به گزارش جهرم خبر، یک روز گرفتار قطعی برق، روز دیگر اسیر بیآبی. این، داستان امروزِ ساکنان شهرکیست به نام «فرهنگشهر»؛ جایی که سالهاست از کمتوجهی مسئولان رنج میبرد و حالا زیر بار مشکلات زیرساختی، نفس میکشد.
فرهنگشهر نه در بیابانی دورافتاده است و نه در منطقهای خارج از محدودهی شهری. ساکنان آن از دل همین شهر آمدهاند؛ از شرق، از غرب، از شمال و جنوب. اما گویی همین جابهجایی، آنها را از دایرهی اولویتها خارج کرده است. هر بار که مسئولان از موفقیتهای بزرگ خود در حوزهی آب سخن میگویند و با افتخار از انتقال آب سد سلمان به جهرم یاد میکنند، مردمی در فرهنگشهر هنوز برای پر کردن یک دبهی آب، چشمانتظارند.
مشکل کمآبی در این شهرک، نه مسئلهای تازه است و نه غافلگیرکننده. سالهاست این معضل بر سر زبانهاست، اما تاکنون تنها واکنش ملموس، وعدههایی بوده که نه به عمل، که به فراموشی ختم شدهاند. عجیب نیست اگر مردم این منطقه، دعوتنامهای نمادین برای مسئولان بفرستند: «فقط یک روز، با خانوادهتان در این شهرک زندگی کنید. بعد، اگر راضی بودید، برای همیشه بمانید.»
واقعیت این است که بیبرقی را شاید بتوان ساعاتی تاب آورد، اما بیآبی، یعنی زخم عمیق بر پیکرهی زندگی روزمره. بدون آب، هیچچیز معنایی ندارد: نه خانه، نه مدرسه، نه خانواده. و پرسش اساسی اینجاست: چه زمانی قرار است «تدبیر» جایگزین «توجیه» شود؟
مردم فرهنگشهر دیگر امیدی به شعار ندارند. آنها راهحل میخواهند، نه سخنرانی. آستین همت باید بالا زده شود پیش از آنکه بحران، از یک مشکل محلی به بحرانی اجتماعی بدل شود. مسئولان باید باور کنند که خدمت، یعنی دیدن مردمی که دیده نمیشوند.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای نشستن در اتاقهای سرد و بیصدا، در کوچههای گرم و بیآبِ فرهنگشهر قدم بزنیم؛ جایی که صدای زندگی، با صدای خشخش شیرهای خشکیده در هم آمیخته است.
