جهرم خبر،زندگی برخی، نه تنها یک مسیر، که یک «میراث» است؛ میراثی که از سکوتِ عبادت در سحرگاهها آغاز میشود و به غوغای مبارزه در خیابانهای انقلاب ختم میگردد.
حجتالاسلام والمسلمین مرحوم حاج شیخ جلال حضوری، روحانیِ خوشرویی بود که زندگیاش میان دو قطب «خدمت به دین» و «ایثار برای وطن» گره خورده بود؛ او که از دلِ کوهستانهای موسویه برخاست، با تکیه بر علم و ایمان، در یکی از حساسترین دورانهای تاریخ معاصر ایران، نقشآفرینی کرد.
ریشهها در خاکِ طینت؛ از مکتبخانه تا حوزههای علمیه**
مسیر زندگی شیخ جلال با صدای تلاوت قرآن در مکتبخانهی والدش، حاج شیخ عبدالکریم حضوری، در (ده زیر) موسویه آغاز شد. او از همان روزهای نخست، نه تنها الفبای دین، که الفبای اخلاق را از مکتبِ پدر آموخت. این پشتوانهی تربیتی، مسیر او را به سوی بزرگان حوزه علمیه شیراز و قم گشود؛ جایی که او در کنار نامهای درخشان تاریخ معاصر، همچون آیات: شیخ علی موحد، شیخ احمد بهشتی، آیتالله مشکینی و آیت الله مکارم شیرازی و … آموزش دید و به ستونها و پایه های معرفت اسلامی دست یافت.
مبارزی در سایهی شکنجه؛ وقتی قلم و ایمان، ساواک را به چالش کشید
اما برخلاف تصور عمومی که روحانیت را صرفاً در مساجد میبیند، شیخ جلال حضوری، یک «روحانیِ سیاسی» بود؛ از آن دست مردانی که وظیفهی تبلیغ را در کنار وظیفهی آزادی میدیدند. اسناد تاریخی و پروندههای ساواک، گویای حضور پررنگ او در جریان نهضت امام خمینی (ره) است. از امضای بیانیههای جسورانه در حمایت از امام در سال ۱۳۴۳ تا دستگیری و شکنجههای سنگین پس از وقایع مدرسه فضیه، او هرگز از مسیر خود منحرف نشد.
او نه تنها در میادین تبلیغی از جهرم تا آبادان و حتی بحرین حضور داشت، بلکه در دوران حساس انقلاب، در کنار نام بزرگانِ مذهب، همچون آیتالله حقشناس و آیتالله آیتاللهی، نامش در تلگرافهایی که برای جهانیان ارسال میشد، میدرخشید. بازداشت او در روزهای پرآشوب آبان ۵۷ در راهپیمایی بزرگ، تنها یک حادثه نبود، بلکه نشانهای از تعهد او به دلیری در مسیر حق بود.
ساختنِ ساختارها؛ از کمیتههای انقلاب تا نمایندگیِ ولیفقیه
پس از پیروزی انقلاب، شیخ جلال از یک مبارزِ خیابانی به یک «سازنده» تبدیل شد. او با عضویت در کمیته انقلاب جهرم، وظیفهی سازماندهی بخشهای تابعه را بر عهده گرفت؛ کاری که نیازمند دقتِ اداری در کنارِ روحیه انقلابی بود. او در سالهای بعد، حضور خود را در نهادهای مختلف از سپاه تا بنیاد مسکن و سازمان تبلیغات، به عنوان نماینده ولیفقیه در جهرم تثبیت کرد. او تنها در مساجد نبود؛ او در جبهههای نبرد، در کنار خانوادههای شهدا و در کاروانهای حج، همواره «خدمتگزار» بود.
امامِ جماعتِ قلوب؛ مردی که در حالِ نماز، به سوی خدا رفت
بخشِ پایانی و شاید زیباترین بخشِ تحلیلِ زندگی او، دوران مدیریتِ معنویِ جامعه جهرم است. از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۸۰، او به عنوان امام جماعت مسجد قبله جهرم، نه تنها مسئولیتِ هدایتِ مردم، بلکه مسئولیتِ «بستنِ قلبها به دین» را بر عهده داشت. او با اخلاقِ نیکو و رویِ گشاده، محبوبِ تودههای مردم بود.
مرگِ او، با همان سبکِ زندگیاش همخوانی داشت؛ او در حالی از این جهان رفت که در حالِ زیباترینِ فعالیتهایش بود: «نماز». در سحرگاه جمعه چهارم محرم سال ۱۴۲۲ هجری قمری، در حالی که در سجادهاش بود، به سوی خالق کوچ کرد.
فرجام سخن
مرحوم حاج شیخ جلال حضوری، میراثی از «علم»، «مبارزه» و «خدمت» بر جای گذاشت. او نشان داد که یک روحانی میتواند همزمان هم خادمِ محراب باشد و هم مبارزِ میدان؛ هم مروجِ سنتهای قدیمی باشد و هم پیشروِ تحولاتِ بزرگ اجتماعی. امروز که نام او در کنار اساتید بزرگ حوزه و مبارزان انقلاب میدرخشد، میتوان گفت او نه تنها یک روحانی، که یک نمونه از پیوندِ ایمان و عمل بود.
او
