به گزارش جهرم خبر، بازنشستگی برای خیلیها نقطه توقف است؛ پایان یک مسیر طولانی کاری و آغاز روزهایی آرامتر. اما برای محمدعلی زارعیان، بازنشستگی شروع فصلی تازه از حرکت بود؛ حرکتی که اینبار نه در فضای پادگان، که در پارکها، محلهها و میان مردم جریان پیدا کرد. او که سالها در کسوت پرسنل نیروی انتظامی در پادگان شهید دستغیب جهرم خدمت کرده، چند سالی است مسئولیت هیأت ورزشهای همگانی این شهرستان را برعهده دارد؛ هیأتی با دامنهای گسترده و برنامههایی که بهتدریج ورزش را از یک فعالیت مقطعی، به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل کرده است.
زارعیان معتقد است بازنشستگی زمانی معنا پیدا میکند که فرد همچنان خود را «مفید» بداند. به گفته او، انرژی امروزِ زندگیاش نه از همین حس اثرگذاری میآید. «بدن اگر در خدمت زندگی باشد، پیر نمیشود؛ زنگ میزند.» جملهای که بهخوبی نگاه او به ورزش را توضیح میدهد؛ ورزشی که قرار نیست قهرمان بسازد، بلکه میخواهد انسان سالم پرورش دهد.
جرقه علاقه او به ورزش همگانی از یک مشاهده ساده اما عمیق زده شد: ترس مردم از بیماری، بیشتر از ترسشان از بیتحرکی است؛ در حالی که ریشه بسیاری از بیماریها، دقیقاً در همین کمتحرکی نهفته است. از همانجا، ورزش همگانی برای زارعیان معنایی فراتر از «حرکت» پیدا کرد؛ ابزاری برای پیشگیری، نه صرفاً درمان.

او خاطرهای از دوران خدمت در پادگان شهید دستغیب نقل میکند که هنوز برایش زنده است؛ صبحی سرد و جمعی خسته که با چند حرکت نرمشی ساده، حالوهوایشان عوض شد. همان تجربه کوتاه به او نشان داد ورزش میتواند حتی در سختترین فضاها، روح جمعی بسازد و امید را برگرداند.
انتخاب ورزش همگانی، آگاهانه و از سر باور بوده است. زارعیان میگوید ورزش قهرمانی مدال میآورد، اما ورزش همگانی «جمع سالم» میسازد. او ترجیح داده انرژیاش را صرف ارتقای سلامت عمومی کند، نه تربیت چند قهرمان محدود. مسیری که شاید کمهیاهو باشد، اما اثرش عمیق و ماندگار است.
در برنامههای ورزش همگانی جهرم، صحنههایی شکل میگیرد که برای او از هر موفقیتی ارزشمندتر است؛ وقتی کسی که دیروز بهسختی راه میرفت، امروز با لبخند میدود. به باور او، ورزش فقط بدن را به حرکت وادار نمیکند، بلکه امید را هم بیدار میکند. همین تغییرهاست که او را سرپا نگه میدارد.
واکنش مردم جهرم به این برنامهها نیز بهتدریج تغییر کرده است. اگر در آغاز با تردید نگاه میکردند، امروز با مطالبه میآیند. این تغییر نگاه، بهگفته زارعیان، نشانه آن است که ورزش از یک برنامه مناسبتی، به یک نیاز اجتماعی تبدیل شده است.

ورزش برای خودش هم فقط یک فعالیت بدنی نیست؛ نظم به زندگیاش داده، ذهنش را شفافتر کرده و آرامش بیشتری به روحش بخشیده است. او میگوید اگر یک روز ورزش نکند، هم بدن اعتراض میکند و هم ذهن شلوغ میشود. ورزش برایش مثل «شارژ روزانه» است؛ قطع آن یعنی افت کیفیت زندگی.
از نگاه زارعیان، سلامت جسم و روح جداییناپذیرند و ورزش همگانی پلی است که این دو را همزمان ترمیم میکند. بزرگترین انگیزهاش برای ادامه مسیر، دیدن تغییر آدمهاست؛ اینکه بداند حضورش، زندگی کسی را سالمتر کرده است.
او برنامهای روشن برای آینده دارد: نهادینهکردن ورزش در سبک زندگی مردم جهرم. آن هم نه بهعنوان برنامههای مقطعی، بلکه به شکل عادتهای ماندگار. پیامی که به جوانان میدهد نیز ساده و صریح است: منتظر بیماری نمانید تا قدر سلامتی را بفهمید؛ ورزش سرمایهای است که سودش را زود نشان میدهد.
اگر قرار باشد ورزش را در یک کلمه خلاصه کند، بیدرنگ میگوید: «زندگی». و شاید یکی از غرورآمیزترین لحظههای مسیرش، روزی بوده که خانوادهها را کنار هم در حال ورزش دیده است؛ جایی که فهمیده ورزش همگانی فقط فرد را نمیسازد، خانواده را هم بازسازی میکند.
او میگوید اگر روزی انرژیاش کم شود، فقط کافی است مردمی را ببیند که منتظر شروع برنامهاند. همین انتظار، همین نیاز، دوباره او را به میدان برمیگرداند؛ جایی که حرکت، هنوز ادامه دارد.
