به گزارش جهرم خبر، چشمها سالهاست که رو به زمین دارد، اما گاهی این نگاه نه از سر تفکر که از سر عادت است. در جهرم، که خاکش را با کشاورزی میشناسند و هوایش را با مرکبات، منابع زیرزمینی باارزشی آرامآرام فراموش شدهاند. حالا امام جمعه شهر، حجتالاسلام دکتر محمدحسین مدبر، از مسئله ای متفاوت سخن گفته: زمین، معدن، آب و توسعه. سخنانی که بوی خاک میدهد، اما خاکی که طلا در دل دارد و آب در عمق.
معدن را تمام کردیم
امام جمعه جهرم در خطبههای اخیر نماز جمعه از سرمایههایی گفت که مردم جهرم، بیآنکه بدانند یا بخواهند، با بیتوجهی از کنارشان گذشتهاند. او گفت: یکی از فرصتهای سرمایهگذاری ما جهرمیها، معادن شهرمان است… برخی از این معادن را تمام کردیم و برخی دیگر همچنان باقی است.
این اذعان تلخ در حالی بیان میشود که جهرم از نظر منابع سطحی و از نظر معادن زیرزمینی نیز دارای ظرفیتهایی است که کمتر مورد توجه بودهاند.
وقتی آب نوشیدنی را پای درخت میریزیم
اما آنچه خطیب نماز جمعه جهرم با لحنی تلختر بیان کرد، شاید از دلسوزی بیشتری حکایت داشت؛ «معدن» واقعی جهرم، نه سنگ و نمک، بلکه آب آشامیدنی بود. دکتر مدبر با یادآوری خاطراتی از گذشته گفت: یادمان است که وقتی بچه بودیم، آب جهرم را با آب تهران مقایسه میکردند… برخی از همشهریان ما که در شیراز زندگی میکردند، آب شیراز را نمیخوردند و میگفتند آبش بد است، صبر میکردند و با اتوبوس به جهرم میآمدند و آب با خود به شیراز می بردند.
او سپس از وضعیت کنونی این منبع حیاتی گفت: ما از بهترین آب چاههای آهکی درست استفاده نکردیم… صد بطری آب معدنی دادیم به درخت لیموشیرین، در حالی که یک کیلو لیموشیرین فروختیم پنج هزار تومان.
تشبیه ملموس و گزندهاش اما شاید بهترین تصویر برای نمایش ماجرا بود: یک آقایی در خانهاش چند گونی نان خشک داشت که برخی کپک زده بود، اما هر روز صبح نان کنجدی تازه میخرید و به گاوش میداد، خودش هم همان نان خشکها را میخورد. ما هم همین الان داریم کاری شبیه به این انجام میدهیم.
گفتوگو با باغداران؛ توافقی لازم، نه محال
دکتر مدبر از مسئولان شهری خواست که وارد عمل شوند و با باغداران به توافق برسند: واقعاً نمیشود مسئولین شهری همت کنند و با باغداران یک توافق بکنند تا آب سالم مردم را تأمین کنند و در عوض ما آب سد سلمان را به کشاورزان بدهیم؟
این خواسته، در ظاهر ساده به نظر میرسد اما در باطن، آینهای از سیاستگذاری صحیح منابع آبی کشور است. وقتی منابع طبیعی با ارزش در بخش کشاورزی مصرف میشود و شهروندان از منابع درجهپایینتری بهرهمند میشوند، علاوه بر عدالت، عقلانیت هم زیر سوال میرود.
گنبدهای نمک، لایههای نفت، کوههای آهک
امام جمعه جهرم تنها به مسئله آب بسنده نکرد. او با اشاره به ظرفیتهای معدنی مغفولمانده جهرم، از دو گنبد نمکی بهعنوان نمونه یاد کرد: خداوند دو گنبد نمکی به ما داده است؛ یکی گنبد نمکی هکان و دیگری گنبد نمکی شاه علمدار که بین جهرم و زریندشت مشترک است.
همچنین اشارهای به منابع نفتی داشت که به گفته وی، برخی بخشهای آن هنوز دستنخورده باقی مانده است. اما مهمترین محور، سنگ آهک و قابلیت تبدیل آن به ثروت صنعتی بود.
«در جهرم اگر صد کارخانه سیمان هم داشته باشیم، منابع مورد نیاز آنها در دل زمین و کوهها وجود دارد.»
این یعنی زنجیرهای از فرصتها که میتواند جهرم را از اقتصاد سنتی نجات دهد و به یکی از قطبهای معدنی جنوب کشور تبدیل کند.
آیندهای که خاک زیر پایمان است
شاید سالها تصور میکردیم «توسعه» یعنی جاده و کارخانه. اما امروز باید یاد بگیریم توسعه یعنی عقل در استفاده از آنچه داریم. جهرم، با کشاورزیاش شناخته میشود، اما اگر این کشاورزی با هدر دادن منابع ناب گره خورده باشد، دیگر نمیتوان به آن افتخار کرد.
حرفهای حجتالاسلام دکتر مدبر، تلنگری بود به مسئولان، سرمایهگذاران و حتی مردم. منابعی که زیر خاک داریم، اگر با غفلت دفن شوند، چیزی جز حسرت برای آیندگان باقی نمیگذارند.
و شاید آنچه از خطبه این هفته به یاد میماند، یک دعوت باشد؛ دعوت به شناخت خاک، شناخت آب، و شناخت قدر داشتههایمان، پیش از آنکه نداشته شوند.
زیر پای جهرم طلاست؛ وقتی معدن آب را به پای درخت میریزیم
آب معدنی را پای درخت لیموشیرین میریزیم و خود از سدها آب مینوشیم. داستان جهرم، داستان وارونهخوانی سرمایه است؛ با خاک طلا داریم، اما گنج را فراموش کردهایم.
لینک کوتاه : https://jahromkhabar.ir/?p=2291
- ارسال توسط : reza
- 415 بازدید
- بدون دیدگاه
