جهرم خبر – کوچه باریک و طولانی بود، غرق در سایه روشن درختان لیمو، جایی بود که جرأت عبور از آن فقط یک دلِ شیر میخواست. مردم شهر، سالها از آن به نامی عجیب و هراسانگیز یاد میکردند. «کوچه گربهچنگی».
آغاز کوچه درست روبهروی مسجد حضرت علی(ع) در خیابان حافظ بود و پس از عبور از رودخانه پلنگی، به رودخانه کلوان ختم میشد. دو سوی کوچه باغها پوشیده از درختان لیموی در هم تنیده ای بود که سر بر آسمان کشیده بودند و همین، بر تاریکی و وهم آن میافزود. در روزگارانی که امنیت کمتر بود، شبانه گذشتن از این مسیر کاری بس خطرناک مینمود.
اهالی تعریف میکردند که در دل شب، گربهها در این کوچه جمع میشدند، و ناگهان به جان هم میافتادند. صداهای وحشیانه و کشدارشان از میان شاخههای لیمو میپیچید و دل هر رهگذری را میلرزاند. شایع بود که جنها هم در این کوچه رفتوآمد دارند و با گربهها در ارتباطاند. همین باورها بود که به کوچه نامی رمزآلود بخشید. کوچه «گربهچنگی».
برای مردم جهرم قدیم، عبور شبانه از این کوچه بیشتر شبیه به ماجراجویی در قلمروی ناشناخته بود تا یک مسیر ساده شهری. هنوز هم روایتهای پررمز و راز «کوچه گربهچنگی» در حافظه قدیمیهای شهر باقی مانده و همچون افسانهای ترسناک، نسل به نسل بازگو میشود.
عکس /حامده یابنده
