جهرم خبر| در روایتهای شفاهی و خاطرات مردم جهرم، نامهایی شنیده میشود که با ساز و آواز محلی گره خوردهاند؛ نامهایی که امروز بیشتر در قالب ضربالمثلها و حکایتها زندهاند تا در صحنههای موسیقی.
یکی از این چهرهها «حسن شفیع» بود. مردم وقتی میخواستند از جار زدن یا بیپرده سخن گفتن مثالی بیاورند، میگفتند: «تو ساز حسن شفیع زدن»؛ عبارتی که نشان میدهد ساز او علاوه بر صدایی موسیقایی، نمادی از بلند و آشکار شدن حرف و خبر در میان مردم بوده است.
در کنار او، نام «غُلوم عبدل» نیز در حافظه محلی جای دارد. بسیاری از قدیمیها، از جمله مادران و پدران نسل پیشین، هنوز با لبخند از ساز او یاد میکنند. این دو نفر، از نخستین ساززنهای شناختهشده جهرم بودند؛ کسانی که در مراسم و محافل، صدای سازشان بخشی از زندگی روزمره مردم به شمار میرفت.
اما تاریخ شفاهی موسیقی جهرم به همینجا ختم نمیشود. بعدها نام استاد قنبر نیز به فهرست ساززنهای شهر افزوده شد؛ هنرمندی که پدر استاد آهن، ساززن شناختهشده، بود. این پیوستگی نسلی نشان میدهد که هنر ساززنی در جهرم فارغ از یک اتفاق گذرا، رشتهای ممتد از سنت و مهارت بوده است.
امروز وقتی از این نامها یاد میکنیم، در واقع به بخشی از هویت فرهنگی جهرم اشاره داریم؛ هویتی که در صداهای ساز، در ضربالمثلها و در خاطرات مردم، همچنان زنده است. این یادآوریها بیش از آنکه صرفاً روایت تاریخ موسیقی باشند، بازتابی از زندگی اجتماعی و فرهنگی شهریاند که ساز و آوازش، زبان مردمش بوده است.
