگر صدایش در میان تجمعات مردمی شنیده شد؛ این بار در قالب نوحهها و شعارهایی که برای دستههای انقلابی اجرا میکرد.
معلمی؛ ادامه همان مسیر تربیتی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پایان دوران سربازی، شهیم در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کرد و فعالیت خود را به عنوان معلم قرآن و تعلیمات دینی در روستای هکان جهرم آغاز کرد.
این انتخاب را میتوان ادامه طبیعی مسیری دانست که از جلسات قرآن و مساجد محله آغاز شده بود.
او بعدها مسئولیتهای مدیریتی مختلفی در آموزش و پرورش جهرم بر عهده گرفت؛ از مسئول حسابداری اداره آموزش و پرورش شهرستان تا معاونت مالی این اداره، مسئولیتهایی که تا مهرماه ۱۳۷۸ ادامه داشت.
در کنار فعالیت اداری، مسیر تحصیل را نیز دنبال کرد. او در سال ۱۳۶۵ فوقدیپلم حسابداری را از دانشکده تربیت معلم شهید عباسپور تهران دریافت کرد و در سال ۱۳۷۲ نیز کارشناسی مالی را از مرکز ضمن خدمت شیراز گرفت.
پس از آن نیز در دبیرستان ایثارگران، مدیریت دبیرستان شبانهروزی شهید فهمیده و معاونت دبیرستان امید حیدرآباد به فعالیت پرداخت و سرانجام در سال ۱۳۸۷ بازنشسته شد.
سهمی از زندگی در جبهه
جنگ تحمیلی نیز بخشی از کارنامه زندگی او را به خود اختصاص داد.
شهیم در دوران دفاع مقدس سه ماه در جبهه جنوب حضور داشت و علاوه بر حضور در مناطق عملیاتی، در زمینه اعزام نیرو و امور پشتیبانی و تدارکات نیز همکاری کرد.
برای او، خدمت اجتماعی محدود به یک عرصه نبود؛ مسجد، مدرسه، فعالیتهای فرهنگی و انقلابی و سپس جبهه، هر کدام در مقطعی از زندگیاش بخشی از یک مسیر واحد را شکل دادند.
قرآن؛ رشتهای که بیش از نیم قرن ادامه یافت
فعالیت قرآنی شهیم نیز پس از سالهای جوانی متوقف نشد.
او از اعضای جلسات خانگی قرآن محله صحرا بود؛ جلساتی که شبهای دوشنبه و جمعه برگزار میشد و دایی های او مرحومان حاج علیرضا باقرزاده و حاج مصطفی باقرزاده از اعضای اصلی آن بودند و مرحوم حاج اسدالله شیرزادی مدیریت آن را بر عهده داشت.
سالها بعد، خود شهیم مدیریت این جلسه قرآنی را بر عهده گرفت و این فعالیت همچنان در شب های جمعه بخشی از زندگی فرهنگی او را تشکیل میدهد.
این استمرار را شاید بتوان یکی از مهمترین ویژگیهای زندگی او دانست؛ فعالیتی که از کودکی در مساجد آغاز شد و در سالهای بعد، از طریق برگزاری جلسات قرآن و انتقال آن به نسلهای دیگر ادامه پیدا کرد.
از مسجد تا کاروانهای حج و عتبات
ارتباط او با فعالیتهای دینی، پس از بازنشستگی نیز ادامه یافت.
شهیم از سال ۱۳۵۸ با کاروانهای حج و زیارت همکاری داشته و شش سفر حج تمتع و ۶ سفر حج عمره در کنار زائران خانه خدا حضور یافته است.
در حوزه عتبات عالیات نیز تجربه گستردهای دارد و مدیریت ۴۰ سفر زیارتی عتبات را بر عهده داشته است؛ تجربهای که او را با هزاران زائر و مجموعهای از مسئولیتهای اجرایی و فرهنگی همراه کرده است.
در کنار این فعالیتها، از اعضای اولیه هیئت امنای مسجدالزهرا(س) شهرک انقلاب و مسجد سیدالشهداء(ع) شهرک ایثارگران بوده و در مقاطعی نیز به عنوان امام جماعت موقت در برخی مساجد و مکانها فعالیت داشته است.
روایتی که با شعر ادامه پیدا میکند
شهیم در کنار فعالیتهای قرآنی و مذهبی، طبع شعر نیز دارد و اشعار آیینی در مدح و ثنای ائمه اطهار(ع) میسراید.
این ویژگی، در کنار سابقه طولانی او در نوحهخوانی و دکلمههای انقلابی، بخش دیگری از هویت فرهنگی او را شکل داده است؛ هویتی که در آن شعر، قرآن، مسجد و آیینهای مذهبی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
برادر شهید؛ بخش دیگری از این روایت
در میان خاطرات خانوادگی حاج سید محمود شهیم، نام برادرش، شهید سید علیاصغر شهیم، جایگاه ویژهای دارد.
شهید سید علیاصغر شهیم در ۱۷ سالگی، در ۲۲ فروردین سال ۱۳۶۲ در منطقه فکه به شهادت رسید.
به این ترتیب، روایت زندگی حاج سید محمود تنها داستان یک قاری قرآن ، مؤذن، نوحهخوان، معلم نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی یک خانواده و یک نسل از مردم جهرم است که زندگی خود را در میان مسجد، قرآن، انقلاب، مدرسه، جبهه و خدمت به مردم سپری کردند.
مردی از نسل مسجد
مرور زندگی حاج سید محمود شهیم، در نهایت ما را به یک نقطه مشترک بازمیگرداند: مسجد.
از کوچههای گازران و صدای اذان در کودکی گرفته تا جلسات قرآن، نوحهخوانیهای محرم، شعرهای انقلابی، حضور در مراسمهای انقلاب، معلمی قرآن و دین، فعالیت در جبهه، هیئت امنای مساجد و مدیریت جلسات قرآن؛ مسجد در بسیاری از فصلهای زندگی او حضوری پررنگ داشته است.
