به گزارش جهرم خبر، بارندگیهای شدید پنجشنبه، حوالی بند سنگی حسینآباد قبله را به یکی از پرحادثهترین نقاط شهرستان تبدیل کرد؛ جایی که سیلاب ناگهانی چند خودرو را درگیر خود کرد و پس از فروکشکردن آب، موجی از روایتهای متناقض، قضاوتهای شتابزده و فشارهای روانی را برای برخی از درگیران حادثه به همراه آورد. آنچه در این میان کمتر دیده شد، بازخوانی دقیق ماجرا و توجه به لایههای انسانی و اجتماعی حادثه بود.
تصمیمی در شرایط مبهم
بر اساس گفتوگوی خبرنگار ما با دو زن نجاتیافته از این حادثه، ماجرا از یک حضور خانوادگی در اطراف رودخانه آغاز شد؛ حضوری که به نیت مشاهده وضعیت آب شکل گرفت. خانواده آنها زودتر محل را ترک کرده بودند و این دو، با فاصله زمانی حدود نیم ساعت به رودخانه رسیدند. در آن زمان، آب از مسیر عبور میکرد اما بهگفته شاهدان، شدت آن ناپایدار بود. توقف چند خودرو در محل و انتظار برای کاهش حجم آب، فضایی از تردید و اطمینان کاذب ایجاد کرده بود؛ وضعیتی که در بسیاری از حوادث سیلابی تکرار میشود.
به گفته آنها، «وقتی به رودخانه رسیدیم، حجم آب زیاد بود و ترسیدیم از آن عبور کنیم. رانندگان چند خودرو که مثل ما در آنجا حضور داشتند و پشت سر ما بودند گفتند صبر کنید حجم آب کم شود بعد عبور کنید.»
لحظه تغییر معادله
پس از حدود ۴۰ دقیقه انتظار، تصمیم به حرکت گرفته شد؛ تصمیمی که در نگاه نخست منطقی به نظر میرسید، چراکه آب در ابتدای مسیر کمحجم نشان میداد. اما همانگونه که کارشناسان مدیریت بحران همواره هشدار میدهند، سیلاب ماهیتی پیشبینیناپذیر دارد. به روایت این دو زن «حدود چهل دقیقه منتظر ماندیم تا سطح آب پایین بیاید. سپس آقایی به ما گفت که میشود از رودخانه عبور کرد و حتی پیشنهاد داد که او پشت فرمان بنشیند و خودرو را از آنجا عبور دهد که ما قبول نکردیم. در نهایت تصمیم گرفتیم خودمان عبور کنیم، اما ناگهان موج شدیدی به خودرو برخورد کرد و ما گرفتار سیلاب شدیم.»
نجات در دل خطر
در دقایق بحرانی پس از گرفتارشدن خودرو در آب، واکنشهای انسانی و غریزی نقش اصلی را ایفا کرد. نیروهای آتش نشانی و امدادگران هلال احمر در محل حضور داشتند؛ حضوری که به گفته شاهدان، به دلیل حادثهای دیگر در همان حوالی بود. عملیات نجات با دشواری فراوان انجام شد و هر دو سرنشین خودرو، در شرایطی نزدیک به خفگی، از آب بیرون کشیده شدند. این بخش از ماجرا، جلوهای از همبستگی اجتماعی در دل بحران را نشان میدهد؛ هرچند خود این فداکاریها نیز بیخطر نبود و متاسفانه جان یکی از نجاتدهندگان را گرفت.
مرز باریک واقعیت و شایعه
اما بحران به همینجا ختم نشد. پس از حادثه، روایتها در فضای عمومی و البته مجازی مسیر دیگری را پیمودند. این دو زن تأکید میکنند خودروی پرایدی که ساعتی پیشتر در نقطهای بالاتر دچار سانحه شده و یک فوتی برجای گذاشته بود، هیچ ارتباطی با آنها نداشته است. با این حال، در افکار عمومی این دو حادثه به هم گره خورد و زمینهساز شایعاتی شد که بار روانی آن، بهمراتب سنگینتر از خود حادثه بود.
قضاوت اجتماعی؛ بحران پنهان
ادعاهایی نظیر ارتباط میان خودروها یا مصرف الکل، بدون هیچ سندی دستبهدست شد؛ تا جایی که از این دو زن آزمایشهای لازم گرفته شد و بیاساسبودن شایعات بهطور رسمی تأیید شد. با این حال، به گفته آنها، نگاههای قضاوتگر و برچسبهای ناعادلانه همچنان ادامه دارد. این بخش از ماجرا، یک پرسش جدی پیش روی جامعه میگذارد: در حوادثی که جان انسانها به خطر میافتد، مسئولیت اخلاقی ما در روایت و بازنشر خبر چیست؟
فراتر از یک حادثه طبیعی
حادثه بند سنگی حسینآباد قبله، نمونهای از همزمانی خطر طبیعی، تصمیم انسانی و واکنش اجتماعی است. از یک سو، ضرورت آموزش عمومی درباره خطرات عبور از مسیرهای سیلابی بیش از پیش احساس میشود و از سوی دیگر، نیاز به ارتقای سواد رسانهای و پرهیز از شایعهپراکنی، بهعنوان بخشی از مدیریت پسابحران، خودنمایی میکند. در نهایت، این گزارش یادآور میشود که گاهی موج قضاوتها، میتواند ویرانگرتر از موج آب باشد.
