جهرم خبر| هادی پژوهش جهرمی_معاون پیشین استانداری فارس: جهرم زمانی بهخاطر نخلستانهای انبوه و بلنداش شهرت داشته و تعبیرهایی مثل «شهرِ جنگلِ نخل» برای آن اغراقآمیز به نظر نمیرسد. و امروز کمتر اثری از از آن جنگل انبوه که شهر در آن محفوف بود وجود دارد و باید در رثای نخلهای بلندبالای جهرم با اشارهای تاریخی اظهار داشت :
روزی جهرم، در نگاه جهانگردان، شهری بود در آغوشِ نخل؛
شهرِ سایههای بلند،
شهرِ تنههای ستبر و قامتهای برافراشتهای که تا آسمان قد میکشیدند.
شاردن، جهانگرد فرانسویِ عصر صفوی،
هنگامی که از این سرزمین گذشت،
جهرم را نه تنها شهری در جنوب ایران،
که جنگلی از نخل دید؛
جنگلی که در آن، هر درخت چونان ستونی سبز،
سراپا شکوه و زندگی بود.
اما امروز،
در میان خشکسالیهای ممتد،
فرونشستن آبها،
زخمِ توسعه،
و هجومِ آفات،
از آن بلندبالانِ نجیب،
بیش از خاطرهای دور نمانده است.
نخلهای شاهانی،
آن سروقامتانِ خرمازار،
که روزگاری با شکوهی خاموش بر زمین سایه میانداختند،
یکییکی در سکوتِ زمان خم شدند؛
گویی تاریخ،
بر شانههای سبزشان
سنگینیِ فراموشی نهاده بود.
ای نخلهای جهرم،
ای یادگارانِ صبر و آفتاب،
شما فقط درخت نبودید؛
شما نشانهٔ ایستادگی بودید که در وصف شهیدان مدافع و جنگاور وطن سروده اند که شهادتشان چون نخل ایستاده به عاریت گرفته اند که
در سرزمینی که با کمآبی میساخت و با امید میبالید.
قامت شما،
قصهٔ مردمانی بود
که از دلِ تفتیدهٔ خاک،
برکت بیرون میکشیدند
و از میان تشنگی،
زندگی میرویاندند.
اکنون اگرچه
جنگل نخل جهرم
دیگر آن قامتِ افسانهایِ دیروز را ندارد،
اما نامش هنوز در حافظهٔ خاک زنده است؛
و هر نسیمی که از میان باغهای باقیمانده میگذرد،
گویی زمزمه میکند: اینجا روزی، نخلها تا آسمان قد کشیده بودند.
در تابستانهای سوزان جهرم، نخل تنها یک درخت نبود؛
چتری بود گسترده بر سرِ درختان مرکبات،
سایهساری بود برای تلطیفِ نفسِ شهر،
و پناهی سبز در برابر آفتابِ بیامانِ جنوب.
اگر از ارتفاعات جنوب شهر به جهرم مینگریستی،
شهر در انبوه نخیلات گم میشد؛
گویی خاک،
ردایی از برگ و تنه و خوشه بر تن کرده بود،
و خانهها و کوچهها
در آغوشِ سبزِ نخلستان آرام گرفته بودند.
نخل در جهرم،
نه فقط درختی بارده،
که همدمِ زندگی بود؛
از تنهاش، از الیافش،
از برگ و شاخه و رگبرگش،
هرآنچه برای زیستن لازم بود،
ساخته میشد:
از سقف و سایبان گرفته
تا فرشِ خانه،
از سبد و ظرف و حصیر
تا بادبزنی که عصرهای داغ را
با نسیمی محقر اما دلنشین،
خنک میکرد.
و خرمای آن،
خود قصهای دیگر بود؛
برکتی شیرین
که از دلِ گرما و تشنگی میرویید،
و به شکلِ انواع فرآوردهها و حلویات،
کامِ مردم را شیرین میکرد.
نخل در جهرم،
هم نان بود، هم سایه،
هم ابزارِ زندگی، هم مایهٔ سرور؛
و مردمانش،
چنان با او درآمیخته بودند
که گویی جهرم بدون نخل
تصویری ناتمام از تاریخ است.
امروز شاید از آن شکوهِ انبوه،
چیز زیادی نمانده باشد،
اما در حافظهٔ این خاک،
هنوز قامتِ نخلها ایستاده است؛
بلند، نجیب،
و بخشنده
چون روحِ سرزمینی که با نخل،
معنا پیدا میکرد.
حال چرا این تصویر امروز کمرنگ شده؟
چند عامل اصلی در از بین رفتن آن چشمانداز نقش داشتهاند:
- خشکسالیهای پیدرپی
- کاهش آبهای زیرزمینی
- گسترش بافت شهری و تغییر کاربری باغات
- آفات و بیماریهای نخیلات
- کاهش صرفه اقتصادی نگهداری برخی ارقام بومی و خرمای شاهانی
خرمای شاهانی یکی از غنی ترین خرماها از نظر ریز مغذی ها به اعتراف مرحوم دکتر بسکی در بین ارقام شناختهشده و ارزشمند جهرم بوده که بهخاطر ارتفاع بلند آن، ظاهر برافراشته، و کیفیت میوه معروف بوده است. از نظر تاریخی
چنین تغییراتی در بسیاری از شهرهای نخلخیز ایران رخ داده: - کاهش آب
- فرسودگی نخیلات قدیمی
- جایگزینی باغها با ساختوساز
- از بین رفتن بخشی از ارقام بومی
یعنی آن «جنگل نخل» بیشتر چهره تاریخی شهر بوده و امروز آثار کمی و ردپایی از آن مانده است.
