جهرم خبر، در روزگاران قدیم در جهرم، وقتی کسی را به سختی نفرین میکردند، جملهای عجیب بر زبان میآوردند: «الهی بیل و کمچه اوستای بنا بیفته تو خونهات!»
خشاید برای مخاطب امروزی این جمله غریب باشد اما ریشه در باوری عمیق داشت. مردم جهرم باور داشتند که تعمیر خانه، همچون بیماری جذام، اگر دستکاری شود، گسترش مییابد و هرگز به پایان نمیرسد. به همین دلیل، ورود بیل و کمچه استاد بنا به خانه را نحسترین و سنگینترین نفرین میدانستند.
اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود…
یکی از قدیمیهای جهرم روایت میکند که پیش از تأسیس عدلیه در این شهر، حل و فصل دعاوی بر عهده ریشسفیدها بود. در محله نوشتون، روحانیای به نام آخوند ملاعبدالغنی این مسئولیت خطیر را بر عهده داشت. گاهی کار آنقدر سخت و پیچیده میشد که قضاوت به سادگی ممکن نبود.
اینجا بود که آخوند دست به ابتکاری جالب میزد. او توبرهای (کیسهای) داشت که درون آن ماله، کمچه و تیشه استادان بنا جای گرفته بود. در بحبوحه دعوا و مشاجره، این توبره را پیش میآورد و طرفین دعوا را به آن سوگند میداد:
«اگر دروغ میگویی، ای توبره بیفته تو خونهات!»
و چه باور عمیقی در این جمله نهفته بود. طرفین دعوا از ترس آنکه توبره بنا به خانهشان بیفتد و نقلی کهنه و همیشگی و رنج تعمیر را به زندگیشان بیاورد، راستش را میگفتند و حق را بر زبان میآوردند.
این رسم کهن، علاوه بر یک روش قضایی، آینهای از باورها و فرهنگ مردم جهرم در روزگاران گذشته است. جایی که ترس از یک بیل و کمچه، گاه راستگویی را به همراه میآورد و دعوا را بینیاز از محکمه و قاضی، ختم به خیر میکرد.
