جهرم خبر- هادی پژوهش جهرمی؛ معاون پیشین استاندار فارس در شرایطی که توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال در هر منطقه، زمانی به نتیجه میرسد که از سطح شعار فراتر رفته و به گامهای عملی و متناسب با واقعیتهای بومی تبدیل شود، بررسی تجربههای موفق کشورهای در حال توسعه میتواند افقهای تازهای پیش روی برنامهریزان محلی بگشاید. آنچه در این میان اهمیت دارد، نه تقلید صرف از الگوهای بیرونی، بلکه اقتباس هوشمندانه از تجربههایی است که در بسترهای مشابه، توانستهاند از دل محدودیتها، فرصت خلق کنند.
بر همین اساس، چهار نمونه عینی از ساختارهای مردمنهاد و تجربههای موفق در کشورهای در حال توسعه، میتواند برای شهرستان جهرم قابل تأمل و الهامبخش باشد؛ نمونههایی که در دل فقر، بیکاری، خشکسالی، حاشیهنشینی و نبود زیرساخت، به راهحلهایی پایدار رسیدهاند و نشان دادهاند که حرکتهای کوچک اما هدفمند، چگونه میتوانند به تحولهای بزرگ اجتماعی و اقتصادی منجر شوند.
زنان، تعاونیها و اقتصاد محلی؛ تجربه موفق SEWA در هند
یکی از شناختهشدهترین الگوها، انجمن زنان خوداشتغال SEWA در ایالت گجرات هند است؛ نهادی مردمی که از سال ۱۹۷۲ با رویکرد عضویتمحور شکل گرفت و امروز با بیش از ۵۳۰ هزار عضو، به یکی از نمونههای برجسته توانمندسازی اقتصادی زنان تبدیل شده است. این مدل در شرایطی به وجود آمد که زنان روستایی مناطق خشک، بهویژه در دورههای خشکسالی، ناچار به مهاجرت یا فروش داراییهای خود بودند و بازار نیز در اختیار دلالانی قرار داشت که محصولات را به بهای ناچیز خریداری میکردند.
راهحل SEWA، ترکیبی از تعاونیسازی، آموزش، دسترسی به فناوری و حذف واسطهها بود. ایجاد دهها تعاونی در بخشهای کشاورزی، لبنیات، صنایع دستی، خدمات و اعتبارات، راهاندازی پلتفرم فروش مستقیم و آموزش سواد دیجیتال، زمینهای فراهم کرد که زنان نهتنها وارد چرخه تولید شوند، بلکه در مدیریت و فروش نیز نقشآفرینی کنند. در این الگو، هزاران زن توانستند مهارتهای دیجیتال بیاموزند، برخی به مربی کامپیوتر تبدیل شوند و بسیاری نیز محصولات خود را بدون واسطه به بازار عرضه کنند؛ بهگونهای که درآمد برخی از آنان دو برابر شد.
برای جهرم، درس اصلی این تجربه روشن است: توانمندسازی دیجیتال زنان، ایجاد ساختار مالی مردمی حتی با سرمایههای اندک، و حذف دلالی از طریق فروش مستقیم میتواند بهعنوان یکی از پایههای توسعه محلی مورد توجه قرار گیرد.
فناوری در خدمت معیشت؛ تجربه «Barefoot College» و برق خورشیدی
نمونه دوم، طرح آموزش و نصب پنلهای خورشیدی Barefoot College در راجستان هند است؛ منطقهای خشک و کویری که سالها با محرومیت از برق و نابودی معیشت کشاورزی روبهرو بود. در این الگو، زنان بهویژه سرپرستان خانوار، که پیشتر از حداقل فرصتهای درآمدی نیز محروم بودند، طی دورههای عملی سهماهه آموزش دیدند تا به مهندسان خورشیدی محلی تبدیل شوند.
نکته مهم در این تجربه، تکیه بر آموزش عملی، سادهسازی دانش فنی و مشارکت زنان و مردان با حداقل سطح سواد بود. نتیجه آن شد که هزاران زن در کشورهای مختلف آموزش دیدند، خانههای روستایی برقدار شدند، مصرف سوختهای آلاینده کاهش یافت و در کنار آن، برای زنان آموزشدیده، درآمد پایدار و موقعیت اجتماعی تازهای شکل گرفت.
این تجربه برای شهرستان جهرم نیز حامل یک پیام روشن است: فقر یا کمسوادی مانع یادگیری فناوری نیست، به شرط آنکه آموزشها کاربردی، تصویری و مرحلهبهمرحله طراحی شوند. از همین رو، میتوان الگوهای مشابهی را در حوزههایی مانند تعمیر موبایل، نصب پنل خورشیدی، مونتاژ کامپیوتر و مهارتهای فنی کوتاهمدت برای جوانان و زنان منطقه تعریف کرد.
از پسماند تا ارزش افزوده؛ اقتصاد چرخشی در پروژه Sujni
سومین نمونه، پروژه Sujni در هند است؛ الگویی که در ایالت بیهار، در بستر بحرانهای ناشی از سیل و خشکسالی، توانست از دل محدودیتهای شدید اقتصادی، یک جریان درآمدزای مردمی ایجاد کند. در شرایطی که روستاییان با درآمد بسیار ناچیز زندگی میکردند و سرمایهای برای شروع کسبوکار نداشتند، این پروژه به سراغ پسماندهای نساجی، موکت و الیاف دورریز رفت و آنها را به محصولات ارزشمند صنایع دستی، از جمله سوجنی و زیراندازهای سنتی، تبدیل کرد.
مزیت اصلی این مدل، تبدیل مواد کمارزش به کالای بازارپسند و ایجاد بازار تضمینی برای فروش بود. در نتیجه، صدها زن توانستند با تولید انبوه این محصولات، درآمدی پایدار به دست آورند، پسانداز کنند و حتی فرزندان خود را به مدرسه بفرستند. این تجربه، نمونهای روشن از اقتصاد چرخشی و مردمی است که از «آنچه در دسترس است» آغاز میشود، نه از سرمایههای بزرگ.
برای جهرم، این الگو بهویژه در حوزه صنایع دستی کمآببر، حصیربافی با گیاهان شورپسند، سفال، یا محصولات چرمی و بومی میتواند قابل بررسی باشد؛ بهخصوص اگر همراه با بازار تضمینی و شبکه فروش منسجم طراحی شود.
برندسازی جمعی و اینترنت؛ تجربه زنان گوارانی در بولیوی
چهارمین نمونه، پروژه زنان گوارانی در بولیوی است؛ منطقهای که با خشکسالی، سیلاب، تخریب محیط زیست و کاهش فرصتهای شغلی دستبهگریبان بود. زنان این منطقه پیشتر صنایع دستی برگ خرما تولید میکردند، اما به دلیل نداشتن دسترسی به بازار، سهمی اندک از ارزش واقعی کار خود میبردند.
با ورود یک همکاری چندجانبه میان نهادهای بینالمللی و دولتی، از جمله WFP، آژانس فضایی بولیوی و وزارت کشاورزی چین، زیرساختهایی همچون وایفای عمومی، آموزش بازاریابی دیجیتال، قیمتگذاری، هزینهیابی و تولید محتوا فراهم شد. در ادامه، یک برند مشترک با نام KARANDAI شکل گرفت که با مشارکت خود زنان طراحی شد و محصولات آن وارد بازارهای فیزیکی و آنلاین شد.
این تجربه نشان داد که برندسازی جمعی، دسترسی به اینترنت و حمایت نهادی دولت میتواند ارزش افزوده محصولات محلی را چند برابر کند و به زنان تولیدکننده، هویت و قدرت رقابت ببخشد. برای شهرستان جهرم نیز، این مدل میتواند بسیار الهامبخش باشد؛ بهویژه اگر با زیرساخت ارتباطی، تشکیل تعاونیها و حمایت مستمر دستگاههای محلی همراه شود.
جمعبندی؛ از تجربههای جهانی تا الگوی بومی جهرم
مرور این چهار تجربه نشان میدهد که توسعه اشتغال و اقتصاد محلی، بیش از هر چیز نیازمند نگاه مسئلهمحور، ساختار مردمی، آموزش کاربردی، بازار تضمینی و حمایت نهادی است. در همه این نمونهها، یک نقطه مشترک دیده میشود: زنان موتور اصلی تغییر بودهاند؛ زیرا هم در یادگیری، هم در تابآوری و هم در اثرگذاری بر معیشت خانواده، نقشی تعیینکننده ایفا کردهاند.
از این منظر، شهرستان جهرم نیز میتواند با تکیه بر ظرفیتهای انسانی، فرهنگی و بومی خود، و با بهرهگیری از تجربههای موفق جهانی، به سمت شکلدهی یک حرکت تازه در حوزه اشتغال و توسعه اقتصادی گام بردارد؛ حرکتی که اگرچه ممکن است از مقیاسهای کوچک آغاز شود، اما در صورت طراحی درست، میتواند به الگویی پایدار و قابل گسترش تبدیل شود.
نکته مهم آن است که آنچه باید در جهرم شکل بگیرد، نه صرفاً یک طرح مقطعی، بلکه یک حرکت توسعهگرایانه متناسب با مقتضیات و ظرفیتهای واقعی شهرستان است؛ حرکتی که از دل مردم آغاز شود و به مردم بازگردد.
